تایدئوس: داستان قهرمانی که مغزها را خورد در اساطیر یونان

John Campbell 12-10-2023
John Campbell

تیدئوس یکی از رهبران ارتش آرگیو بود که با تبانی ها جنگید تا پادشاه خود، اتئوکلس را برکنار کند و تاج و تخت را به پولینیس، برادر اتئوکلس بسپارد. با پیشرفت جنگ، تایدئوس شجاعانه جنگید اما توسط یک سرباز تبانی به نام ملانیپوس به شدت مجروح شد.

تیدئوس در آستانه مرگ بود که آتنا، الهه جنگ، دارویی آورد که او را جاودانه می کرد، اما قبل از اینکه این اتفاق بیفتد، آمفیاروس به تیدئوس مغز حریف را داد تا بخورد. . بخوانید که پس از خوردن مغز دشمنش چه اتفاقی برای تیدئوس افتاد.

خانواده تیدئوس

والدین تیدئوس اونئوس، پادشاه کالیدونی، و همسرش پریبوئا<4 بودند> اما نسخه های دیگر از گورگ، دختر اونئوس، به عنوان مادر تیدئوس نام می برند. بعداً در اسطوره، تایدئوس با دیپیل، شاهزاده خانم آرگوس ازدواج کرد و این زوج دیومدس، ژنرال آرگیو را که در طول جنگ تروا جنگید به دنیا آوردند.

ماجراجویی در آرگوس

تیدئوس' عمو، آگریوس، او را به دلیل کشتن برخی از بستگانش از کالیدون راند. بسته به نسخه اسطوره، تایدئوس عموی دیگر، برادرش یا شش تن از عموزاده هایش را به قتل رساند. بنابراین، مدتی سرگردان شد و سرانجام در آرگوس اقامت گزید، جایی که پادشاه به گرمی از او استقبال کرد. آدراستوس. زمانی که آنجا بود، او را در همان لژ با پولینیس، پسر تبعیدی پادشاه تبا، کرئون، قرار دادند.

پولینیکس جنگیده بود.برادرش، اتئوکلس، بر تاج و تخت تبس با اتئوکلس که پیروز شد، باعث شد پولینیس به آرگوس پناه ببرد.

درگیری با پولینیس

یک شب، آدراستوس با راکتی که از آن می آمد از خواب بیدار شد. لژ Tydeus و Polynices. با رسیدن به آنجا متوجه شد که دو شاهزاده با هم درگیر شدند و مدتی آنها را زیر نظر گرفت. در آن زمان بود که او پیشگویی را به یاد آورد که به او داده شده بود مبنی بر اینکه باید دخترانش را به ازدواج یک شیر و یک گراز درآورد.

همچنین ببینید: افتخار در ایلیاد: هدف ماقبل آخر هر جنگجو در شعر

شاه آدراستوس به سرعت نتیجه گرفت که پولینیس شیر و تیدئوس گراز است. اینکه او چگونه به این نتیجه رسیده است بستگی به نسخه اسطوره دارد، زیرا برخی نسخه ها می گویند او نحوه مبارزه دو شاهزاده را مشاهده کرده است. طبق آن نسخه، تایدئوس مانند گراز درگیر شد در حالی که پولینیس مانند یک شیر می جنگید. نسخه‌های دیگر نیز نشان می‌دهند که آدراستوس یا پوست حیواناتی را که می‌پوشیدند یا حیواناتی که بر روی سپرهایشان نقش بسته بودند را مشاهده می‌کرد.

Deipyle به عنوان عروس او

پادشاه آدراستوس بدون اتلاف وقت، پیشگویی را با دادن دخترانش برآورده کرد. آرژیا و دیپیل به ترتیب به پولینیس و تایدئوس، دیومدس تایدئوس را پسر کردند. پادشاه آدراستوس با هر دو نفر که اکنون شاهزاده های آرگوس هستند، به آنها قول داد که به بازسازی پادشاهی آنها کمک کند.

همچنین ببینید: مزنتیوس در آئنید: افسانه پادشاه وحشی اتروسک ها

پادشاه آدراستروس هفت نفر را علیه تبس سازماندهی می کند

شاه آداستروس بزرگترین ارتش یونان را به رهبری هفت نفر بزرگ گرد هم آورد. جنگجویان برای کمک به پولینیس در سرنگونی اوبرادر و او را به پادشاهی منصوب کن. هفت جنگجوی بزرگ به عنوان هفت در برابر تبس شناخته شدند و شامل کاپانوس، تیدئوس، هیپومدون، پولینیس، آمفیاروس، پارتنوپائوس و خود آدراستوس بودند. هنگامی که ارتش آماده شد، آنها سفری را تنها با یک هدف در ذهن خود آغاز کردند: بازگرداندن پادشاهی تبا به پولینیس.

ارتش در Nemea

وقتی مردان به Nemea رسیدند، آنها فهمیدند که یک مار پسر جوان پادشاه نمیان، لیکورگوس را کشته است. سپس مردان به تعقیب مار پرداختند و او را کشتند و پس از آن شاهزاده جوان نمئا را دفن کردند. پس از دفن، اولین بازی های نمیان را به افتخار شاهزاده جوان ترتیب دادند. در این بازی‌ها، یک مسابقه بوکس بین سربازان سازماندهی شد که تایدئوس برنده کلی شد.

با این حال، منابع جایگزین نشان می‌دهند که اولین بازی‌های Nemean توسط هراکلس برای جشن پیروزی او بر شیر شریر Nemean.

فرستاده شدن به تبس

زمانی که ارتش به سیتایرون رسید، تیدئوس را به تبس فرستاد تا برای بازگشت تاج و تخت به پولینیس مذاکره کند. با وجود چندین تلاش برای جلب توجه اتئوکلس و مردانش، تایدئوس نادیده گرفته شد. از این رو، او جنگجویان تبانی را به دوئل دعوت کرد تا توجه آنها را جلب کند و خواسته های خود را مطرح کند. جنگجویان تبانی با دوئل موافقت کردند، اما هر یک از آنها با کمک آتنا، توسط تایدئوس شکست خوردند.الهه جنگ.

سپس تایدئوس به سیثارون بازگشت تا گزارش خود را در مورد آنچه در سیثارون دیده بود ارائه دهد تا اینکه 50 سرباز تبایی به رهبری مائون و پلیفونتس در کمین او قرار گرفتند. این بار. ، تایدئوس هر یک از آنها را کشت اما به دلیل دخالت خدایان جان مائون را نجات داد. تایدئوس سرانجام به اردوگاه هفت علیه تبس رسید و تمام آنچه را که در دستان تبانی ها پشت سر گذاشته بود، نقل کرد. این امر آدراستوس را آزار داد و آنها علیه شهر تبس اعلام جنگ کردند.

جنگ علیه تبس

هفت نفر علیه تبس با لشکریان خود به شهر تبس لشکر کشیدند و جنگی بی امان به راه انداختند. تایدئوس بیشتر جنگجویان تبایی را شکست داد که با آنها روبرو شد اما توسط قهرمان تبانی ملانیپوس مجروح شد. دیدن سرباز یونانی مورد علاقه اش در حال مرگ، آتنا را به شدت نگران کرد و او تصمیم گرفت تایدئوس را جاودانه کند. بنابراین، نزد زئوس رفت و از او التماس کرد که معجون جاودانگی را به او بدهد.

در همین حال، آمفیاروس، یکی از هفت نفر علیه تبس، از تیدئوس متنفر بود که بر خلاف آنچه او توصیه کرده بود، آرگیوها را متقاعد کرد که به تبیان حمله کنند. از آنجایی که آمفیاروس یک بینا بود، می‌توانست تشخیص دهد آتنا قرار است برای تایدئوس چه کند. بنابراین، او نقشه‌ای کشید تا برنامه‌های خود را برای آتنا خنثی کند. به عنوان بخشی از نقشه‌های خود، آمفیاروس به ملانیپوس حمله کرد و او را کشت.قهرمان یونانی تایدئوس و چگونگی رسیدن او به جاودانگی. در اینجا یک خلاصه از همه چیزهایی است که تا کنون در مورد Tydeus کشف کرده ایم:

  • Tydeus یک شاهزاده کالیدونی بود که از اونئوس و او به دنیا آمد. همسر Periboea یا دخترش، Gorge، بسته به نسخه اسطوره.
  • بعدها، عمویش، آگریوس، او را پس از اینکه او به قتل عمو، برادر یا شش نفر دیگر مجرم شناخته شد، او را از کالیدون بیرون کرد. پسرعموهایش.
  • تیدئوس به آرگوس سفر کرد، جایی که پادشاه آدراستوس از او استقبال کرد و با پولینیس که او نیز از برادرش اتئوکلس فرار می‌کرد، مدارا کرد. دعوا کرد و هفت علیه تبس را تشکیل داد تا علیه تبانی‌ها جنگ کند.
  • آتنا می‌خواست تایدئوس را پس از مجروح شدن مرگبار تیدئوس جاودانه کند، اما وقتی مشاهده کرد که تیدئوس مغز ملانیپوس را خورد، نظرش تغییر کرد.
  • 13>

    Tydeus شانس جاودانگی را از دست داد و نشان دهنده تلاش انسان برای جاودانگی گریزان است.

    مغزها، و آن را به تایدئوس داد تا بخورد. تیدئوس به دلیل نفرت آتنا که تازه با دارو رسیده بود، مغز ملانیپوس را وادار کرد و خورد. مشاهده آن صحنه وحشتناک او را ناراحت کرد و با داروی جاودانگی بازگشت. این همان چیزی بود که مغز خوردن تایدئوس به قیمت جاودانگی او تمام شد و این تصویرسازی همیشه نشان دهنده جستجوی گریزان برای جاودانگی بوده است.

    معنا و تلفظ

    معنای نام این نیست بیان شده است، اما چندین منبع او را به عنوان پدر دیومدس و یکی از اعضای هفت علیه تبس توصیف می کنند.

    در مورد تلفظ، نام به صورت تلفظ می شود.

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها