ItzpapalotlButterfly Goddess: الهه سقوط کرده اساطیر آزتک

John Campbell 12-10-2023
John Campbell

Itzpapalotl-الهه پروانه به عنوان کسی که در سرزمین بهشتی Tamoanchan، که بهشت ​​نوزادان مرده و زنانی است که هنگام زایمان مرده اند، فرمانروایی می کرد، شناخته می شد. این جایی است که نژاد بشر از خون قربانی ایجاد شد و استخوان‌ها از دنیای زیرین Mictlan به سرقت رفت. او یک زن جنگجو با ظاهر بال های پروانه ای بود که شبیه تیغه سنگی به همراه سر و پنجه های اسکلتی بود.

درباره Itzpapalotl اطلاعات بیشتری کسب کنید تا مشخص کنید که آیا او یک الهه ترسناک یا خوب در اساطیر آزتک است.

Itzpapalotl-Butterfly Goddess چه کسی بود؟

الهه Itzpapalotl-Butterfly was الهه بهشت که بر تاموآنچان حکومت می‌کرد، سرزمینی که زنان یا کودکان در آنجا زنده نمی‌ماندند یا پس از زایمان زنده نمی‌ماندند. Itzpapalotl یکی از نام های الهه پروانه است که به معنای "پروانه پنجه دار" یا "پروانه ابسیدین" است. Rothschildia Orizaba جنس پروانه از خانواده Saturniidae است. با این حال، او بال‌هایی با نوک سنگ چخماق به‌عنوان یکی از سلاح‌هایش به همراه پنجه‌های جگوار و پاهایش با چنگک‌های عقاب دارد.

همچنین ببینید: ادیپ تیرسیاس: نقش بینا کور در ادیپ شاه

الهه پروانه‌ای Itzpapalotl به عنوان یک الهه شامانی و یک جادوگر قدرتمند شناخته می‌شود. او می‌توانست ظاهرهای متفاوتی داشته باشد، مانند یک زن زیبا و فریبنده با موهای بلند مشکی و پودرصورت سفید یا یک پروانه اسکلتی وحشتناک که برای هرکسی که او را می بیند ترس ایجاد می کند.

منشا

Itzpapalotl در ابتدا ایجاد شد و در بالاترین بهشت ​​Tonatiuhichan زندگی می کرد. او سپس سقوط کرد. به دلیل اقدامی سرکش به آسمان میانه که تلیلان-تلاپلان نامیده می شود. او عاشق Xociphili، خدای جنسی، عاشقانه، رقص و قمار شد.

Itzpapalotl به معشوقش کمک کرد انتقام مرگ ناعادلانه دوستان Xociphili به دست خورشید را بگیرد. خدای تنتیوه Xociphili موفق شد Tonatiuh را بکشد زیرا Itzpapalotl به او اجازه داد شنل نامرئی او را قرض بگیرد. با این حال، این زوج تنبیه شدند و به بهشت ​​Tlalocan فرستاده شدند، قلمرویی که توسط Tlaloc، خدای باران اداره می شد.

آنها مدتی با خوشحالی زندگی کردند، اما در نهایت، خدای بهار و بازسازی، Xipe Totec، , با Tlaloc جنگید و کشت و بهشت ​​Tlalocan را نابود کرد. کسانی که در آنجا زندگی می کردند به زمین و دیگران به دنیای زیرین فرود آمدند.

امواج عظیمی زمین را در نوردید و همه چیز را در حالی که آب به بهشت ​​سرازیر شد، کشت. Itzpapalotl موفق شد درست بالای چشم انداز سیل زده پرواز کند در حالی که Xociphili شکست خورد و متأسفانه در سیل از بین رفت و دیگر پیدا نشد. در آن نقطه، Itzpapalotl به بهشت ​​Tamoanchan سقوط کرد، بهشت ​​زیرزمینی.

Itzpapalotl in Myths

Itzpapalotl nahualli یا حیوانی که او با آن روحیه مشابهی دارد آهو بود. بالهای Itzpapalotl گاهی اوقات به صورت بال خفاش به تصویر کشیده می شود که گاهی در فرهنگ عامه به آن «پروانه سیاه» می گویند. در برخی از افسانه های آزتک، Itzpapalotl و Tzitzimimeh او خود را به عنوان پروانه سیاه در می آورند تا روح ها را در طول خورشید گرفتگی ببلعند.

Itzpapalotl مخفف پاکسازی یا جوان سازی، است، اما پس از آن پروانه سیاه نماد مرگ است. ، تجدید، تولد دوباره یا دگرگونی در برخی فرهنگ ها.

تحول Itzpapalotl

ایتزپاپالوتل با تحمل اندوه سنگین از دست دادن یک معشوق، ایمان خود را به زندگی و شادی از دست داد. این باعث شد بال های زیبایش پژمرده شود و به زودی بدنش شروع به انحطاط و مرگ کرد.

اما او به طور تصادفی به داخل غاری در تاموآنچان به نام Cuauhnahuac سرگردان شد، جایی که خالق اولین انسان و زن، Ehcatl، زندگی کرد. او بدن او را بازسازی کرد و او را به زندگی بازگرداند.

اما این بار او به الهه ای تاریک با قلبی پر از نفرت و پرخاشگری تبدیل شد. وجود او ویرانی را به طرز وحشتناکی به همراه داشت. او به قبایل مجاور کمین کرد و آنها را سلاخی کرد. او یک خورشید سیاه در غار کشید و تمام خون کسانی را که کشته بود با بیرون ریختن آن از بدنشان جمع کرد تا به قدرتی که انباشته کرده بود بیفزاید.

آهو دو سر و دو مار نگهبان

در یک نسخه خطی از سال 1558، داستان Itzpapalotl نقل شده است که او به همراه Coatlicue تشکیل شده و شروع به دیده شدن کردند.به عنوان آهوی دو سر توسط دو مار نگهبان، Xiuhnel و Mimich، که به عنوان مردان مبدل شده بودند و سعی می کردند آنها را با کمان شکار کنند. با این حال، آن دو به راحتی از آنها طفره رفتند.

شکار چند روز و شب به طول انجامید، با چند تله و کمین در اینجا و آنجا تا اینکه Itzpapalotl و Coatlicue تصمیم گرفتند خود را به عنوان مبدل کنند. زنان اغوا کننده برای فریب دادن دو مرد.

آنها کلبه ای ساختند که در آن بمانند و با صدایی شیرین آنها را صدا زدند و ژیوهنل و میمیچ را دعوت کردند و از آنها پرسیدند که کجا هستند. با هم بپیوندند، بخورند و بنوشند.

میمیچ شک خود را در مورد هویت زنان ابراز کرد. با این حال، Xiuhnel تصمیم گرفت نزدیک‌تر آمده و از فنجانی که Itzpapalotl ارائه کرده بود بنوشد. نوشیدنی باعث شد بلافاصله دراز بکشد و با او بخوابد. Itzpapalotl ناگهان سینه او را پاره کرد و او را بلعید. میمیچ این واقعه هولناک را دید و فرار کرد، اما داخل کاکتوس بشکه‌ای خاردار افتاد و ایتزپاپالوتل نیز او را بلعید.

همچنین ببینید: ترجمه کاتولوس 12

قدرت‌های Itzpapalotl با نوشیدن تمام خون که احتمالاً می‌توانست شعله‌ور شد. از هر یک از قربانیان خود تخلیه شود. سپس موجوداتی را به دست آورد که می خواستند به او خدمت کنند. آنها زمانی ستاره های زیبایی بودند که سقوط کردند و تصمیم گرفتند به کنار او بپیوندند. همه آنها در حالت تاریک خود به زنان اسکلتی وحشتناک تبدیل شدند و به هیولای Itzpapalotl معروف شدند. آنها را تزیتیمیمه نیز می نامیدند.

Itzpapalotlهدایای بندگانش عمدتاً شامل خون قاعدگی یا فقط خون خالص و شراب قرمز بود.

حکم نهایی درباره Itzpapalotl

خدایان از آنچه اتفاق افتاد نگران شدند و به دنبال مجازات Itzpapalotl بودند. با فرستادن Chalchiuhtotolin خدای بیماری و طاعون. با این حال، قدرت Itzpapalotl قوی تر بود و او توانست او را شکست دهد. Chalchiuhtotolin برای نجات جانش دعا کرد، اما Itzpapalotl همچنان او را قربانی می‌دانست، قلبش را پاره کرد و با او جشن گرفت.

این عمل خدایان را بیش از پیش خشمگین کرد، به طوری که آنها به این نتیجه رسیدند حکم نهایی از طریق شورایی که سرنوشت او را رقم زد. پنج خدا و الهه، یعنی کویولکساوهکی، سیتلالیک، چالمکاتکوچتلز، آتلاکامانی و مکسلی او را نفرین کردند، به طوری که هر چه در دل او یافتند که گرانبها می دانست، آن را بردند. نفرین از سه آسمان گذشت و باعث شد که قدرت قوی داشته باشد و زندگی ایتزپاپالوتل را در حرکت رو به جلو بدبخت کند.

بهشت تاموآنچان

تزیمه و فرمانروای تاموآنچان طبقه بندی شده است. 1>محافظ قابله ها و زنان در حال زایمان. Itzpapalotl بر روح کودکان و زنان حکومت می کند. در Tamoanchan درختی شیرخوار وجود دارد که دارای 400000 نوک سینه است. این به کودکان اجازه می دهد تا شیر بخورند و به آنها قدرت می دهد تا برای تجسم مجدد آماده شوند.

برخی می گویند که Itzpapalotl Chihuateteo است، که به معنای الهی است.زن. او را گاه زنی فانی می دانند که هنگام زایمان مرده و سپس به روح دوراهی تبدیل شده است، به همین دلیل است که او بر سرزمین تاموآنچان حکومت می کند.

اقتباس های مدرن

مشابه شخصیت‌های اساطیری یونانی که نویسندگان یا تهیه‌کنندگان برای داستان‌های یک فیلم یا سریال تلویزیونی خلق کرده‌اند، برخی از شخصیت‌های اساطیر آزتک نیز اقتباس شده‌اند.

برای مثال، در رمان فانتزی، کمیک، و داستان های کوتاه لورل کی. همیلتون، سریال آنیتا بلیک: شکارچی خون آشام، Itzpapalotl به عنوان یک خون آشام آزتک ظاهر می شود و خود را به عنوان یک خدا می داند. هنگامی که چهار تن از کشیش هایش مورد تجاوز قرار گرفتند و رها شدند تا بمیرند، او دوازده متجاوز را به خون آشام تبدیل کرد. اگر یکی از آنها از او سرپیچی کند، به کاهنان دستور می دهد که آنها را شلاق بزنند.

او هزار سال سن دارد، و یک خدمتکار انسانی به نام پینوتل دارد. او همچنین صاحب یک باشگاه پروانه ابسیدین است. قدرت و توانایی های Itzpapalotl در این سریال شباهت هایی با نحوه ترسیم او در اساطیر آزتک دارد، که در آن او می تواند با تخلیه زندگی از دیگران قدرت کسب کند و می تواند حیواناتی مانند جگوارها را بخواند.

نتیجه گیری

در فرهنگ آزتک، Itzpapalotl الهه خوب است یا بد؟ به دلیل فاجعه ای که برای او اتفاق افتاد. به نوعی می توان گفت که Itzpapalotl نه کاملاً شرور است، بلکه کاملاً خوب نیز نیست. در اینجا برخی از جزئیات مهم برای به خاطر سپردن آورده شده استItzpapalotl.

  • او از بالاترین شکل بهشت ​​Tonatiuhichan به Tlillan-Tlapallan، به Tlalocan، و سپس به Tamoanchan سقوط کرد، جایی که او بر سرزمین بهشتی حکومت کرد.
  • Itzpapalotl تبدیل به یک هیولای درنده شد که می خواست خون بنوشد و در عین حال یک فرمانروا و جنگجو بود که از زنان کشته شده در هنگام زایمان و نوزادان مرده محافظت می کرد.
  • او به خاطر اتفاقی که برای او افتاد به الهه و جادوگری تاریک تبدیل شد. معشوقی که به دلیل نابودی بهشت ​​Tlalocan درگذشت.
  • Itzpapalotl به یک جادوگر قدرتمند تبدیل شد که برخی از موجودات به او خدمت می کنند، که باعث خشم سایر خدایان شد که شورایی تشکیل دادند که در نهایت تصمیم به نفرین او گرفتند.
  • او یک محافظ و یک زن جنگجو در قلمرو خود است.

Itzpapalotl می تواند چهره ای از قدرت زنانه باشد؛ او یک جنگجوی سرسخت، حیله گر و قوی است. . او ممکن است به عنوان یک روح خوار شناخته شود، اما او همچنین بر قربانیان مرگ و میر نوزادان و مادرانی که در حین زایمان مرده بودند، حکومت می کرد و از آنها محافظت می کرد.

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها