زئوس به عنوان یک قو به لدا ظاهر شد: داستان شهوت

John Campbell 28-08-2023
John Campbell

زئوس به شکل قو بر لدا ظاهر شد و او را باردار کرد. لدا چهار فرزند به دنیا آورد. فقط دو نفر از آنها زئوس بودند. این داستان عشق و تقلب یکی از هیجان انگیزترین داستان های اساطیر است. پیشاپیش در مورد رابطه زئوس با لدا، که لدا بود، و چرا از چهار فرزندی که به دنیا آمدند تنها دو نفر زئوس بودند، بخوانید.

داستان چگونه زئوس در اساطیر یونان باستان برای لدا ظاهر شد

زئوس همیشه برای لذت های خود مراقب زنان زیبا روی زمین بود. او زیبایی لدا را از نشستن در کوه المپ شکار کرد. او کاملاً مسحور لدا بود و او را برای خودش می‌خواست.

او همیشه آگاه بود که لدا آن نوع زنی نیست که بخواهد با او رابطه داشته باشد، همانطور که بسیاری دیگر آرزو داشتند، برعکس به این ترتیب، لدا از آن دسته بود که بسیار عاشق شوهرش، تیندارئوس بود. هر دو لدا و تیندارئوس با هم ازدواج کردند و همدیگر را دوست داشتند.

زئوس خود را به یک قو تبدیل کرد و به لدا نزدیک شد. او در چمن ها دراز کشیده بود که زئوس آمد و کنارش نشست. قو ترسیده عمل کرد و از یک خرابی تهدید کننده زندگی فرار کرد. لدا فردی مهربان بود که قو را به او نزدیکتر کرد.

زئوس وقتی این را دید، آن را یک امر تلقی کرد. شانس و آغشته به لدا. همان شب لدا با شوهرش خوابید تیندارئوس در حالی که آنها در حال تلاش برای بارداری وخانواده خود را با فرزندان رونق بخشند.

لدا و چهار فرزندش

لدا پس از مدتی چهار فرزند به دنیا آورد. نظریه پشت چهار فرزند به طور همزمان این است که لدا ممکن است دو تخمک داشته باشد، زئوس و دیگری توسط تیندارئوس یکی را بارور کرده است. به همین دلیل است که او چهار فرزند داشت، دو فرزند از زئوس و دو فرزند از تیندارئوس. نام بچه ها هلن، کلیتمنسترا، کاستور و پولوکس بود. هلن و پولوکس شایعه شده بود که از زئوس هستند و کلیتمنسترا و کاستور از تیندارئوس هستند.

چهار فرزند شهرت بیشتری نسبت به مادرشان لدا به دست آوردند. دلیل آن این است که در آثار ویرژیل و هومر به دفعات آرام از او نام برده شده است. بسیاری از موزه ها مجسمه هایی را برای چهار کودک در تمام شکوه خود اختصاص داده اند.

کودکان مشهور لدا

در اینجا به جزئیات چهار فرزند لدا نگاه می کنیم:

هلن

هلن با اختلاف بسیار مشهورترین از چهار نوزاد لدا است. او دختر زئوس و لدا بود و مسلماً زیباترین زنی بود که تا به حال در تمام یونان دیده شده بود. زیبایی و نسب او دلیل دو جنگ در اسطوره های یونانی بود و نه جنگ های کوچک بلکه جنگ های سرنوشت ساز بزرگ و خونین.

زمانی که هلن نوزاد بود، تسئوس او را ربود و در نتیجه جنگی بین اسپارت و آتن. این اولین جنگ بزرگ بین دو کشور و بسیار مرگبار بود. بار دوم هلن در میان بحث و جدل بودزمانی بود که پاریس هنگام ازدواج با منلائوس توسط پاریس ربوده شد. این آدم ربایی معروف‌ترین جنگ یونانی را در پیش گرفت، جنگ تروجان، جنگ بین یونانی‌ها و تروجان‌ها.

Castor and Pollux

این جفت به خاطر همیشه بودن مشهور بودند. با هم و همچنین دوقلو بودند. آنها همچنین از مبارزان بسیار شناخته شده و محترم ارتش بودند. آنها در خط مقدم جنگ بین اسپارت و آتن برای نجات خواهرشان هلن بودند. بعداً آنها در شکار گراز کالیدونیا جنگیدند.

پولوکس جاودانه بود و کاستور فانی بود. دلیل آن این است که کاستور پسر لدا و تیندارئوس بود در حالی که پولوکس پسر لدا و زئوس بود. وقتی کاستور درگذشت، پولوکس جاودانگی خود را رها کرد و به کاستور در بهشت ​​پیوست.

کلیتمنسترا

او دختر کمتر شناخته شده لدا است. کلیتمنسترا با آگاممنون پادشاه Mycenae ازدواج کرد، که به عنوان قدرتمندترین پادشاه آن روز در نظر گرفته می شود. بنابراین، او خواهر شوهر هلن و همچنین خواهر او بود.

اینها چهار فرزند لدا، زئوس و تیندارئوس بودند. این رویداد باید یکی از غیرمعمول ترین وقایع اسطوره یونانی.

پایان لدا

لدا و فرزندانش در آثار هومر و ویرژیل ذکر شده اند. از فرزندان او، زئوس و تیندارئوس نام برده می شود، اما لدا چنین نیست. آخرین اشاره او درباره تولد فرزندانش است. که در اساطیر به عنوان پایان لدا در نظر گرفته می شود.

خیرذکر مرگ لدا یا زندگی پس از مرگ در هر جای اساطیر یافت می شود. اساطیر موارد بسیاری دارد که هرا زنانی را که زئوس با آنها زنا کرده بود، مجازات می کرد. با معجزه ای، لدا توانست از خشم هرا و همچنین فرزندانش بگریزد.

سؤالات متداول

آیا زئوس لدا را اغوا کرد؟

نه، زئوس این کار را نکرد. اغوا کردن لدا او برای مدت طولانی به لدا علاقه داشت و می خواست با او باشد. او زمانی که لدا به تنهایی در باغ دراز کشیده بود، فرصتی را دید.

چرا گفته می شود زئوس اخلاق جنسی خود را از دست داده است؟

زئوس در اسطوره ها اخلاق جنسی خود را از دست داده بود، زیرا هر فانی یا فانی زن جاودانه نتوانست تشنگی خود را برآورده کند. او با زنان بسیاری همخواب شد و فرزندان بسیاری از جمله نیمه خدایان مختلف روی زمین به دنیا آورد. او حتی به دختران خود می خوابید و هوس می کرد. این سطح از دست دادن اخلاق جنسی او را نشان می دهد.

آیا زئوس تا به حال با مردان خوابیده است؟

Aeneid موارد زیادی را نقل می کند که زئوس با مردان همخوابه بوده است. زئوس شهوت برآورده نشده ای داشت به همین دلیل است که چنین تشنگی برای بدن داشت. لیست شخصیت هایی که زئوس با آنها خوابیده است بی پایان است و حتی نمی توان آنها را تهیه کرد زیرا او با مردان، زنان و فرزندان خود همخوابه بود.

زئوس چگونه به نظر می رسد؟

زئوس بسیار قد بلند بود. و عضلانی موهای مجعد و ریشی پرپشت داشت. قد و هیکل او یکی از جذاب ترین ویژگی های او بود. زئوس چشمان آبی برقی درخشانی داشت.

همچنین ببینید: آیا مدوسا واقعی بود؟ داستان واقعی پشت گورگون مو مار

اوظاهر برای او بسیار مناسب بود و یکی از دلایل شهرت او در میان مردان و زنان کوه المپ و زمین بود.

نتیجه گیری

داستان ظاهر شدن زئوس به لدا به شکل یک قو در اساطیر یونان بسیار جالب است. برای سال‌ها این موضوع محور بسیاری از نقاشی‌ها و همچنین برخی از فیلم‌های سینمایی و رمان‌های تحسین‌شده منتقدان بوده است. هدف این مقاله پوشش کامل این موضوع و ارائه هرآنچه در مورد این زوج و عملکرد آن‌ها است را به شما ارائه می‌کند. در اساطیر در اینجا چند نکته وجود دارد که این مقاله را خلاصه می کند:

همچنین ببینید: نوستوس در ادیسه و نیاز به بازگشت به خانه
  • زئوس به خاطر خوابیدن با زنان بسیاری شناخته شده بود. او می توانست به راحتی اغوا شود و خودش خیلی زود عاشق می شد. او زیبایی لدا را از نشستن بر روی کوه المپ کشف کرد.
  • لدا دختر تسئوس، پادشاه پلئورون در اساطیر باستان بود. لدا توسط پدرش تسئوس با پادشاه تیندارئوس اسپارت ازدواج کرد.
  • لدا چهار فرزند به دنیا آورد. دو نفر از آنها زئوس و دو نفر از تیندارئوس بودند. نام‌های بچه‌ها هلن، کلیتمنسترا، کاستور و پولوکس بود.
  • کودکان از لدا مشهورتر شدند و همچنین توانسته بودند از خشم هرا بگریزند.

زئوس ظاهر شد. به لدا به شکل یک قو و او را باردار کرد زیرا او بیش از حد از زیبایی او برانگیخته شده بود. این یک داستان کلاسیک از اسطوره یونانی است و به خاطر خواهد ماندزمان های آینده در اینجا به پایان داستان زئوس و لدا می رسیم.

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها