هکتور در مقابل آشیل: مقایسه دو جنگجوی بزرگ

John Campbell 18-04-2024
John Campbell

علاقه مندان به ادبیات کلاسیک هکتور و آشیل را در طول جنگ تروا مقایسه کرده اند و نقاط قوت، ضعف، ماموریت ها و اهداف آنها را به تفصیل تجزیه و تحلیل کرده اند.

آنچه دریافته اند این است که مجموعه ای از درس های ارزشمندی که می توان از این دو جنگجوی بزرگ در طرف های مقابل جنگ گرفت.

این مقاله به انگیزه این سربازان که در دوئل پیروز شدند و آنچه می توانیم از آنها بیاموزیم، پرداخته خواهد شد. بنابراین، حتماً تا آخر بخوانید زیرا ما شخصیت های متضاد دو قهرمان را بررسی می کنیم ، هکتور در مقابل آشیل.

جدول مقایسه

9>10> طبیعت
ویژگی ها هکتور اشیل
انسان کامل نیمه خدایی
نقاط قوت بزرگترین جنگجوی تروا نزدیک شکست ناپذیری
ضعف تمام بدنش پاشنه پا
انگیزه جنگ برای تروی انتقام مرگ دوستش
شخصیت بی خود و وفادار خودخواه و بی وفا

تفاوت بین هکتور و آشیل چیست؟

تفاوت اصلی هکتور و آشیل انگیزه آنها برای جنگ در جنگ تروا بود. هکتور مردی بی خود و خانواده محور بود که به دولت وفادار بود، در حالی که آشیل مردی خودمحور بود که با انتقام دوستش تحریک شد.خودخواه و بدن هکتور را بدنام کرد. در کل، هکتور قهرمان بهتری نسبت به آشیل به نظر می رسد ، با توجه به ارزش های اخلاقی برتر او، اگرچه آشیل جنگجوی بهتری بود.

پاتروکلوس.

آشیل بیشتر برای چه شناخته شده است؟

تولد، تربیت و شخصیت آشیل

آشیل از پادشاه Myrmidons تسالی و تتیس، یک پوره دریایی به دنیا آمد. بنابراین او نیمه فناپذیر بود و مادرش با فرو بردن او در رودخانه جهنمی استیکس، طبیعت او را تقویت کرد. مادرش، تتیس، وقتی او را در رودخانه مرموز فرو برد، نگه داشت. هومر او را به‌عنوان بزرگ‌ترین جنگجوی توصیف می‌کند که هم به خاطر طبیعت و هم به دلیل بهره‌برداری‌هایش در میدان جنگ زندگی کرده است.

او به‌عنوان « بزرگ‌تر از هراکلس، بزرگ‌تر از سندباد بزرگ‌تر از...خوب، کیست. بزرگترین جنگجوی کنونی؟ “. به گفته شاعر یونان باستان، آشیل زمانی که مادرش او را ترک کرد، در خانواده قنطورسی به نام Chiron بزرگ شد.

Chiron او را موسیقی، شکار و فلسفه می‌دانست و او را از یک غذا تغذیه می‌کرد. رژیم غذایی احشای شیر، استخوان های گرگ و گراز وحشی برای تقویت پسر نیمه جاودانه. آشیل در کودکی هدیه صحبت با حیوانات و درک آنها را داشت.

او پر از غرور بود، روحیه انتقام جوی داشت، زود عصبانی می شد و گرم مزاج بود هنگامی که او به دنیا آمد، خدایان پیشگویی کردند که اگرچه او تقریبا جاودانه است، اما پس از سفر به تروا، مرگ او فرا خواهد رسید. عبارت« پاشنه آشیل » حتی در میان افرادی که هرگز شعر کلاسیک را نخوانده اند یا نشنیده اند. پاشنه آشیل عبارتی است که آسیب پذیری یک فرد یا سیستم غیرقابل شکست را توصیف می کند که می تواند منجر به سقوط شود.

طبق منشأ این اسطوره، مادر آشیل، تتیس، می خواست با فرو بردن او در کودکی در رودخانه استایکس او را جاودانه کند. تتیس در حالی که بقیه بدن را در رودخانه جهنمی فرو می برد، پاشنه پا را نگه داشت.

بنابراین، در حالی که هر قسمت از بدن آشیل شکست ناپذیر بود، پاشنه پا که مادرش در دست داشت، آسیب پذیر بود، زیرا آن قسمت باقی می ماند. بالای استیکس بعداً، آشیل لشکرهای یونانی را علیه تروا رهبری کرد مخصوصاً برای کشتن هکتور و انتقام مرگ دوست عزیزش پاتروکلوس.

اگرچه او در انجام مأموریت خود موفق بود، او با شلیک خطا به پاشنه پا کشته شد ، تنها نقطه ضعفی که داشت. اینگونه بود که عبارت و اصطلاح اصطلاحی "پاشنه آشیل" به وجود آمد.

آخیل به دلیل قدرتش مشهور بود

قهرمان یونانی بیشتر به دلیل قدرت، شجاعت، اعتماد به نفس و تقریباً شکست ناپذیری شهرت داشت. و بزرگترین جنگجو در کل یونان. او همچنین مردی باهوش بود که زیبایی او چندین زن را به خود جذب می کرد.

وقتی آشیل جوان بود، پیشگویی ادعا می کرد که او در تروا خواهد مرد و پدرش پلئوس را مجبور کرد که او را نزد شاه لیکومدس بفرستد. اسکایروس. پس پادشاهآشیل را با لباس پوشاندن او مبدل کرد تا مانند یکی از دخترانش به نظر برسد، حرف بزند و رفتار کند.

آخیل احتمالاً از این موضوع سوء استفاده کرده و با یکی از دختران پادشاه به نام دیدمیا خوابید و آنها دختری را به دنیا آوردند پسری به نام نئوپتولموس که به آن پیرهوس نیز گفته می شود. آشیل جوان در دربار شاه لیکومدس بزرگ شد تا اینکه ایالت های یونانی تصمیم گرفتند به دلیل گرفتن همسر پادشاه منلائوس، هلن، علیه تروا جنگ کنند.

با این حال، یونانیان توسط کالخاس بیننده هشدار داده شدند که شکست تروا منجر به شکست تروا خواهد شد. بدون آشیل خاص غیر ممکن است. از این رو، دستور جستجوی آشیل داده شد تا اینکه او را در جزیره اسکایروس در دربار پادشاه لیکومدس یافتند.

یونانیان آشیل را متقاعد کردند که برای آرمان خود بجنگد و او موافقت کرد و با 50 کشتی خود رسید. هر کشتی حاوی 50 سرباز میرمیدون بود که به شدت به او ارادت داشتند. آشیل با میرمیدون‌های خود در نه سال اول جنگ با 11 جزیره و 12 شهر جنگید و ویران کرد. این منجر به شکست ویرانگر برای نیروهای یونانی شد زیرا تروجان ها با آنها مقابله کردند.

همچنین ببینید: Miser Catulle, desinas ineptire (Catullus 8) – Catullus – Rome باستان – ادبیات کلاسیک

آخیل همچنین به خاطر وفاداری اش شناخته شده است

جنگجوی نهایی یونانی مشهور است. به خاطر وفاداری اش به دوستش پاتروکلوس که زمانی که آنها پسر بودند ملاقات کرد. زمانی که آشیل تصمیم به مبارزه گرفتپاتروکلوس به خاطر بی احترامی یونانیان به او، خود را به شکل آشیل درآورد و به مبارزه با تروجان ها رفت.

او امیدوار بود که دیدن او که به شکل آشیل مبدل شده بود برای ترساندن ترواها و تغییر جزر و مد به نفع تروجان ها کافی باشد. یونانی ها. با این حال، آشیل به پاتروکلوس هشدار داد به سمت تروا حرکت نکند بلکه فقط میرمیدون ها را هدایت کند تا تروجان ها را از کشتی های یونانی دور کنند.

پاتروکلوس به هشدار آشیل توجهی نکرد و به تروا رفت که به مرگ او منجر شد به دست هکتور. این باعث عصبانیت آشیل شد که تصمیم خود را لغو کرد و به دنبال انتقام مرگ دوست عزیزش پاتروکلوس به جنگ رفت.

یونانی ها و آشیل هکتور را می کشند و آشیل جسد او را به اردوگاه خود می کشاند. عشق آشیل به پاتروکلوس موضوع بسیاری از آثار ادبی بوده است که برخی معتقدند آنها عاشق هستند.

هکتور بیشتر به چه دلیل شناخته شده است؟

تولد، تربیت و شخصیت هکتور

برعکس، هکتور کاملاً انسان بود، پسر ارشد پریام و هکوبا هر دو پادشاه و ملکه تروی. هکتور به‌عنوان همسطح و یکنواخت و همچنین جنگجوی نهایی کل ارتش تروا به تصویر کشیده می‌شود.

محققان اشاره کرده‌اند که او تنها شخصیتی است که در هر 24 مورد ذکر شده است. کتاب های ایلیاد هکتور پسر خوبی بود که پدرش را بر خلاف برادر کوچکترش پاریس که هلن را ربود و کل تروا را به خاک و خون کشید، شاد کرد.خطر.

شخصیت او او را نزد آپولو، خدای نبوت، محبوب کرد و به عنوان پسر آپولو توصیف شد . او شوهر خوبی بود که قبل از رفتن به نبرد برای رویارویی با یونانیان از همسرش اجازه گرفت. او همچنین یک دوست وفادار بود که از سارپدون، پسر زئوس دفاع می کرد.

او بی خود، متواضع، محترم بود و بر خلاف آشیل که صرفاً انگیزه انتقام داشت، برای خیر تروا جنگید. برای دوستش پاتروکلوس اگر پاتروکلوس زنده بود، آشیل پس از آزرده شدن از آگاممنون هیچ دلیلی برای بازگشت به جنگ نداشت.

هکتور به دلیل قدرت و شجاعتش محبوب است

هکتور نیز مانند آشیل محبوب است. به دلیل شجاعت و قدرت در دفاع از ناموس شهر تروا مشهور است. او به عنوان بزرگترین جنگجوی تروا شناخته می شد که شکست های سنگینی به یونانی ها داد و پیشرفت های آنها را دفع کرد. و پیشگویی را برآورده کرد که بیان می‌کرد اولین کسی که در تروا فرود می‌آید از مرگ رنج می‌برد.

همچنین ببینید: لیکومدس: پادشاه اسکایروس که آشیل را در میان فرزندانش پنهان کرد

اگرچه پروتسیلاوس از این پیش‌گویی می‌دانست، او فکر می‌کرد که می‌تواند با انداختن سپر خود و فرود آمدن بر آن، خدایان را گول بزند. با این حال، هنگامی که او بر روی سپر خود فرود آمد، با هکتور مواجه شد و کشته شد.

هکتور به خاطر جوانمردی اش شناخته شده است

هکتور علاوه بر قدرت، به خاطر شهرت دارد. نجابت و ادب که نسبت به او نشان داددشمنان او در طول جنگ، هکتور جنگجویان یونانی را به چالش کشید تا قوی‌ترین سرباز خود را انتخاب کنند تا بیایند و در یک دوئل با او بجنگند. جنگجویی که از سپر عظیم غیرقابل نفوذ برخوردار بود. هکتور نتوانست آژاکس را شکست دهد، بنابراین هر دو نفر هدایایی را رد و بدل کردند. آژاکس شمشیر هکتور را دریافت کرد در حالی که هکتور کمربند آژاکس را به دست آورد.

این اقدام تنها توسط هکتور و آژاکس منجر به آتش بس شد که در آن هر دو طرف توافق کردند که برای دفن مردگان مدتی استراحت کنند. علاوه بر این، قبل از رفتن به جنگ برای جلوگیری از پیشروی یونانیان، همسر هکتور آندروماخ تلاش کرد توقف کند و او را متقاعد کند که بماند . به جای اینکه او را کنار بگذارد، به آرامی به او یادآوری کرد که باید برای جلوگیری از فتح تروی بجنگد. او به او اطمینان داد که تنها در صورتی می توان او را کشت.

او آندروماخ و پسرش آستیناکس را در آغوش گرفت و دعا کرد که پسرش بزرگتر از او شود. او سپس عازم میدان جنگ شد هرگز به خانواده و پادشاهی خود بازنگشت .

سوالات متداول

هکتور در مقابل آشیل چه کسی برنده شد؟

آشیل در مبارزه با هکتور با پرتاب یک تیر از سوراخ کوچکی در ناحیه گردن پیروز شد و او را کشت. بر اساس نسخه های دیگر، آشیل از شکافی که در زره او در اطراف گردن هکتور بود، با چاقو ضربه ای زد. بنابراین آشیل با موفقیت انتقام مرگ دوستش پاتروکلوس را گرفت.

چرا آشیل کشیدبدن هکتور؟

آخیل جسد هکتور را هم برای انتقام مرگ دوست عزیزش پاتروکلوس و هم برای تحقیر هکتور کشید . پدر هکتور، شاه پریام تروا، سپس از آشیل درخواست کرد که جسد پسرش را رها کند تا بتواند او را به خاک بسپارد.

چه کسی آشیل را کشت و آشیل چگونه مرد؟

آشیل توسط پاریس کشته شد که یک تیر مستقیم به پاشنه پا شلیک کرد . برخی از نسخه‌ها ادعا می‌کنند که تیر توسط خدای آپولو هدایت شده است، در حالی که نسخه‌های دیگر نشان می‌دهند که آشیل زمانی که قصد غارت شهر تروا را داشت، با یک تیر شلیک شد.

آیا آشیل واقعی بود؟

کسی نمی‌تواند به طور قطع بگوییم که آیا آشیل واقعا زندگی کرده است یا نه. یا او یک شخص واقعی بود که بعدها اسطوره شد و قدرت و توانایی های مافوق بشری نسبت داد یا کاملاً تخیلی بود. با توجه به وقایع ماوراء طبیعی که در طول نبرد رخ داد. محققان نتوانسته‌اند تعیین کنند که آیا آشیل و هکتور واقعاً به این شکل زندگی می‌کردند، می‌توان با خیال راحت نتیجه گرفت که داستان تخیلی هومر است.

آیا آشیل بهتر از هکتور بود؟

چه زمانی این به آداب، جوانمردی و افتخار می‌رسید، هکتور بسیار جلوتر از رقیب خود آشیل بود . با این حال، با مقایسه قدرت، شجاعت، اعتماد به نفس و مهارت، آشیل بهتر از هکتور بود. بنابراین، می توانیم نتیجه گیری کنیمکه هکتور یک قهرمان بزرگتر بود در حالی که آشیل بهترین جنگجو بود.

آیا هکتور یک شانس واقعی برای شکست دادن آشیل داشت؟

نه، او چنین نبود . ابتدا خدایان اراده کرده بودند که هکتور به دست آشیل بمیرد و به همین دلیل آتنا به کمک آشیل می آید. همچنین آشیل جنگجو و جنگجوی بهتری بود و تقریباً نابود نشدنی بود، بنابراین هکتور شانسی برای شکست دادن آشیل نداشت. ، دو شخصیت ایلیاد شباهت ها و تفاوت هایی با هم داشتند. این دو جنگجو دارای خون سلطنتی بودند و بهترین سربازان بودند که نماینده هر یک از طرفین جنگ بودند.

هر دو به اهداف خود وفادار بودند و با یکدیگر می جنگیدند با این باور که هدف آنهاست. بهترین بود . دو جنگجوی بزرگ با هکتور، که به عنوان بزرگترین جنگجو در تروا شناخته می‌شود، قدرت بی‌اندازه‌ای داشتند، در حالی که آشیل قوی‌تر از هراکلس و علاءالدین بود. نیمه فانی با پاشنه اش تنها نقطه ضعفش. اگرچه هر دو وفاداری خود را ثابت کردند، وفاداری هکتور به دولت بود ، و حاضر بود برای آن بمیرد در حالی که آشیل فقط با انگیزه انتقام از دوستش پاتروکلوس بود.

هکتور در اعمال خود فداکار بود. و نسبت به حریفان احترام قائل بود، از سوی دیگر آشیل بود

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها