کودکان زئوس: نگاهی به محبوب ترین پسران و دختران زئوس

John Campbell 12-10-2023
John Campbell

فرزندان زئوس ، بسته به منبع، می تواند بین 50 تا 100 یا حتی بیشتر باشد به دلیل روابط متعدد او با تعداد زیادی از زنان. گفته شد که هیچ زنی در زیر آفتاب و حتی در آسمان نمی تواند در برابر پیشروی های او مقاومت کند.

برخی از فرزندان او خدایان مانند او شدند و با او در کوه المپ حکومت کردند و برخی دیگر فانی شدند. پوشاندن تمام فرزندان زئوس در این مقاله غیرممکن است، بنابراین ما روی معروف ترین آنها تمرکز می کنیم .

– آتنا، مورد علاقه فرزندان زئوس

آتنا یکی از اولین خدایی است که توسط زئوس به دنیا آمد و برخی نسخه ها می گویند که او را خودش به دنیا آورد . بر اساس این نسخه های اساطیر یونان، آتنا از سر زئوس بیرون آمد و الهه جنگ شد.

اما نسخه های دیگر نیز نشان می دهند که زئوس مادر آتنا، متیس را بلعید. الهه نصیحت خردمندانه یونانی در حالی که آتنا را باردار بود. دلیل اینکه زئوس متیس را خورد متفاوت است، اما برخی نسخه ها بیان می کنند که زئوس در تلاش بود متیس را بکشد تا از تحقق یک پیشگویی جلوگیری کند.

طبق پیشگویی، فرزند دوم زئوس از او قدرتمندتر می شد. (پیش‌گویی مشابهی به پدر زئوس زمانی که زئوس نوزاد بود گفته شد) و برای جلوگیری از آن، متیس را با متقاعد کردن او برای تبدیل شدن به مگس بلعید.

اما متیس در زئوس بزرگ شد. سر و آتنا به دنیا آورد. او زره درست کردبه عنوان « دو بار متولد شده » توصیف می شود و این به دلیل ویژگی آن در اساطیر یونان باستان بود. بر اساس این افسانه، زئوس عاشق سمله شد ، شاهزاده خانم تبس و دختر پادشاه کادموس.

سمله که از زیبایی او مسحور شده بود، از زئوس درخواست کرد تا " واقعی خود را آشکار کند. به او خود را نشان داد، زیرا او از لباس مبدل خسته شده بود. زمانی که زئوس با فاش کردن شکل واقعی خود که صاعقه هایی را به سوی او فرستاد و او را تا سر حد مرگ سوزاند ، به درخواست او تسلیم شد.

در آن زمان، او برای نجات کودک از دیونیسوس باردار بود. زئوس پس از مرگ او را گرفت و به ران خود دوخت. زئوس سپس دیونیسوس را به دنیا آورد با دو شاخ در دو طرف سرش به شکل هلال ماه.

هورا، خدایان فصول، تاجی از پیچک و گل ساختند. و آن را بر سر گذاشت و سپس شاخ هایش را با مارهای شاخدار پیچید. پس از تولد، دیونیسوس به همراه یکی از خواهران و برادران زئوس به نام اینو ، ملکه بوئوتیا در یونان برده شد تا او را از هرای حسود پنهان کند.

اما هرا محل اختفای او را کشف کرد. بنابراین زئوس هرمس را فرستاد تا دیونیسوس را به جزیره نیسا ببرد، جایی که او توسط پوره ها بزرگ شد . دیونوسوس خدای شراب و عیاشی شد و به طور گسترده در یونان با تعداد زیادی زن در میان پیروانش پرستش می شد.

جشنواره های زیادی در طول سال به افتخار او برگزار می شد، از جمله هالوآ، لنائیان، آسکولیا و دیونوسیا.جشنواره ها یونانیان نیز او را باکوس نامیدند که بعداً توسط رومیان پذیرفته شد.

– هراکلس، بزرگترین قهرمان یونانی

هراکلس از زئوس و آلکمنه ، ملکه به دنیا آمد. از تیرنس و میکنه که به عنوان زنی زیبا و بلند قد با چشمانی تیره که با چشمان آفرودیت مطابقت داشت شناخته می شد. زئوس چنان مسحور زیبایی آلکمنه شد که راهی برای اغوا کردن و خوابیدن با او پیدا کرد.

در حالی که شوهرش، آمفیتریون، در حال مبارزه با تافیان ها و تله بوان ها بود، زئوس خود را به شکل آمفیتریون درآورد و با او خوابید . بنابراین، هراکلس به دنیا آمد، اما بسته به نسخه اسطوره تولد هراکلس، بدون درام زیاد نبود.

هراکلس موضوع انتقام هرا شد زیرا او را به دلیل خیانت زئوس هدف قرار داد. در کودکی، آتنا از هراکلس محافظت کرد و هرا را فریب داد تا به او شیر دهد که به او قدرت های ماوراء طبیعی داد. مارها را فشار داد و آنها را تا حد مرگ فشار داد . هنگامی که او با مگارا، دختر کرئون ازدواج کرد، هرا او را به شدت عصبانی کرد که باعث شد مگارا و فرزندانش را بکشد. برای جبران جرم خود، اوراکل دلفی، تحت هدایت هرا، به هراکلس گفت که ده کار انجام دهد، اما اوریستئوس دو کار دیگر را به آن اضافه کرد و آن را دوازده کرد.

اما نسخه های دیگر نیز بیان می کنند که زئوس به هراکلس دستور داد که دوازده کار را انجام دهد تا خشم هرا را فرو نشاند و جنون خود را در تاریخ بعدی نشان دهد. پاداش اجرای موفقیت آمیز دوازده کار، جاودانگی بود که او انجام می دهد. هراکلس به دلیل قدرت، شجاعت و هوش خارق العاده اش مشهور بود.

– پرسئوس، فرزند زئوس که مدوسا را ​​کشت

بزرگترین فرزندان زئوس قبل از هراکلس، پرسئوس موسس آن بود. از Mycenae و قاتل اژدها . او از دانائه، دختر آکریسیوس پادشاه آرگیو، و زئوس به دنیا آمد.

طبق افسانه پرسئوس، شاه آکریسیوس وارث مردی نداشت، بنابراین برای پاسخ به اوراکل در دلفی رفت. اوراکل پیشگویی کرد که او فرزند پسری نخواهد داشت اما نوه اش که از دخترش دانایی به دنیا آمد، او را خواهد کشت .

برای جلوگیری از تحقق این پیشگویی، آکریسیوس زندانی را در زیر بنا ساخت. صحن کاخ او بدون در و پنجره جز سقفی باز. سقف باز تنها منبع نور و هوا بود و آکریسیوس قصد داشت اجازه دهد دخترش در زندان بمیرد.

زئوس که مجذوب زیبایی دانایی شده بود، تبدیل به دوش طلایی شد و با آن خوابید. او . دانائه با خشم آکریسیوس که مادر و پسرش را درون یک صندوقچه به دریای آزاد انداخت، پرسئوس را به دنیا آورد.

دانائه و پرسئوس در جزیره سریفوس فرود آمدند و توسط ماهیگیری به نام دیکتیس، برادرش، نجات یافتند. پادشاه سریفوس، پولیدکتس. پرسئوس در آنجا بزرگ شد و به مردی تبدیل شد که بعدها تنها گورگون فانی، مدوسا را ​​کشت ، تا پادشاه پولیدکتس را که می خواست با مادرش، دانائه ازدواج کند، راضی کند.

بعدها، پرسئوس شاهزاده خانم اتیوپی، آندرومدا را نجات داد ، از Cetus هیولای دریایی فرستاده شده توسط Poseidon. این زوج 9 فرزند به دنیا آوردند که عبارتند از: Perses، Alcaeus، Heleus، Mestor، Electryon، Gorgophone و Sthenelus.

خلاصه

ما در حال بررسی برخی از محبوب ترین آنها بوده ایم. فرزندان زئوس، شرایط پیرامون تولد آنها و نقش آنها در اساطیر یونان. در اینجا خلاصه‌ای از آنچه در مورد فرزندان زئوس کشف کرده‌ایم آمده است:

  • زئوس یک خدای بی‌قول بود که منجر به تولد چندین فرزند الهی و فانی شد. خشم و حسادت همسرش، هرا.
  • عقیده بر این بود که فرزند مورد علاقه او آتنا، الهه جنگ است، که از سر زئوس پس از بلعیدن مادر باردارش، متیس، متولد شد.
  • زئوس همچنین دارای مجموعه‌ای از دوقلوها به نام‌های آپولو و آرتمیس بود که در جزیره‌ای شناور پس از اینکه هرا مانع از زایمان مادرشان لتو در هر زمینی که به بستر دریا متصل بود، به دنیا آمدند.
  • هراکلس و پرسئوس. فانی یا نیمه خدا بودند که به قهرمانان بزرگ یونانی با هوش و قدرت خارق العاده تبدیل شدند و هیولاهای بی شماری را کشتند.
  • از دیگر فرزندان محبوب زئوس می توان به پرسفون، آرس، دیونیزوس و هرمس اشاره کرد که گاوهای آپولو را دزدیدند و به عنوان معروف شدند.خدای حقه بازها و دزدها.

زئوس فرزندان برجسته دیگری مانند پاندا، مینوس و آگدیستیس داشت، خدای هرمافرودیت که خدایان دیگر از طبیعت دوگانه او می ترسیدند. فرزندان برخی از قدرت‌های زئوس را به ارث بردند، مانند هراکلس که قدرت مافوق بشری داشت و آپولون خدای نبوت.

و سلاحبرای دخترش در حالی که هر دو در سر زئوس بودند. متیس به تدریج در فکر فرو رفت در حالی که آتنا به یک زن کامل تبدیل شد.

آتنا سپس با برخورد مکرر اسلحه هایش به پدرش میگرن مداوم و شدید داد. زئوس که علت سردرد خود را نمی دانست از پسرش هفائستوس خواست تا آن را باز کند و مشکل را تشخیص دهد. به محض اینکه سر زئوس را باز کرد، آتنا با لباس کامل جنگی و آماده برای اقدام از بیرون پرید. اینگونه بود که الهه یونانی جنگ، خرد و صنایع دستی متولد شد.

– هفائستوس، زشت ترین فرزندان زئوس

در شجره خانوادگی زئوس، هفائستوس پس از آتنا آمد. در نتیجه خشم هرا، همسر زئوس، علیه زئوس که آتنا را بدون او به دنیا آورد. اکثر نسخه ها بیان می کنند که هرا هفائستوس را به تنهایی و بدون دخالت مرد به دنیا آورد.

بنابراین، زئوس ناپدری هفائستوس ، خدای یونانی آتش، آهنگر و صنعتگران است. . هفائستوس نه تنها زشت بود، بلکه از نظر جسمی نیز به قدری تغییر شکل یافته بود که یا والدینش یا هرا مجبور شدند او را از کوه المپ پایین بیاندازند.

دلیل بدشکلی جسمانی او را به ماهیت سمی آهنگری عصر برنز با استفاده از آرسنیک نسبت دادند. . یونانی‌ها خطرات مربوط به استفاده از این ماده شیمیایی سمی را می‌دانستند، بنابراین، خدایی را که مسئول کارهای فلزی است، تغییر شکل یافته تصور می‌کردند.

دیگران نیز معتقدند.که زئوس در حالی که از مادرش هرا در برابر پیشروی‌های زئوس محافظت می‌کرد، او را از کوه المپوس اخراج کرد و سقوطش او را لنگ کرد. هفائستوس به ساختن تمام سلاح های خدایان یونانی معروف بود.

علاوه بر این، برخی منابع نیز نقل می کنند که هفایستوس لنگ به دنیا آمد و مادرش هرا او را از بهشت ​​بیرون انداخت. هفایستوس برای گرفتن انتقام از مادرش، یک تخت برنزی به عنوان هدیه برای او ساخت، اما وقتی او روی آن نشست، گیر کرد . دیگر خدایان یونانی از او درخواست کردند که مادرش را از تاج و تخت آزاد کند و او تنها در صورتی موافقت کرد که به او اجازه دهند با آفرودیت ازدواج کند. هرا موافقت کرد و آفرودیت را هر چند برخلاف میل او به ازدواج هفائستوس سپرد.

همچنین ببینید: دفن هکتور: نحوه تشییع جنازه هکتور چگونه سازماندهی شد

– آفرودیت، الهه عشق و زیبایی

مردم یونان باستان دو خاستگاه آفرودیت داشتند، الهه عشق، زیبایی و زایش . در ایلیاد هومر، آفرودیت دختر زئوس و الهه زمین دیون بود.

آفرودیت هیچ کودکی نداشت و برای همیشه جوان و خواستنی بود . همانطور که قبلا ذکر شد، آفرودیت با خدای زشت متالورژی، هفائستوس مطابقت داشت، اما او با آرس، خدای جنگ، هفائستوس را فریب داد.

اعتقاد بر این بود که او الهه فاحشه بود n و او " جنس مقدس " را به عنوان بخشی از مراسم باروری در معابدش تحت نظر داشت. یکی از معابد اصلی او در آکروکورینت در شهر کورینت بودکه به دلیل هیتارای (فاحشه های طبقه بالا) آن محبوب بود.

اما آفرودیت به عنوان الهه دریانوردان و الهه جنگ در شهرهایی مانند قبرس و تبس در نظر گرفته می شد. طبق اساطیر یونانی، آفرودیت عاشقان زیادی از جمله چوپانان فانی آنکیسس و آدونیس داشت که به دست یک گراز مردند.

با آرس، آفرودیت الهه هارمونیا را به دنیا آورد که مسئول هماهنگی و هماهنگی بود. وحدت در یونان باستان این زوج همچنین اروس، خدای میل و شهوت یا عشق جسمانی را به دنیا آوردند. او ارتباط نزدیکی با گریس، الهه باروری، و هورا، الهه فصول داشت. نمادهای آفرودیت یک قو، کبوتر، مرت و انار بودند.

– آپولو، محترم ترین فرزند زئوس

آپولو توسط زئوس و الهه تیتان لتو متولد شد. 3> باعث خشم و حسادت همسر زئوس هرا شد. زمانی که آپولو و خواهر دوقلویش آرتمیس در رحم بودند، هرا تصمیم گرفت از مادرشان لتو انتقام بگیرد و مانع از زایمان او در هر سرزمینی از زمین شود.

خوشبختانه لتو، او با یک شناور برخورد کرد. جزیره ای که به کف دریا متصل نبود. در آنجا او دوقلوها را به دنیا آورد آپولو، خدای نور و موسیقی، و آرتمیس، الهه گیاهان و زایمان.

با این حال، هرا به جستجوی آپولو و مادرش برای کشتن ادامه داد. بنابراین مادرش او را پنهان کرد و از شهد و آمبروسیا تغذیه کرد. در داخلیک روز، آپولو به یک خدای تمام عیار تبدیل شده بود و با کشتن اژدهایی که هرا فرستاده بود تا او، مادرش و خواهرش را بکشد، کارهای خود را آغاز کرد.

همچنین ببینید: دیومدس: قهرمان پنهان ایلیاد

بعدها، او اوراکل دلفی شد و نقش پیشگویی را بر عهده گرفت. بر اساس اساطیر یونانی، پیشگویی دلفی به دلیل پیشگویی های دقیق خود که مردم را از دور و دراز برای پیشگویی آینده خود جذب می کرد، مشهور شد.

در ایلیاد، خدای آپولو طرف تروجان ها را گرفت در طول جنگ تروا و شجاعانه برای آنها جنگید. در یک نقطه او تیرهای خود را به اردوگاه یونانی ها پرتاب کرد و بیماری هایی را به آنها تحمیل کرد که آنها را کاهش داد.

مهمتر از همه، آپولو با هدایت تیر پرتاب شده در مرگ آشیل نقش داشت توسط پاریس برای ضربه زدن به پاشنه آشیل. آپولو همچنین به دلیل تمایل او به محافظت از مردم از شر و همچنین یک شفا دهنده به عنوان " جلوگیری از شر " شناخته می شد.

– آرتمیس، دختر باکره زئوس

همانطور که قبلاً کشف کردیم، آرتمیس برادر دوقلوی آپولو بود و اولین کسی بود که توسط مادرش لتو به دنیا آمد. آرتمیس سپس به مادرش کمک کرد تا آپولو را به دنیا بیاورد که سپس با شهد و آمبروسیا تغذیه می شد.

آرتمیس به عنوان الهه شکار و حیات وحش و همچنین محافظ کودکان، به ویژه دختران جوان پرستیده می شد. . آرتمیس سوگند یاد کرد که هرگز ازدواج نکند، بنابراین او به عنوان یکی از باکره ها در نظر گرفته شدالهه‌ها.

طبق یکی از افسانه‌های رایج یونانی، آکتائون، پسر آریستائوس و اتونوئه، یک بار به یک سفر شکار رفت و آرتمیس برهنه را هنگام حمام کردن دید. بلافاصله، Actaeon تبدیل به یک آهو شد و سگ خودش که با او به شکار آمد او را به شدت تعقیب کرد .

وقتی آنها به او رسیدند، گوشت او را پاره کردند و او را کشتند زیرا دیگر نمی توانستند ارباب خود را بشناسند. در افسانه ای دیگر، کالیستو، دختر لیکائون پادشاه آرکادیا، با زئوس همخواب شد و به این ترتیب سوگند باکرگی خود را که به آرتمیس سوگند خورد و پسری به دنیا آورد، شکست.

آرتمیس با عصبانیت، کالیستو را از گروهش اخراج کرد و یا او را تبدیل به خرس کرد یا هرا. کالیستو به شکل یک خرس با پسرش آرکاس روبرو شد و پسرش سعی کرد او را شکار کند. زئوس مداخله کرد و او را به آسمان فرستاد تا با ستارگان اقامت کند، جایی که او به عنوان خرس بزرگ شناخته شد .

در پایان، آرتمیس عضو دوازده المپیک شد که اعضای پانتئون یونان بودند. پرستش او گسترده بود و هر شهر و شهر بزرگی معبدی به او اختصاص داده بود.

– آرس، فرزند خونخوار زئوس

آرس پسر زئوس و هرا و خدای جنگ که نماینده شجاعت و خشونت بود . تبیان های باستانی آرس را به عنوان نقش مهمی در تأسیس دولت شهر آنها می دانند. طبق اسطوره، کادموس،بنیانگذار تبس، دراکو، اژدهای آب را کشت و دندانهایش را کاشت. اسپارتوی ها، گروهی از مردم که بعداً بخشی از اشراف تبه شدند، از دندان بیرون آمدند.

اما دراکو از آرس سرچشمه گرفت و کادموس برای جلوگیری از انتقام خدا تصمیم گرفت. تا هشت سال به او خدمت کنم. او همچنین برای رضایت بیشتر خدا با هارمونیا، دختر آره ازدواج کرد و شهر تبس را تأسیس کرد.

یکی از موضوعات غالب در اسطوره آرس روابط عاشقانه مکرر او با آفرودیت ، همسرش بود. از هفائستوس در اودیسه هومر نقل شده است که آرس و آفرودیت یک بار توسط هلیوس، خدای خورشید، گرفتار شدند و او به سرعت به هفائستوس اطلاع داد. دو معشوق نامشروع را در عمل دستگیر کنید و از آنها تماشایی بسازید. تله او یک تور ریز بافتنی بود که به خوبی پنهان شده بود که به سختی می توان آن را تشخیص داد و در طی یکی از فرارهایشان آرس و آفرودیت را گرفتار کرد. شاهد برهنگی هر دو عاشق باشید . الهه ها تنزل یافتند در حالی که خدایان مرد، خدایان رسوا شده را به دلیل بی احتیاطی خود مسخره می کردند.

– پرسفون، تنها فرزند در میان فرزندان زئوس با طبیعت متضاد

پرسفونه الهه زئوس بود. پوشش گیاهی و باروری و به عنوان ملکه دنیای زیرین که توسط هادس اداره می شد دو برابر شد. در سرود هومر نقل شده است کهپرسفونه هنگام جمع آوری گل در دره نیسا توسط هادس (یکی از برادران زئوس) ربوده شد و به عالم اموات فرستاده شد.

مادر او، دمتر، که الهه باروری بود، برای از دست دادن او عزادار شد. دختر ایجاد قحطی گسترده . زئوس به همسرش، دمتر، ترحم کرد و به هادس دستور داد که پرسفونه را برای او آزاد کند.

اما پرسفونه قبلاً یک دانه انار را چشیده بود که به این معنی بود که او باید مدتی را با هادس در دنیای زیرین بگذراند. توافق شد که او یک سوم سال را با هادس بگذراند در حالی که دو سوم باقی مانده را با مادرش، دیمتر، بگذراند. بی ثمری که یونان را قبل از باران های پاییزی ویران کرد. او به عنوان همسر هادس بسیار می‌ترسید و بسیاری از ذکر نام او از ترس می‌لرزیدند.

به‌عنوان الهه گیاهی و باروری، بسیار دوست‌داشتنی بود و بسیاری نمی‌توانستند برای فصل‌های با طراوت صبر کنند. پرسفونه به طور گسترده ای به عنوان یک خدای کشاورزی در سراسر یونان و فراتر از آن پرستش می شد.

او بیشتر در کنار مادرش، دمتر، پرستش می شد، زیرا هر دو خدا مسئول پرباری زمین بودند . فرزندان پرسفون عبارتند از: Melinoe پوره، Dionysius خدای عیاشی، و Erinyes خدایان انتقام.

– هرمس، حیله گر در میان فرزندان زئوس

هرمس به نام <2 شناخته می شد> پیام رساناز خدایان به دلیل توانایی او در حرکت سریع بین قلمرو فانیان و فناناپذیران. او از طریق پیوند زئوس و مایا - یکی از هفت دختر اطلس تیتان و پوره پلیونه - به دنیا آمد.

مایا هرمس را به دنیا آورد در غاری واقع در کوه سیلن در سال. جنوب یونان مایا با صرف انرژی زیادی برای تحویل هرمس به خواب رفت و پسر جوان توسط سیلن پوره پرستاری شد.

هرمس نابالغ به محض اینکه به دنیا آمد، به دنبال ماجراجویی در پیریا در یونان شمالی رفت. . او به گاوهای خدای آپولو تصادف کرد و تصمیم گرفت آنها را بدزدد .

اول، سم های گاو را برداشت و آنها را به عقب ثابت کرد اما این بار سم ها را به عقب برگرداند. سپس گله را بعد از اینکه صندل هایش را به عقب پوشیده بود به غاری هدایت کرد. ایده این بود که هر کسی را که می‌خواهد دنبالش کند فریب می‌داد.

آپولو، خدای نبوت، کاری را که هرمس انجام داده بود کشف کرد و او را برای قضاوت به کوه المپوس برد . زئوس پس از اینکه داستان پسر را سرگرم کننده یافت از تنبیه پسر خودداری کرد و به او دستور داد که گاو را به آپولو برگرداند.

به عنوان یک عمل توبه، هرمس لیر خود را ارائه کرد که از آن ساخته شده بود. پوسته یک لاک پشت به عنوان هدیه به آپولو. آپولو تحت تأثیر این حرکت مهربانانه، عصای طلایی به هرمس داد تا گاوها را با آن راند.

– دیونیسوس، فرزند زئوس که دو بار به دنیا آمد

تولد دیونیسیوس بود.

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها