قدرت هادس: حقایقی درباره خدای دنیای زیرین

John Campbell 23-10-2023
John Campbell
commons.wikimedia.org

هادس یک شخصیت منحصر به فرد در اساطیر یونانی است، زیرا او تنها یکی از موجودات کلیدی در اساطیر یونانی است که بخشی از دوازده المپیکی نیست . بنابراین او برخلاف دیگر خدایان و الهه های معروف مانند زئوس، آتنا آپولو یا آفرودیت در کوه المپ ساکن نیست. هادس در جایی زندگی می کند که او سلطنت می کند: دنیای زیرین، و بیشتر قدرت او از دنیای زیرین نشأت می گیرد. عالم اموات، پادشاهی هادس، گاهی اوقات با نام خودش، هادس، شناخته می شود. هادس توسط رومیان با نام پلوتون شناخته می شد .

هادس به عنوان پادشاه جهان اموات، کنترل کامل بر قلمرو خود و ارواح ساکن در آن دارد . هادس به این دلیل شناخته شده است که اجازه نمی دهد یک روح از عالم اموات فرار کند و کسانی را که سعی در انجام این کار دارند مجازات می کند. هر کسی که سعی کند روح کسی را از دنیای زیرین نجات دهد مجازات می شود. هادس دارای قدرت فوق العاده ای در عالم اموات است و تمام جغرافیای آن، که در ادامه می توانید اطلاعات بیشتری در مورد آن بخوانید.

علاوه بر این، هادس، مانند همه خدایان و الهه های اصلی یونان، موجودی جاودانه است. . هادس همچنین خدای ثروت یا ثروت است که باعث می شود تمام ثروت های موجود بر روی زمین را کنترل کند. هادس به عنوان ثروتمندترین خدایان شناخته شده است. او همچنین یک کلاه ایمنی دارد که او را نامرئی می کند و سربروس، سگ سه سر که در ورودی دنیای زیرین نگهبانی می دهد .

Hades originداستان

هادس یکی از فرزندان تایتان کرونوس با همسرش رئا است. کرونوس پس از دریافت پیشگویی مبنی بر اینکه یکی از فرزندانش جای قدرت او را خواهد گرفت، لحظاتی پس از تولد فرزندانش شروع به بلعیدن آنها کرد. هادس در واقع اولین فرزندش بود که در کنار برادرش پوزئیدون و خواهرانش هستیا، دمتر و هرا بلعیده شدند. برادرش زئوس نیز قرار بود توسط پدرشان بلعیده شود، اما رئا تیتان را فریب می دهد تا به جای پسرشان سنگ بخورد. سپس زئوس بزرگ می شود تا کرونوس و تیتان ها را شکست دهد و خواهر و برادرش را در این فرآیند نجات دهد . تایتان ها به زندگی در تارتاروس تبعید شدند که در اعماق جهان زیرین قرار دارد.

همچنین ببینید: Wilusa شهر اسرارآمیز تروی

بعد از شکست کرونوس، سه برادر (زئوس، پوزیدون و هادس) قرعه کشی کردند تا ببینند کدام قسمت از جهان را می بینند. کنترل خواهد کرد. پوزئیدون دریاها را ترسیم کرد، زئوس آسمان ها را ترسیم کرد و هادس جهان زیرین را ترسیم کرد. به همین دلیل، هادس با بقیه المپیکی ها در کوه المپوس زندگی نمی کند زیرا او باید از دنیای زیرین و ساکنان آن محافظت کند.

جهان زیرین

دنیای اموات قلمرو هادس است که حتی گاهی با نام او نیز به آن اشاره می شود. جایی است که ارواح پس از مرگ به آنجا می روند. بسیار شبیه به جهنم یهودی-مسیحی ، افراد خوب و بد هر کدام در ناحیه متفاوتی از آن زندگی می کنند. بخش مرکزی جهان اموات شش رودخانه آن است که هر کدام نام دارندپس از یک احساس متفاوت مرتبط با یا مرتبط با مرگ یا عمل مردن. Styx شاید معروف ترین این رودخانه باشد که به رود نفرت معروف است. این رودخانه با الهه ای به همین نام مرتبط است.

رودهای دیگر عبارتند از آکرون، رودخانه درد ؛ فلگتون، رودخانه آتش ; کوسیتوس، رودخانه زاری ; و لته، رودخانه فراموشی مرتبط با لته، الهه فراموشی و فراموشی . Oceanus رودخانه ای است که دور جهان می چرخد.

چارون، یکی از برجسته ترین چهره های عالم اموات، کشتی سواری است که روح کسانی را که اخیراً درگذشته اند از رودخانه Styx (یا گاهی اوقات آکرون) می برد. . این یک افسانه بود که شارون برای خدمات کشتی‌ران خود یک سکه درخواست می‌کرد ، به همین دلیل است که یونانیان رسم داشتند مردگان خود را با سکه‌ای در دهان دفن می‌کردند، به عنوان نوعی مراسم مذهبی.

دنیای اموات به بخش هایی تقسیم می شود. در جلوی ورودی آن تجسم بسیاری از چیزهای وحشتناک زندگی می‌شود که ما انسان‌ها هر روز با آن روبرو هستیم، مانند غم (پنتوس)، ترس (فوبوس)، گرسنگی (لیمو) و مرگ ( تاناتوس) . همچنین War (Polemos) و Discord (Eris) ، در کنار Furies (Erynies) ، معروف به خدایان انتقام وجود دارد. همچنین وجود دارد. جانوران زیادی در نزدیکی ورودی زندگی می کنند ، مانند قنطورس، گورگون، هیدراو Chimera.

سه ناحیه اصلی عالم اموات عبارتند از Tartarus، Asphodel Meadows و Elysium . تارتاروس آنقدر دور و عمیق در زیر همه چیز است که گاهی اوقات بخشی از خود دنیای زیرین به حساب نمی آید. تارتاروس جایی است که تایتان‌ها در آن زندگی می‌کنند.

مزارع آسفودل نوعی برزخ است، مکانی برای افرادی که مرتکب جنایات جدی نشده‌اند اما در طول زندگی خود به هیچ عظمتی دست نیافته‌اند. در نهایت، Elysium است. شبیه بهشت ، که در آن جانها زندگی پس از مرگ آسانی دارند، عاری از مجازات یا زحمت. اکثر پذیرفته شدگان به Elysium نیمه خدایان یا قهرمانان هستند، اما کسانی که در قلب خود پاک بودند و زندگی درست و عادلانه ای داشتند نیز پذیرفته می شوند.

همچنین ببینید: The Bacchae – Euripides – Summary & تحلیل و بررسی

کلاه نامرئی هادس

یکی از قوی ترین قدرت های هادس توانایی نامرئی کردن خود است . این قدرت های نامرئی ذاتی در وجود او نیست، بلکه توسط یک کلاه نیرو می گیرد (گاهی اوقات به عنوان کلاه ایمنی یا کلاه ایمنی نیز شناخته می شود) . گفته می شود که سیکلوپ ها پس از اعطای صاعقه به زئوس، خدای رعد و برق و سه گانه بر پوزئیدون، خدای دریاها ، سپس هادس را دادند. کلاه نامرئی . Cyclops این اقلام را برای برادران خود در اختیار دارد تا به آنها در نبرد علیه تایتان ها کمک کنند.

کلاه نامرئی استفاده کننده را برای موجودات عادی و موجودات و خدایان ماوراء طبیعی نامرئی می کند. در اساطیر یونان، بسیاریچهره های معروف در موقعیت های جنگی از کلاه ایمنی یکسانی استفاده کرده اند. آتنا، الهه خرد و استراتژی، آن را در طول جنگ تروا می پوشید. در مقابل، پیام آور خدایان، هرمس، در نبرد خود با هیپولیتوس غول پیکر، کلاه نامرئی بر سر داشت.

شاید مشهورترین داستان در مورد کلاه نامرئی هادس و استفاده از آن، داستانی نباشد که دارای آن باشد. یک خدا، بلکه قهرمان: پرسئوس، پسر زئوس با دانای فانی (او را نیمه خدا و برادرزاده هادس می سازد) . مشهورترین کار قهرمانانه پرسئوس، قتل مدوسا، یک گورگون، با سر بریدن است. او همچنین آندرومدا را از دست هیولای دریایی کریتوس که پوزیدون فرستاده بود نجات داد. پس از آن، پرسئوس با او ازدواج کرد و او را ملکه خود کرد.

پرسئوس کلاه نامرئی را از آتنا، الهه خرد دریافت کرد. همچنین از آتنا صندل‌های بالدار هرمس را دریافت کرد. او هر دوی این سلاح‌های جادویی را به پرسئوس می‌دهد تا در مبارزه با مدوسای وحشتناک به او کمک کند. کلاه نامرئی برای فرار از نگاه مرگبار مدوسا مورد استفاده قرار نگرفت، بلکه به عنوان وسیله ای برای فرار پس از اینکه پرسئوس قبلاً گورگون را سر بریده بود، استفاده شد.

هادس و سربروس

Commons.wikimedia.org

یکی دیگر از نمادهای مرتبط با هادس، سگ سه سر سربروس است که وظیفه نگهبانی از ورودی عالم اموات و جلوگیری از خروج هر روح یا موجود زنده ای را دارد. قهرمان اورفئوس بودقادر به ورود به دنیای اموات با جذاب کردن جانور با موسیقی است. سربروس معمولاً دارای سه سر، یک مار در جای دم و مارهایی است که از قسمت های مختلف بدن او بیرون می آیند. سربروس به عنوان سگ شکاری هادس نیز شناخته می شود . شاعر باستانی هزیود ادعا می کرد که سربروس به جای سه سر، پنجاه سر داشت.

مشهورترین افسانه مربوط به سربروس مربوط به دوازده کار هراکلس است که در آن آخرین کار، دستگیری سربروس، نگهبان بود. از عالم اموات هرمس و آتنا به او کمک کردند . هادس پس از ورود به عالم اموات و درخواست اجازه هادس برای بیرون آوردن جانور به سطح، قول داد که تا زمانی که هراکلس از هیچ سلاحی برای این کار استفاده نکرده باشد، اجازه خواهیم داد. سپس قهرمان شجاعانه با دستان برهنه خود بر سربروس غلبه کرد و آن را بر روی پشت خود به سطح آورد.

اوریستئوس، پسر عموی هراکلس، کسی بود که دوازده زحمات هراکلس را پس از هراکلس انجام داد. در یک جنون توسط هرا، خانواده خود را به قتل رساند. بنابراین، دوازده کار به عنوان توبه هراکلس عمل می کردند . با دیدن سربروس در پشت هراکلس، اوریستئوس از او التماس کرد که جانور را به عالم اموات بازگرداند و به او پیشنهاد داد که هراکلس را از هر گونه کار بیشتر آزاد کند.

سلاح هادس

سلاحی که اغلب با هادس همراه است، در کنار کلاه نامرئی که قبلا ذکر شد،بید او است که ما معمولاً آن را به عنوان یک چنگال درک می کنیم . پوزئیدون، خدای دریاها و زلزله ها و برادر هادس سه گانه داشتند، در حالی که زئوس، خدای آسمان ها و رعد و برق و برادر دیگر هادس، دارای رعد و برق است. صاعقه را می توان به صورت سطحی به عنوان یک شاخ یا به عنوان نوعی «ناشناس» دید. این بدان معنی است که هر برادر ابزار منحصر به فرد خود را با تعداد شاخک های متفاوت دارد. یک برای زئوس، دو برای هادس، و سه برای پوزئیدون .

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها