هلن – اوریپید – یونان باستان – ادبیات کلاسیک

John Campbell 29-04-2024
John Campbell

(تراژدی، یونانی، 412 ق.م، 1692 سطر)

مقدمهبرای سال‌ها در مصر در حالی که وقایع جنگ تروا و عواقب آن در جریان بود، از توسر یونانی تبعیدی متوجه می‌شود که شوهرش، پادشاه منلائوس، در بازگشت از تروا غرق شده است. این اکنون او را در موقعیتی قرار می دهد که برای ازدواج در دسترس است و تئوکلیمنوس (اکنون پادشاه مصر پس از مرگ پدرش، شاه پروتئوس) به طور کامل قصد دارد از این موقعیت استفاده کند. هلن با تئونو، خواهر پادشاه، در تلاش برای تایید سرنوشت شوهرش مشورت می‌کند.

اما وقتی غریبه‌ای به مصر می‌رسد و معلوم می‌شود که خود منلائوس است، ترس او برطرف می‌شود. زن و شوهری که مدت ها از هم جدا شده اند یکدیگر را می شناسند، اگرچه منلئوس در ابتدا معتقد نیست که او می تواند هلن واقعی باشد، زیرا هلنی که او می شناسد به سلامت در غاری نزدیک تروا پنهان شده است.

در نهایت در اینجا توضیح داده می شود. اینکه زنی که منلائوس در سفر از تروا با او غرق شد (و ده سال گذشته را برای او جنگیده بود) در واقعیت فقط یک شبح یا شبیه‌سازی هلن واقعی بود. داستان این است که چگونه از شاهزاده تروا پاریس خواسته شده بود که بین الهه‌های آفرودیت، آتنا و هرا قضاوت کند، و چگونه آفرودیت با هلن به عنوان عروس به او رشوه داده بود اگر او را منصفانه‌تر قضاوت کند. آتنا و هرا با جایگزین کردن هلن واقعی با یک فانتوم انتقام خود را از پاریس گرفتند و این شبیه‌سازی بود که توسط پاریس به تروا منتقل شد در حالی که هلن واقعی بود.توسط الهه ها به مصر فرستاده شد. یکی از ملوانان منلائوس وقتی به او اطلاع می دهد که هلن دروغین به طور ناگهانی در هوا ناپدید شده است، این داستان بعید را تأیید می کند. مصر. هلن با سوء استفاده از شایعه مرگ منلائوس، به پادشاه تئوکلیمنوس می‌گوید که غریبه‌ای که به ساحل آمد، پیام‌آوری بود که برای تایید مرگ شوهرش فرستاده شد. او به پادشاه پیشنهاد می کند که اکنون می تواند به محض انجام یک مراسم تشییع جنازه در دریا با او ازدواج کند و به طور نمادین او را از اولین عهد عروسی خود رها کند. پادشاه این نقشه را دنبال می کند و هلن و منلائوس از این فرصت استفاده می کنند تا با قایق که برای مراسم به آنها داده شده است فرار کنند.

تئوکلیمنوس وقتی می فهمد چگونه فریب خورده است عصبانی می شود و نزدیک بود خواهرش را بکشد. تئونو که به او نگفت منلائوس هنوز زنده است. با این حال، مداخله معجزه آسای نیمه خدایان کاستور و پولیدئوس (برادران هلن و پسران زئوس و لدا) از او جلوگیری می کند.

9>تجزیه و تحلیل

بازگشت به بالای صفحه

همچنین ببینید: محیط اودیسه - چگونه تنظیم حماسه را شکل داد؟

این نوع در اسطوره هلن بر اساس داستانی است که اولین بار توسط هرودوت مورخ یونانی، حدود سی سال قبل از نگارش نمایشنامه پیشنهاد شد. طبق این سنت، خود هلن اسپارتی هرگز توسط پاریس به تروا برده نشد.فقط "eidolon" او (یک شبح شبیه یا شبیه‌سازی ایجاد شده توسط هرمس به دستور هرا). هلن واقعی در واقع توسط خدایان به مصر برده شد، جایی که او در طول سال‌های جنگ تروا، تحت حمایت پروتئوس پادشاه مصر، بی‌رحم بود. در آنجا او همیشه به شوهرش پادشاه منلائوس وفادار ماند، علی‌رغم لعنت‌هایی که یونانی‌ها و تروجان‌ها به او به خاطر خیانت فرضی‌اش و در وهله اول به راه انداختن جنگ بر او وارد کردند.

«هلن» یک نمایشنامه کاملاً سبک با اندکی تراژدی سنتی در مورد آن است، و گاهی اوقات به عنوان یک عاشقانه یا ملودرام یا حتی به عنوان یک تراژی-کمدی طبقه بندی می شود (هر چند در یونان باستان واقعاً بین تراژدی و کمدی همپوشانی وجود نداشت و بازی مطمئناً به عنوان یک تراژدی ارائه شد). با این حال، این شامل بسیاری از عناصر داستانی است که به طور کلاسیک یک تراژدی را تعریف می کند (حداقل به گفته ارسطو): واژگونی (هلن واقعی و کاذب)، کشف (کشف منلاوس مبنی بر زنده بودن همسرش و اینکه جنگ تروا درگیر شده است. بدون دلیل یا بدون دلیل) و فاجعه (تهدید تئوکلیمنوس برای کشتن خواهرش، حتی اگر محقق نشود). و افسانه ها (برخلاف کمدی هایی که معمولاً روی شخصیت های معمولی یا کم کلاس تمرکز می کنند). «هلن» مطمئناً با آن مطابقت داردلازمه تراژدی، منلائوس و هلن دو تن از مشهورترین چهره های اسطوره یونان هستند. با این حال، اوریپید با نشان دادن منلائوس قدیم که لباس های ژنده پوش پوشیده و مجبور به گدایی غذا شده است (و حتی در معرض خطر بیرون راندن توسط یک پیرزن برده) جدول را تغییر می دهد (همانطور که اغلب در نمایشنامه هایش انجام می دهد). در یک نقطه). به همین ترتیب، اگرچه تئوکلیمنوس در ابتدا به عنوان یک ظالم ظالم شناخته می‌شود، اما در واقع معلوم می‌شود که او چیزی شبیه به حیله‌گری و تمسخر است.

همچنین ببینید: آیا بیولف واقعی بود؟ تلاشی برای جدا کردن واقعیت از داستان

اوریپید همچنین دو مورد از عمیق‌ترین مشاهدات را در نمایشنامه ارائه می‌کند. برده‌های پست: برده‌ای است که به منلائوس اشاره می‌کند که تمام جنگ تروا در واقع بدون هیچ دلیلی انجام شده است، و برده دیگری است که سعی می‌کند وقتی تئوکلیمنوس می‌خواهد تئونوئه را بکشد، مداخله کند. ارائه یک برده به عنوان شخصیتی درستکار و اخلاقی که اقتدار اربابش را تضعیف می کند در تراژدی نادر است (اگرچه در اوریپید که به دلیل شکستن قراردادها و استفاده از تکنیک های بدیع در نمایشنامه هایش شهرت دارد، کمتر دیده می شود).

نمایشنامه به طور کلی پایان خوشی دارد، اگرچه این به خودی خود مانع از طبقه بندی آن به عنوان یک تراژدی نمی شود و تعداد شگفت انگیزی از تراژدی های یونان باستان پایان های خوشی دارند (به همین ترتیب، یک کمدی لزوماً با پایان خوش تعریف نمی شود). هر چند پایان خوش دارای معانی تاریکی است، اما به طرز نگران‌کننده‌ای بی‌نیاز استقتل عام مردان غیرمسلح در کشتی فرار توسط منلائوس و لحظه شوم زمانی که تئونو تقریباً توسط برادرش به قصاص کشته می شود. طرح تدبیر هلن و منلائوس و فرار آنها با کشتی تقریباً مشابه آنچه در نمایشنامه اوریپید "Iphigenia in Tauris" استفاده شده است. .

علیرغم برخی نکات کمیک در نمایشنامه، پیام اصلی آن - سوالات نگران کننده آن در مورد بیهودگی جنگ - بسیار غم انگیز است، به ویژه درک این موضوع که ده سال جنگ (و در نتیجه مرگ هزاران نفر) مردان) همه به خاطر یک فانتوم صرف بود. جنبه تراژیک نمایشنامه نیز با ذکر برخی مرگ‌های جانبی شخصی بیشتر می‌شود، مانند زمانی که توسر به هلن خبر می‌دهد که مادرش، لدا، به دلیل شرمندگی دخترش خودکشی کرده است، و همچنین پیشنهاد می‌شود. که برادرانش، دیوسکوری، کاستور و پولیدئوس، به خاطر او خودکشی کردند (اگرچه در این فرآیند خدایی شدند).

منابع

بازگشت به بالای صفحه

  • ترجمه انگلیسی توسط E. P Coleridge (Internet Classics Archive): //classics.mit.edu/Euripides/helen.html
  • نسخه یونانی با ترجمه کلمه به کلمه (Perseus Project): //www.perseus.tufts.edu/ hopper/text.jsp?doc=Perseus:text:1999.01.0099

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها