قهرمان تراژیک در آنتیگون کیست؟ پادشاه، کرئون و آمپر؛ آنتیگونه

John Campbell 20-05-2024
John Campbell

کرئون اغلب به عنوان قهرمان تراژیک در آنتیگون، سومین نمایشنامه تبایی ذکر می شود. با این حال، آیا ممکن است که مقاله قهرمان تراژیک آنتیگونه بتواند روش دیگری داشته باشد؟ آیا ممکن است بیش از یک قهرمان تراژیک آنتیگونه وجود داشته باشد؟

همچنین ببینید: دیسکولوس – مناندر – یونان باستان – ادبیات کلاسیک

یک قهرمان تراژیک معمولاً یک شخصیت است که با وجود خوب بودن مقاصد، محکوم به شکست است ، رنج یا شکست. معمولاً غرور خود قهرمان یا نقص شخصیتی دیگر دلیل سقوط آنهاست. کلاسیک ترین قهرمان تراژیک، البته خود ادیپ است. ادیپ که حتی قبل از تولدش توسط یک پیشگویی محکوم به فنا است، تمام تلاشش را می کند تا از سرنوشت خود جلوگیری کند. غرور و عدم آگاهی خود او علیه او کار می کند و در پایان، پیشگویی غم انگیز را برآورده می کند.

خط داستان او به پایان می رسد و داستان فرزندانش در آنتیگون می گیرد. داستان های قهرمان تراژیک معمولاً شامل شخصیتی می شود که به غرور خود می افتد.

چگونه آنتیگونه یک قهرمان تراژیک است ؟

تراژدی قهرمانی او کمی ظریف تر از تراژدی کرئون است زیرا "نقص کشنده" او یک ویژگی مثبت است تا منفی. نقص او غرور و غرور نیست، بلکه فداکاری شدید و عشق به خانواده اش است.

چگونه آنتیگونه یک قهرمان است؟

اولین معیار برای "قهرمان تراژیک" بودن این است که البته برای اینکه یک شخصیت قهرمان شود. یک قهرمان به خاطر «شجاعت غیرعادی، دستاوردهای برجسته یا نجیب شناخته می شودآنتیگون هر سه معیار را برآورده می کند. او هم در ادیپ در کولونوس، وقتی استوارانه پدرش را همراهی می‌کند و هم در آنتیگون، شجاعت زیادی از خود نشان می‌دهد. شجاعت او از سطرهای آغازین نمایشنامه مشخص می شود، وقتی او به خواهرش ایسمنه عهد می کند که برادرشان را با یا بدون تأیید کرئون دفن کند. وفاداری او به خانواده اش قوی تر از ترس او از مجازات وعده داده شده توسط پادشاه است.

موفقیت برجسته او شامل رفتن، در شب، و سرپیچی از دستورات عمویش، کرئون، برای دفن برادرش پلی‌نیکس است. برای انجام این کار، او باید از مقابل نگهبانان بگذرد و کارهای سخت و سنگین را خیلی سریع و به احتمال زیاد در تاریکی و تا حد امکان مخفیانه انجام دهد.

شخصیت نجیب او در وفاداری بی دریغ او به خانواده اش نمایان می شود. . شخصیت او در ابتدای نمایش زمانی که با اسمنه ملاقات می کند تا او را از برنامه هایش آگاه کند، به طرز ظریفی تاکید می شود. ایسمنه، از ترس خشم کرئون، از پیوستن به خواهرش یا کمک به او خودداری می کند. آنتیگونه اعلام می کند که با یا بدون کمک ایسمنه می رود. ایسمنه از او التماس می کند که چنین عمل احمقانه و بی پروا را انجام ندهد، اما آنتیگونه مصمم است و در حالی که خواهرش به اتاق های خود باز می گردد، کاخ را ترک می کند، زیرا از عواقب آن می ترسد و نمی تواند در برابر لجاجت کرئون بایستد.

تراژدی آنتیگون

بخش "تراژیک" کمی پیچیده تر است. به طور معمول، یک قهرمان تراژیک توسط برخی محکوم به فنا می شودنقص در شخصیت خودشان ادیپ به دلیل فقدان دانش خود محکوم به فنا بود - نمی دانست که او به فرزندی پذیرفته شده است. او قربانی دو خصلت منفی بود: جهل و غرور . تلاش های او برای دور زدن پیشگویی و اراده خدایان ناشی از این باور است که او می تواند از پیش بینی پیشی بگیرد. ادیپ با شنیدن این پیشگویی که پدرش را خواهد کشت و با مادرش ازدواج خواهد کرد، فرار می کند. و با فرار از خانه اش در قرنتس برای فرار از پیشگویی، ناآگاهانه خود را در موقعیت تحقق آن قرار می دهد.

آنتیگون نه از غرور رنج می برد و نه از وضعیت خود بی اطلاع است. او فرمان عمویش و خطر سرپیچی از آن را درک می کند، اما تصمیم می گیرد خشم کرئون را به نفع وفاداری خود به خانواده اش به خطر بیندازد. آنتیگونه به لجاجت کرئون پی می برد و اصرار می ورزد که بر خلاف حکم ناعادلانه او برای دفن برادر مرده اش که یک حرکت نجیب است، عمل کند. در حالی که می توان ادعا کرد که غرور آنتیگونه چیزی است که او را به حرکت در می آورد، سخت است انکار شجاعت فداکاری او .

چرا آنتیگونه قهرمان تراژیک است؟

بازی Antigone غیرمعمول است زیرا حاوی دو قهرمان تراژیک است. واضح‌تر از آن کرئون است که غرور سرسختش تقریباً همه چیز را برای او تمام می‌کند. او که قبلاً دو برادرزاده خود را در جنگ از دست داده است، خواهرزاده و پسر خود را از دست می دهد. می شد از ضایعات غم انگیز آنتیگون و پسر کرئون جلوگیری کرد. اما w چرا آنتیگونه یک قهرمان تراژیک است ؟تا حد زیادی علت شهادت او غرور کرئون است.

همچنین ببینید: ویژگی های شخصیت تحسین برانگیز ادیپ: آنچه شما باید بدانید

دایی و خواهرزاده‌اش هر دو شخصیت‌هایی با اراده هستند. آنتیگون شجاعت غیرمعمولی برای یک زن در اساطیر یونان نشان می دهد. در حالی که بیشتر زنان به عنوان همسر، دختر یا مادر به تصویر کشیده می شوند، آنتیگونه پدری را از دست داده است و شوهرش نقش نسبتاً ناچیزی در این درگیری ایفا می کند. وفاداری او به برادرش و اصرار او برای دادن حق دفن مناسب به او به شدت با رفتارهای دیگر شخصیت ها در تضاد است.

مادر خود او، یوکاستا، یک بار سعی کرد پسرش، ادیپ، را در کودکی به قتل برساند تا از این کار جلوگیری کند. پیشگویی غم انگیز به دلیل فقدان اراده و قدرت یوکاستا برای انجام این کار، ادیپ زندگی کرد. سرنوشت این بود که چرا آنتیگونه و خواهر و برادرهایش شکست خوردند. اگر ادیپ در کودکی مرده بود، وجود نداشتند. وجود خواهر و برادر به دلیل رابطه ای که ادیپ با مادر بیولوژیکی خود برقرار کرد، که مادر فرزندانش نیز شد، نفرین شده بود.

شخصیت ایسمنه بیشتر از یک زن در اساطیر یونانی است. اسمنه که بلاتکلیف است و از "جایگاه" خود در سلسله مراتب کاخ آگاه است، از مخالفت با قدرت خودداری می کند. او از آنتیگونه التماس می کند که به او فکر کند، زیرا می داند که اگر عمل آنتیگونه کشف شود، او تنها خواهد ماند. او برای آنتیگون وحشت دارد، اما آنقدر قوی نیست که در سرپیچی از او به او بپیوندد. اسمنه تا بعد از انجام عمل نمی‌خواهد ملحق شودآنتیگونه در مجازاتش، تا مجبور نباشد بدون خواهرش زندگی کند.

ایسمینه ضعیف و بلاتکلیف است، اما خواهرش شخصیت قوی دارد. وفاداری و استواری آنتیگونه به او قدرت داد تا کاری را که احساس می کرد درست است انجام دهد. او در برابر فرمان کرئون مبنی بر رفتن به میدان نبرد و تدفین مناسب به پولینیس ایستاد. او قبلاً پدر و هر دو برادرش را از دست داده است و از دیدن هتک حرمت جسد برادرش امتناع می کند.

زنان در اساطیر یونان با چالش های بسیار متفاوتی از همتایان مرد خود مواجه بودند. نبرد ادیپ با اقتدار بازتر بود . او با لایوس جنگید و پدرش را ناآگاهانه کشت. بعداً او با ابوالهول که منطقه را وحشت زده بود روبرو شد و آن را نیز شکست داد.

آنتیگون برخلاف اقتدار عمل کرد و در برابر دستورات ناعادلانه عمویش ایستاد . مبارزه او بسیار منفعل تر از اودیپ بود، اما به همان اندازه دشوار بود. سرپیچی از پادشاه به معنای مرگ حتمی بود. آنتیگونه با آگاهی کامل از عواقب اعمال خود وارد نبرد شد. او جان خود را بهایی معقول می‌داند برای وقار برادر مرده‌اش و وفاداری او به خاطره خواهر و برادرش.

آنتیگون بهای آن را می‌پردازد

وقتی کرئون از او مطلع شد با نافرمانی، او با او مقابله می کند، اما او حاضر به عقب نشینی نیست و به او یادآوری می کند که قانون طبیعت و خدایان در کنار او هستند . کرئون که از سرپیچی شدن توسط یک زن عصبانی است،اصرار دارد که ترجیح می دهد او را اعدام کنند تا اینکه او را به عنوان همسر آینده پسرش ببخشد. هامون، پسر کرئون، به‌طور پیش‌بینی‌شده از امتناع سرسختانه پدرش از عفو همسر/خاله‌اش ناراحت است. حتی با درخواست ایسمنه برای جان خواهرش، کرئون حاضر به رحمت او نیست. در نهایت، او متقاعد می شود که به جای اعدام مستقیم، او را در یک مقبره مهر و موم کند. او اعلام می کند که از آنجایی که او آرزو داشت برادرش دفن شود، آرزوی خود را خواهد داشت، اما او به او می پیوندد و برای ابد در قبر مهر و موم شده است.

یک بار دیگر، فقدان قدرت ایسمنه به عنوان یک تضاد ظریف برای تأکید بر شجاعت آنتیگونه استفاده می شود. اسمنه التماس می‌کند که اجازه داده شود به خواهرش بمیرد، اما آنتیگونه امتناع می‌کند و می‌گوید زندگی او کافی است. اسمنه پریشان اتاق را ترک می کند و دیگر خبری از نمایشنامه نیست. او نتوانست به خواهرش در ارتکاب جرم سرپیچی از کرئون بپیوندد. آنتیگونه به او اجازه نمی دهد که به خاطر جنایتی که مرتکب نشده باشد، به او اجازه نمی دهد که او را به مرگ بپیوندد.

تا زمانی که پیغمبر کور، تیرسیاس، می آید و به کرئون اطلاع می دهد که خشم خدایان را با امتناع سرسختانه خود از اجرای قانون طبیعی و دفن پولینیس، بر تبس آورده است که او از این کار پشیمان می شود. او با هامون به آرامگاه می رود تا آنتیگونه را آزاد کند، اما آنها متوجه می شوند که آنتیگونه در بدو ورود به هنگام ورود خود را با ناامیدی حلق آویز کرده است .

آخرین اقدام ضد آنتیگون پیوستن به او بود.پدر و برادران در حال مرگ در این لحظه، او تبدیل به یک قهرمان واقعاً غم انگیز می شود. غرور و ترس او را وادار کرد تا درست قبل از اینکه نجات یابد و از سرنوشتش رها شود، خود را حلق آویز کند. هامون، خشمگین و غمگین، شمشیر خود را برای کشتن پدرش به انتقام عروسش می زند. او از دست می دهد و به خودش چاقو می زند. او با آنتیگونه می میرد و کرئون تنها با ضعیفتر از خواهران باقی می ماند .

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها