تیرسیاس اودیسه: نگاهی به زندگی یک بینا کور

John Campbell 28-05-2024
John Campbell

تیریسیاس اودیسه در اساطیر یونان کاملاً عجیب است. او یکی از مشهورترین شخصیت‌های ادبیات یونان باستان است. پیشگویی ادیسه تیرسیاس او را به پیامبری پرطرفدار در قلمرو اساطیر یونان تبدیل کرد. او خدا نیست، اما به دلیل موهبت بزرگش در پیش بینی رویدادهای آینده، خداگونه است. ممکن است طعنه آمیز به نظر برسد، اما او بیننده کوری است.

تیریسیاس اودیسه کیست؟

تیریسیاس معروف به تبیان بینا یا پیامبر کور در بسیاری از آثار ادبی او شخصیت نسبتاً جالبی است که توسط نویسندگان بزرگ کلاسیک‌های باستانی، مانند سوفوکل، اوریپید، هومر، و اووید و تا آثار مدرن T.S. الیوت.

تیریسیاس، که تیرسیاس نیز نوشته می‌شود، از تبس آمده است. مادرش شاریکلو است که به عنوان پوره مورد علاقه آتنا معرفی می‌شود، در حالی که پدرش اورس چوپان است.

وقتی پسر کوچکتر بود هیچ چیز خاصی در مورد پسر نبود. با این حال، او نابینا نبود، اما هدیه نبوت زمانی که نابینایی او به وجود آمد ظاهر شد. این جمله که می‌گوید چیزی خارق‌العاده می‌تواند از چیزهای زشت یا پیش پا افتاده بیرون بیاید، واقعاً در زندگی تیرسیاس نمونه‌ای بود. این رویداد منجر به تبدیل شدن او به محبوب ترین و محبوب ترین پیامبر آپولون شد. او برای طولانی ترین زمان در زندگی خود در دلفی آپولو خدمت کرد.

تیرسیا اغلب به شکلی نامناسب به تصویر کشیده می شود:پیر و ضعیف، با چشمانی بی روح و فرو رفته. شاید ظاهرش باعث شد که هر وقت کسی به نصیحتش نیاز داشت طرد شود. طعنه آمیز است که مردم به دنبال خرد او بودند، اما حکمت او به ندرت دنبال می شد. بنابراین، برای اودیسه خوب بود که او واقعاً به تریسیاس گوش می داد.

بسیار پیچیده، جدای از بودن داستان تیرسیاس که یک بینا کور بود، در اساطیر یونان نیز مشهور شد، زیرا او توانست زن شدن را تجربه کند و هفت سال طولانی یکی باشد.

شخصیت های زیادی این شانس را نداشته اند. بتوانید در یک عمر زندگی کنید و مرد و زن بودن را تجربه کنید. در واقع، تیرسیاس یک فرد منحصر به فرد است.

همچنین ببینید: محیط اودیسه - چگونه تنظیم حماسه را شکل داد؟

چگونه تیرسیاس نابینا شد؟

حداقل دو نسخه از این افسانه وجود دارد که توضیح می دهد چگونه تیرسیاس نابینا شد.

نسخه اول چگونه تیرسیاس کور شد

یک داستان بیان می کند که تیرسیاس نابینا شد زیرا چشم های او توسط الهه آتنا بریده شد. گفته می شد که روزی، در حالی که با شکوه الهه آتنا همراه با پوره مورد علاقه خود Chariclo در حال حمام کردن بودند، تیرسیاس ناخواسته الهه را در برهنگی خود دید. این تصادفی بود که مجازات آن اعدام بود. با التماس مادرش، آتنا جان او را نجات داد و در عوض او را نابینا کرد. بر این اساس، الهه توجیه کرد که با نابینایی خود، می تواند بیشتر ببیند.

روایت دیگری در مورد نابینایی اوپس از آن اتفاق افتاد که تیرسیاس قبلاً به مدت هفت سال زندگی یک زن را سپری کرده بود. برای همه کاملاً شناخته شده بود که تیرسیاس، پس از حادثه ای با یک مار، به موجودی ماده تبدیل شد و بعداً دوباره به مرد تبدیل شد. در این زمان است که روایت بعدی نابینا شدن او اتفاق افتاد.

نسخه دوم چگونه تیرسیاس کور شد

نسخه دوم بیان می کند که زمانی زئوس و هرا بودند. دعوا کردن آنها می خواستند دریابند که چه کسی بین زن و مرد در لذت های نفسانی سود بیشتری دارد. از انتخاب های آنها می توان چنین فرض کرد که زئوس معتقد بود که این دختران هستند که از این عمل بیشتر لذت می برند، در حالی که هرا ادعا می کند که در واقع، این پسران هستند که بیشترین لذت را از یک کنش جنسی می‌برند.

با به دست آوردن محبوبیت به عنوان کسی که می‌توانست به عنوان یک مرد و به عنوان یک زن زندگی کند، واقعاً بی‌طرف بود که بگذارید تیرسیاس داور نبرد عقل باشد.

زئوس و هرا به تیرسیاس اجازه دادند که قاضی این موضوع باشد. او با صراحت پاسخ داد که در واقع این موجود ماده است. که از اعمال شهوانی لذت بیشتری می برد. با این حال، پاسخ تیرسیاس هرا را ناراضی کرد، بنابراین او بلافاصله او را کور کرد. برای کاهش این ضربه، زئوس مهارت‌های خارق‌العاده‌ای در پیش‌گویی و عمر طولانی به او هدیه داد. اصلا. آنچه مهم است این واقعیت است که تیرسیاس از طریق نابینایی خود توانست بیشتر ببیند. او رؤیاها را بسیار قبل از وقوع می بیند . او می تواند ذهن یک فرد را بدون اینکه واقعاً به چشم ها یا وجود آنها نگاه کند بخواند. در واقع، این موهبتی است که هر کسی آرزوی داشتن آن را دارد.

تیریسیاس: مرد و زن

پیش از این ذکر شد که تیرسیاس قبل از نابینا شدن تحت نوعی نوع بیماری قرار گرفته بود. یک پدیده؛ او را به یک زن تبدیل کردند. برای یک فرد معمول نیست که در یک عمر زندگی زن و مرد را تجربه کند، اما تیرسیاس هر دو شده بود. این یک رویداد غم انگیز بود که افراد بزرگ دیگر آنقدر خوش شانس (یا بدشانس) نبودند برای تجربه کردن.

افسانه می گوید که یک روز، در پادشاهی تب یا شاید آرکادیا، تیرسیاس مسلح به چوب در جنگل قدم می زد. در حین راه رفتن، تصادفاً به جفت مارهای در هم تنیده برخورد کرد. او که قادر به مقاومت در برابر خود نبود، به موجودات جفت گیری ضربه زد، که هرا را ناراضی کرد زیرا او تمام ماجرا را دیده بود. به دلیل حادثه ای که هرا شاهد آن بود، الهه با انتقام او را به یک زن تبدیل کرد.

هفت سال طولانی، تیرسیاس به عنوان یک زن زندگی کرد. او کشیش هرا بود . در همین مهلت بود که او فرزند مانتو را به دنیا آورد که در عوض خود کشیش معروفی شد و دو فرزند دیگر.

دیگر آثار ادبی تیرسیاس را توصیف کردند.به عنوان یک فاحشه، همیشه مایل و در حال حرکت تا زمانی که قیمت مناسب باشد. کاهن یا فاحشه؟ پاسخ اصلاً مهم نبود، زیرا تیرسیاس تنها هفت سال به عنوان یک زن زندگی کرد. در طول این مدت، او به طور تصادفی در حین جفت گیری از کنار همان جفت مار رد شد.

ترسیاس پس از آموختن درس خود هرگز حیوانات را اذیت نکرد، مهم نیست که آنها چه می کردند. علاوه بر این، با درسی که او آموخته بود، خدایان به او مردانگی را بازگرداندند و او را از زن بودن رها کردند.

مرگ تیرسیاس

با زندگی پر از تغییرات و چرخش های غیرمنتظره، می توان گفت که زندگی تیرسیاس به خودی خود حماسه بود. او یک قهرمان حماسی برای خودش بود که با غرور و افتخار با موانع و چالش ها روبرو می شد.

سوال این است که تیرسیاس چگونه مرد؟ تیرسیاس در راه خود به دلفی از چشمه های تیلفوسا آب آلوده نوشیده بود که باعث مرگ او شد و به 175 سال زندگی طولانی او پایان داد. او برای نصیحت بخواهد.

تیریسیاس و اودیسه

شهرت او به عنوان آینده بین بزرگ نه تنها در سرزمین زندگان بلکه در سرزمین عالم اموات. این بیننده نابینا واقعاً مورد لطف خدایان بود، زیرا حتی به عنوان یک روح در هادس، او هنوز قدرت دیدن وقایع پیش رو را داشت.

در مقطعی از زندگی خود سفر طولانی به ایتاکا، اودیسه نیاز به مشاوره با Tiresias داشت(اکنون فقط از نظر روحی) برای موفقیت در تلاش هایش.

با این حال، نیاز به دیدن تیرسیاس تنها توسط اودیسه کشف نشده بود. در عوض، سیرس به اودیسه پیشنهاد کرد که او را جستجو کند. سیرس در ادیسه، زنی جادوگر بود که مردان را در جزیره خود اغوا می کرد.

بر خلاف کالیپسو در ادیسه، که کاملاً سلطه جو است و اودیسه را مجبور کرد در کنار او بماند. هفت سال؛ سیرس بیشتر دیپلماتیک بود. جدا از اینکه اودیسه را به خوک تبدیل کرد، که او فوراً آنها را بازگرداند، سیرس به آنها خدمت خوبی کرد.

به محض اینکه اودیسه یک سال با سیرس زندگی کرد و به دلیل اصرار او، او دستور داد. او که برای اینکه بتواند به خانه برود، باید برود و از تیرسیاس در عالم اموات مشاوره بخواهد.

اودیسه پس از رسیدن موفقیت آمیز به سرزمین اموات، چند روح بزرگ را ملاقات کرد. در میان آنها کتاب 11 اودیسه تیرسیاس بود. در این برخورد، تیرسیاس به اودیسه توصیه کرد که برای جلوگیری از حوادث ناگوار در سفر به خانه اش، همانطور که در رؤیاهایش نشان داده شده است، چه کاری انجام دهد. تیرسیاس که در جهان اموات پذیرفته شد، مجبور بود به او کمک کند تا در به خانه پادشاهی خود و همسرش پنه لوپه برگردد. اودیسه به پیشگویی تیرسیاس توجه کرد. تیرسیاس به اودیسه اطلاع داد که با پیشروی سفر او، مشکلاتی که پوزیدون به همراه خواهد داشت نیز پیش می رود. این برای انتقام آسیب وارد شده به آن است چشمهای پولیفموس پسر پوزئیدون. بنابراین مراقبت و احتیاط بیشتر لازم است، بهتر است خدایان دریا را خشمگین نکنیم، در غیر این صورت ممکن است دریاهای مواج و سفرهای بد با آنها مواجه شویم.

تیرسیاس سپس به او گفت که هلیوس، خدای خورشید، علاقه زیادی به چرای آزاد گله‌های او در جزیره دارد، بنابراین به اودیسه هشدار داد که گاوهای هلیوس را لمس نکند وگرنه به شدت مجازات خواهند شد. اودیسه توجه کرد. ، اما مردانش این کار را نکردند. این گستاخی منجر به مرگ همه مردان ادیسه شد و او را تنها گذاشت تا سفر کند.

یکی دیگر این بود که پس از رسیدن به خانه، اودیسه باید آنقدر عاقل باشد که تشخیص دهد چه کسی از رای دهندگانش هنوز به او وفادار است و که نبود اودیسه با حیله گری خود، پس از ورود به ایتاکا، هویت خود را مخفی کرد با تبدیل شدن به یک گدا. او در آنجا شخصیت Eumaeus را در اودیسه، دامدار خوک وفادار خود، شناسایی کرد. او همچنین دریافت که ملانتو اودیسه، کتاب 19، یکی از برده های مورد علاقه همسرش، بد اخلاق بود و حتی شب را با دیگر خواستگاران پنه لوپه گذراند.

اگرچه اودیسه ادامه داد. سگش و پسرش تله ماکوس هنوز هم می‌توانستند او را بشناسند. از طرف دیگر، شخصیت دیگری به نام Eurycleia در ادیسه، جای زخم پای او را تشخیص داد. بنابراین، تصور آنها مبنی بر اینکه اودیسه بود درست بود.

در نهایت، اودیسه به مسابقه تیراندازی با کمان که توسط سازماندهی شده بود پیوست و برنده شد.پنه لوپه. در این مسابقه، امید می رفت که پنه لوپه با هرکسی که مسابقه را برنده شده بود ازدواج کند، چون به نظر می رسید شوهرش ممکن است به خانه نیاید.

سپس مشخص شد که برنده مسابقه مسابقه یک گدا نبود بلکه همسر پنه لوپه از دست رفته بود

تیریسیاس در پادشاهی تبس

در حالی که تیرسیاس به عنوان یک پیامبر بزرگ در پادشاهی شهرت بیشتری به دست می آورد. از تبس، ادیپ رکس، یا شاه ادیپ از او پرسیدند که آیا می‌دانست چه کسی پادشاه لایوس را کشته است. تیرسیاس آشکار ساختن حقیقت را بدون زندانی کردن ادیپ دشوار می‌دانست.

اگرچه از قبل توسط اوادیپ شناخته شده بود، ادیپ به راحتی تشخیص نداده بود که او قاتل پدرش است و او با زنی که مادرش بود ازدواج کرد. اودیپ رکس بعد از اینکه متوجه شد پدرش را کشته و مادرش را همسرش کرده است، رفت و خود را مجازات کرد. 1> عقده ادیپ، که به وابستگی عاطفی قوی پسر به مادرش در حالی که نسبت به پدرش نفرت دارد اشاره دارد.

سوالات متداول (سؤالات متداول)

تلفظ تیرسیاس چیست. ?

تیریسیاس به صورت tai-ree-see-uhs تلفظ می شود.

چه مدت زندگی کرد؟

او 175 سال زندگی کرد.

چه چیزی آیا تیرسیاس نقشی در ادیسه دارد؟

از طریق دیدگاه خود، تیرسیاس به اودیسه کمک کرد تا بر چالش هایی که با نزدیک شدن به خانه اش با آنها روبرو شد غلبه کند.به او دستور می دهد که چه کاری انجام دهد و چه کاری انجام ندهد.

چه کسی تیرسیاس را به یک زن تبدیل کرد و چرا؟

او توسط هرا به عنوان مجازاتی برای مزاحمت و ضربه زدن به یک جفت تبدیل به یک زن شد. از مارها در حال جفت گیری.

آیا تیرسیاس واقعا کور است؟

بله، اما او کور به دنیا نیامده است.

همچنین ببینید: ادبیات کلاسیک - مقدمه

نتیجه گیری

تیریسیاس به عنوان یک شخصیت دستخوش دگرگونی های زیادی شده است. این دگرگونی‌ها در نهایت باعث شد که او به خودآگاهی بیشتری دست یابد و همچنین برای شخصیت اصلی مفیدتر شود: از طریق آن، او در مقایسه با زمانی که بینایی خود را داشت، زندگی بزرگ تری داشته است.

  • که مورد لطف خدایان بود، گاهی اوقات آنها را عصبانی می کرد، اما این مانع از دریافت پاداش های ویژه ای از سوی آنها نشد که به نفع اوست.
  • بدون این پیشگویی، اودیسه ممکن است به خانه بازنگشته باشد.
  • تیریسیاس مدت بسیار طولانی زندگی کرد: 175 سال.
  • او به جای داشتن یک راه مسالمت آمیز، به صورت عادی درگذشت. او نه خدا بود و نه جنگجو، اما تیرسیاس به قهرمان حماسی اودیسه در رسیدن به هدفش کمک کرد: بازگشت به خانه خود، پادشاهی ایتاکا، و در آغوش همسر دوست داشتنی او پنه لوپه همانطور که گفته شد، ما هنوز هم می‌توانیم موفق باشیم، حتی اگر در پشت صحنه بازی می‌کنیم تا زمانی که آماده ارائه کمک به دیگران باشیم.
  • John Campbell

    جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها