سافو 31 - تفسیر مشهورترین قطعه او

John Campbell 31-01-2024
John Campbell

Sappho 31 یک شعر غنایی یونان باستان است که توسط یک شاعر زن یونانی ، Sappho of Lesbos سروده شده است. نه تنها یکی از مهم‌ترین آثار اوست که باقی مانده است، بلکه یکی از معروف‌ترین آثار او نیز هست.

بیشتر مترجمان و محققان ادبی این شعر را قصیده‌ای برای اضطراب می‌دانند. جاذبه و اعتراف عشق از یک زن به زن دیگر . علاوه بر آن، قطعه 31 از نظر تأثیرگذاری بر مفاهیم شعر مدرن و غنایی قابل توجه است.

شعر: قطعه 31

شعر در لهجه آئولیک، لهجه ای که در جزیره زادگاه سافو لسبوس صحبت می شود .

«به نظر من آن مرد با خدایان برابر است

کسی که روبروی شما نشسته است

و صدای شما را در نزدیکی می شنود

شیرین صحبت می کند

و خندیدن لذت بخش، که واقعاً

قلبم را در سینه ام می لرزاند؛

زیرا وقتی حتی برای مدت کوتاهی به تو نگاه می کنم،

دیگر نمی توانم صحبت کنم

اما انگار زبانم شکسته است

و بلافاصله آتشی لطیف بر پوستم جاری شد،

من با چشمانم چیزی را نمی بینم

و گوش هایم را نمی بینم. وزوز می کنند

عرق سردی بر من می آید، می لرزد

تمامم را می گیرد، رنگ پریده ترم

از علف، و به نظر می رسد که من تقریباً

مرده ام.

اما همه چیز را باید جرأت/تحمل کرد، زیرا(حتی یک مرد فقیر)...»

این شعر بسیار مورد بحث محققان قرار گرفته است، که بیشتر آنها احساس یک زن را به زن دیگر متمرکز می کند (در قسمت زیر شعر بسیار بیشتر خواهیم دید) .

برخی از علما پیشنهاد کرده اند که شعر، آواز عروسی است که با ذکر زن و مرد ایستاده یا نزدیک به هم دلالت دارد. با این حال، برخی این تصور را که این آهنگ یک آهنگ عروسی است را رد کردند، زیرا هیچ نشانه قابل توجهی وجود ندارد که سافو در حال نوشتن در مورد ازدواج بوده است. . از مشاهده، دو شخصیت دارای موقعیت اجتماعی مشابهی هستند.

Defragment of Sappho's Fragment 31

خط 1 – 4:

در بیت اول (سطر 1-4) شعر، سافو ما را با سه شخصیت خود آشنا می کند: مرد، زن و گوینده. گوینده به وضوح تحت تأثیر مرد قرار گرفتم ; می بینیم که در آیه اول که گوینده مرد را می گوید: «... برابر خدایان…»

اما باید توجه داشت که مرد فقط یک بار ذکر شده است. توسط گوینده این نشان می دهد که مرد، در عین حال که چشمگیر است، در واقع هیچ علاقه ای به گوینده ندارد.

توصیف خداگونه ای که گوینده به مرد نسبت می دهد، به سادگی ابزاری است که گوینده از آن استفاده می کند. تحسین واقعی خود را نسبت به موضوع واقعی شعر تشدید کنند. راشخصی که روبروی او نشسته و با او صحبت می کند. گوینده در طول مدت شعر این شخص را "تو" خطاب می کند.

این نفر دوم مقابل مرد کیست؟ از بقیه شعر و توصیف گوینده از این شخصیت می توان نتیجه گرفت که کسی که مرد روبروی او نشسته و با او صحبت می کند یک زن است.

در بیت اول، سافو همچنین فضای بین تمام شخصیت ها را نشان می دهد؛ مرد، زن و گوینده . اگرچه اشاره خاصی به مکان وجود ندارد، اما خوانندگان می توانند فضایی را که شخصیت ها در آن قرار دارند و عملکرد شعر چگونه انجام می شود تصور کنند.

از طریق توصیف گوینده از زن و مرد از دور، صافو نشان می دهد که گوینده از دور زن را تماشا می کند . این فاصله، کشش مرکزی شعر را تشکیل می‌دهد.

گوینده نشان می‌دهد که مرد با دقت به زن گوش می‌دهد، که به خواننده می‌گوید این نزدیکی بین آن دو شخصیت، صمیمیت فیزیکی و رمانتیک است>، به صورت استعاری.

این خوانندگان را به مصراع دوم (سطر 5-8) می رساند که نشان دهنده عواطف شدید گوینده نسبت به زن و رنج عاطفی ناشی از فاصله گرفتن بین آنها است .

خط 5 – 8:

در این بیت، «تو» (زن) بیشتر توضیح داده شده است، و در نهایت رابطه بین این دوشخصیت‌ها، گوینده و زن، آشکار می‌شوند.

اول، سافو از تصاویر صوتی استفاده می‌کند، به عنوان مثال، "سخن زدن شیرین" و "خنده دوست داشتنی". اینها توصیفات زن نشان دهنده صدایی است که خوانندگان باید در طول شعر هنگام خواندن آن بشنوند، اما همچنین برای آشکار کردن احساسات دوست داشتنی گوینده در مورد زن استفاده می شود .

در این بیت، ما می توانیم همچنین ببینید که گوینده درباره خود و احساسات خود نسبت به زنان صحبت می کند. اینجاست که خوانندگان می توانند جنسیت گوینده را از طریق آیه «...قلبم در سینه می لرزد...» تشخیص دهند. این بیت به عنوان یک لحظه اوج عمل می کند که خواننده ناگهان از احساسات گوینده آگاه می شود. این لحظه نتیجه تنش ایجاد شده به دلیل دوری گوینده از زن و تحسین مستمر در آیات قبلی است.

همچنین ببینید: هرمس در ادیسه: همتای اودیسه

در طول این بیت، تمرکز از بیان واقعیت عینی زن دور شده است. به مرد و در عوض به تجربه ذهنی گوینده از عشق. او احساسات خود را نسبت به زن درک می کند و عبارت «...حتی برای مدت کوتاهی...» به خواننده نشان می دهد که این اولین بار نیست که زن را می بیند. به نظر می رسد خواننده قبلاً این نوع بی کلامی را تجربه کرده است که صرفاً به دلیل دیدن معشوقش ایجاد شده است.

خط 9 تا 12:

در این خطوط، تمرکزبیشتر بر روی تجربه گوینده از عشق تمرکز دارد . در اینجا سافو بر تجربه فزاینده شدید گوینده در هنگام تماشای محبوب خود تأکید می کند. توصیف اشتیاق گوینده با نزدیک شدن به پایان شعر تشدید می شود.

ما می توانیم از طریق این عبارات مشاهده کنیم که چگونه شور و اشتیاق گوینده تشدید می شود:

  • "...زبان شکسته..."
  • "...آتشی لطیف بر پوستم جاری شده است..."
  • "... با چشمانم چیزی نمی بینم..."
  • "...گوش ها وزوز می کنند..."

سافو از حواس برای توصیف چگونگی گوینده استفاده می کند. به طور فزاینده ای تحت تأثیر احساسات عشقی خود قرار می گیرد، به طوری که بدن او به طور سیستماتیک از کار می افتد ، از حس لامسه تا بینایی و در نهایت تا شنوایی او.

این بیت. مجموعه‌ای از تجربیات فیزیکی گوینده را فهرست می‌کند، و به‌صورتی ناپیوسته نوشته شده است، که به موجب آن خوانندگان می‌توانند ببینند که چگونه هر قسمت از بدن گوینده در حال جدا شدن است. این مصراع دراماتیک ترین بخش شعر است و پس از ایجاد شور و اشتیاق برآورده نشده از دو بیت قبلی، تشدید نهایی است.

همچنین ببینید: Wilusa شهر اسرارآمیز تروی

عبارت «...زبان من شکسته است…” برای توصیف شروع بدتر شدن فیزیکی گوینده استفاده می شود. سافو از زبان به عنوان موضوعی استفاده می کند تا خوانندگان را به بقیه بیت برساند. زوال از زبان به پوست، چشم ها و در نهایت گوش ها حرکت می کند. مانندبیان شده توسط گوینده، هر بخش از کار نمی افتد .

احساس فیزیکی شدید از دست دادن حواس گوینده در این بیت به عنوان راهی برای ما عمل می کند تا انزوای گوینده را ببینیم. جهان او کاملاً از واقعیت آنچه در دنیای بیرون در اطرافش می افتد جدا شده است. او نوعی جدایی یا جدایی از بدن و خود را تجربه می‌کند که انگار در حال مرگ است.

این برای نشان دادن تنهایی و انزوای گوینده به ما، خوانندگان است. تجربه ناشی از عشق بیان نشده او بوده است. علاوه بر این، ما را به فاصله ای که گوینده در مصراع اول تجربه کرده بود برمی گرداند. این فاصله اکنون در رابطه او با همه چیز در جهان، از جمله خودش منعکس شده است.

خط 13 تا 17:

در این سطرهای پایانی، ما هنگامی که گوینده پس از تجربه یک لحظه جدایی شدید از معشوق (زن)، دنیا و همچنین خودش به بدنش برمی گردد به بدنش بازگردانده می شوند.

عرق کردن از استرس و لرزش، گوینده خود را به صورت استعاری توصیف می کند "رنگ پریده تر از علف" و "به نظر می رسد که تقریباً مرده است." او چنان احساسات شدید و شدیدی را تجربه کرد که اکنون تقریباً مرده است .

آخرین بیت این مصراع به گفته محققان آغاز مصراع جدید و پایانی است که متأسفانهگم شده . این بدان معناست که سافو قصد نداشت شعر در این سطر متوقف شود. در عوض، او قصد داشت بیتی بنویسد که در آن گوینده خود را با وضعیت موجود آشتی دهد.

متاسفانه، سه سطر آخر شعر در زمان گم شده است. اگرچه شعر بر روی صخره باقی مانده است ، محققان خاطرنشان کردند که به نظر می رسد گوینده از ناامیدی وجدانه خود دور می شود و در عوض ممکن است به بیان ظاهری خود روی آورد و متعهد به خطر سوار شدن به جهان باشد .

مضامین

در این شعر سه مضمون اصلی وجود دارد که عبارتند از حسادت، خلسه، و جدایی .

  • حساد - اغلب به عنوان شعر حسادت سافو توسط محققان از آن یاد می شود، قطعه 31 با یک مثلث عشقی معمولی بین مرد، زن و گوینده آغاز می شود. . در حالی که گوینده از دور معشوق خود را تماشا می کند، شروع به توصیف مردی می کند که روبروی معشوقش نشسته است. در اینجا شعر می توانست بر حسادت گوینده به مردی که معشوقش با او صحبت می کند متمرکز شود. با این حال، در طول شعر، به نظر می رسید که گوینده هیچ علاقه ای به مرد نداشته باشد . در عوض، گوینده از نزدیک معشوق خود را تماشا می کند و توجه او را به سمت تجربه خود از زمینه خود معطوف می کند.
  • خلسه - مضمون خلسه به وضوح از طریق عبارت "... باعث می شود بیان شود. قلبم در سینه ام می لرزد..." که در آن سافو از استعاره برای توصیف آن استفاده کرده استاحساس فیزیکی یک قلب داغدار.
  • تجزیه - این احساس حذف شدن از حواس بدن فرد است ، یعنی جوهر، روح و/یا ذهن فرد. این دقیقاً همان چیزی است که گوینده تجربه کرده است که او به شکستن قسمت هایی از بدن خود اشاره می کند که از زبان شروع می شود و با پوست، چشم ها و گوش های او ادامه می یابد. این منجر به تجربه تجزیه ای می شود که با در نظر گرفتن زمینه شعر به عنوان یک شعر عاشقانه، نشان می دهد که تعالی در واقع یک درگیری اروتیک با خود است.

نتیجه گیری

به عنوان یکی از پربارترین اشعار اقتباسی و ترجمه شده او و موضوع مورد علاقه برای تفسیرهای علمی، معمولاً توافق بر این است که قطعه 31 یکی از مشهورترین آثار سافو است .

این شعر دارای تأثیر عظیمی بر شاعران دیگر داشت که به موجب آن آنها آن را در آثار خود اقتباس کردند. به عنوان مثال، کاتولوس، شاعر رومی، آن را در 51 امین شعر خود اقتباس کرد ، جایی که او موز خود لزبیا را در نقش معشوق سافو گنجانید.

اقتباس های دیگری که می توان یافت در آثار یکی از نویسندگان باستانی به نام تئوکریتوس، که در آن او آن را در دومین ایدیل خود گنجاند . همین امر در مورد آپولونیوس رودس نیز صدق می کند، جایی که او شعر را در توصیف اولین ملاقات بین جیسون و مدیا در آرگونوتیکا اقتباس کرد.

همانطور که سافو توصیف می کند، پاسخ فیزیکی میل، کهمرکز توجه در شعر، به ویژه توسط محققان و علاقه مندان به آثار او تجلیل می شود. این شعر در آثار دیگری نیز نقل شده است، از جمله در رساله لونگینوس در باب تعالی که در آن به دلیل شدت عاطفه نقل شده است. افلاطون، فیلسوف یونانی، علائم جسمانی میل را نیز ذکر کرده است که در شعر در سخنان سقراط در مورد عشق به تصویر کشیده شده است.

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها