خدایان یونانی در مقابل خدایان نورس: تفاوت های بین هر دو خدا را بشناسید

John Campbell 27-08-2023
John Campbell

خدایان یونان در مقابل خدایان نورس مقایسه همیشه دانشمندان و علاقه مندان به ادبیات را برای قرن ها مجذوب خود کرده است. شباهت ها و تفاوت های آنها یک مطالعه هیجان انگیز و قانع کننده را ایجاد می کند زیرا فرد فرهنگ و اعتقادات یونانی ها و اسکاندیناوی ها را درک می کند.

برخی از خدایان نورس شامل اودین و ثور هستند، در حالی که یونانیان خدایانی مانند زئوس و آپولو را می پرستیدند. سایر خدایان پانتئون یونانی و اسکاندیناوی را همراه با قدرت ها، شباهت ها و تفاوت های آنها کشف کنید.

جدول مقایسه خدایان یونان در مقابل خدایان نورس

ویژگی ها خدایان یونانی خدایان نورس
طول عمر جاودانه فانی
اخلاق غیراخلاقی اخلاقی
قدرت و قدرت قوی تر کمتر
فرمانروایی حکومت به تنهایی حکومت در کنار خدایان وانیر
سرنوشت می تواند دخالت کند با سرنوشت نمیتونستم در سرنوشت دخالت کنم

تفاوت بین خدایان یونان و خدایان نورس چیست؟

تفاوت عمده بین خدایان یونان در مقابل خدایان نورس طول عمر آنهاست؛ یونانیان جاودانگی داشتند، اما خدایان اسکاندیناوی فانی بودند. طبق اساطیر اسکاندیناوی، بیشتر خدایان آنها در راگناروک از بین رفتند در حالی که خدایان یونانی برای همیشه حکومت کردند. همچنین، یونانی ها قدرتمندتر از اسکاندیناوی ها هستندخدایان.

خدایان یونانی بیشتر برای چه شناخته شده اند؟

خدایان یونانی بیشتر به خاطر سرنگونی تیتان ها در شجره نامه و برقراری حکومت خود بر کیهان شناخته می شوند. برای همیشه. علاوه بر این، آنها همچنین به داشتن تماس و حتی رابطه با انسان ها و اینکه ماهیت آنها شبیه انسان است نیز شناخته شده است.

منشأ خدایان یونانی

خدایان یونانی فرزندان خدایان یونان بودند. تیتان کرونوس و خواهر-همسرش، گایا. تیتان ها از خدایان اولیه فرود آمده بودند و زمانی که کرونوس پدرش اورانوس را سرنگون کرد، بر کیهان حکومت کردند. بنابراین، اورانوس کرونوس را نفرین کرد که پسرش او را سرنگون کند، همانطور که با او کرد. کرونوس برای جلوگیری از تحقق پیشگویی داده شده و تثبیت حکومت خود برای ابدیت، تمام فرزندانش را توسط گایا بلعید.

گایا که از فعالیت های شوهرش خسته شده بود، تصمیم گرفت آخرین پسرش را با مخفی کردن او نجات دهد. سپس سنگی را قنداق کرد و به کرونوس داد و وانمود کرد که این یک نوزاد جدید است. کرونوس فریب خورد و صخره را قورت داد. بنابراین، گایا پسرش را نجات داد و او را برای زندگی در جزیره کرت فرستاد. زئوس بزرگ شد و کرونوس را مجبور کرد که تمام خواهر و برادرهایش را که بلعیده بود بیرون بیاندازد.

زئوس و خواهران و برادرانش به خدایان المپیا معروف شدند زیرا در کوه المپ ساکن بودند. خدایان المپیا با هم متحد شدند و تایتان ها را در جنگی 10 ساله به نام تیتانوماکی سرنگون کردند. با کمک هکانتوچیرز (همچنین)معروف به 100 دست)، خدایان المپیا در تارتاروس زندانی بودند. زئوس و خواهران و برادرانش اکنون کنترل کیهان را به دست گرفتند و او را به پادشاه پانتئون یونان تبدیل کردند.

خدایان یونانی به دلیل قدرت و جاودانگی خود محبوب هستند

نویسندگان یونانی به خدایان خود قدرت های بزرگی دادند. و مطمئن شدند که خدایانشان جاودانه هستند، اگرچه می‌توان آنها را بی‌حرکت کرد یا در موارد خاصی تکه تکه کرد. یک خدای یونانی به اندازه کافی قدرتمند بود که با یک ارتش کامل از فانی ها روبرو شود و همچنان پیروز ظاهر شود.

زئوس قدرتمندترین خدایان باقی ماند - صاعقه ها و رعد و برق های او زمانی که تایتان‌ها برای انتقام آمدند، مؤثر واقع شد. قدرت او تضمین کرد که نظم و سلامت را در پانتئون و کیهان حفظ کند.

اسطوره‌های یونانی حاوی داستان‌های متعددی از خدایان در برابر یکدیگر در رقابت‌ها و نبردها هستند، اما آنها هرگز یکدیگر را نکشته‌اند. به عنوان مثال، در طول جنگ تروا، خدایان یونانی طرفی گرفتند و در نبرد با هم روبرو شدند. پوزیدون، آپولون و آفرودیت در کنار تروجان ها جنگیدند در حالی که هرا، تتیس و آتنا در کنار یونانیان بودند. در طول جنگ، خدایان فقط می‌توانستند یکدیگر را بی‌حرکت کنند، اما نمی‌توانستند آسیب دائمی یا کشتن داشته باشند.

در اساطیر تأسیس آتن، پوزیدون و آتنا برای تعیین اینکه شهر کیست با رقابت سختی روبرو بودند. این زمانی است که پوزئیدون با زدن a اول رفتصخره ای با آب دریای سه گانه و روانش که به عنوان هدیه به آتنی ها داد.

از سوی دیگر، آتنا درخت زیتون تولید کرد که برای آتنی ها مفیدتر بود. آب دریا، بنابراین آتنا حق رجزخوانی شهر را به دست آورد. اگر به خدایان اجازه جنگ داده می شد، هیچ نتیجه ای نداشتیم زیرا هر دو خدایان بسیار قدرتمند هستند.

همچنین ببینید: Ceyx و Alcyone: زوجی که خشم زئوس را برانگیختند

خدایان یونانی با سرنوشت تداخل داشتند

خدایان یونانی تمایل زیادی به این داشتند. دخالت در سرنوشت هرچند با این آگاهی که نمی توانند آن را تغییر دهند زیرا زئوس به آنها اجازه نمی دهد. زئوس اقتدار نهایی را در اختیار داشت و مأموریت خود را بر عهده گرفت تا اطمینان حاصل کند که هر آنچه قرار بود اتفاق بیفتد. سرنوشت یونانیان برنده شدن در جنگ تروا بود و علیرغم بهترین تلاش آفرودیت و آپولون، تروجان ها متحمل شکست و نابودی شدند. اگرچه پاریس جنگ تروا را آغاز کرد، اما قرار نبود او در طول آن بمیرد، بنابراین آفرودیت درست زمانی که منلائوس قصد کشتن او را داشت به کمک او آمد.

در ادیسه، پیشگویی پیش‌بینی شده بود که اودیسه زنده خواهد ماند. سفر طولانی از تروی تا خانه اش، ایتاکا. اگرچه او در سفری که توسط پوزیدون انجام شد تحمل تصادفات متعددی شد ، ادیسه سرانجام زنده به مقصد رسید. حتی در اسطوره های منشأ خدایان، کرونوس قرار بود توسط زئوس فرزندش سرنگون شود و اگرچه تلاش کرد، نتوانست سرنوشت را از دست بدهد.البته.

الهه های مسئول سرنوشت به عنوان Moirae شناخته می شدند و به تعداد سه نفر بودند - Clotho، Lachesis، و Atropos. این خدایان با بافتن زمان و رویدادهای هر انسان، سرنوشت انسان ها را رقم زدند.

حتی زمانی وجود دارد که نخ یا لباس را قطع می کنند، زندگی آن فرد به یک پایان می یابد و هیچ کاری نمی توان برای تغییر آن انجام داد. شناخته شده است که مویراها دارای قدرت زیادی هستند و حتی زئوس نیز نمی تواند کاری برای تغییر عقیده یا تغییر سرنوشت انجام دهد.

خدایان یونانی به خاطر روابط جنسی خود بدنام بودند

اسطوره های یونانی حاوی داستان های مهمی هستند. از خدایان و الهه ها اغواکننده و همخوابه با انسان ها. بدنام ترین آنها زئوس است که به دلیل تمایل به همخوابی با خدایان و الهه ها فرزندان متعددی دارد.

برخی از فرزندان خدایان مانند هراکلس دارای زیبایی و قدرت استثنایی بودند، در حالی که سایر خدایان مانند سنتورهای قبرسی بد شکل به دنیا آمدند. آنهایی که تغییر شکل داده بودند معمولاً در نتیجه مجازات برای یک کار نادرست یا قصاص برای تقلب بودند.

طبق یک افسانه، سنتورهای قبرس زمانی متولد شدند که زئوس با ناامیدی منی خود را روی زمین ریخت آفرودیت او را فریب داد. قنطورس های قبرس شاخ هایی داشتند که آنها را از قنطورس های سرزمین اصلی متمایز می کرد.

در برخی موارد، روابط جنسی خدایان به رسوایی آنها منجر شد، همانطور که توسط نشان داده شده است.آرس و آفرودیت که همسر هفائستوس بود. وقتی هفائستوس متوجه شد که همسرش با آرس همخوابه است، برای آنها تله گذاشت.

سپس تمام خدایان را جمع کرد تا پس از اینکه تور آنها را به دام انداخت، به آرس و آفرودیت نگاه کنند. با این حال، برخی از امور مربوط به فانی ها منجر به مرگ آنها شد، مانند مورد سمله، مادر دیونوسوس.

وقتی هرا شنید که شوهرش، زئوس، به او خیانت می کند. او، او به یک پرستار پیر تبدیل شد و سمله را متقاعد کرد که اجازه دهد زئوس با تمام شکوه ظاهر شود. پس از چندین بار التماس، زئوس درخواست سمله را اجابت کرد و خود را آشکار کرد و او را کشت.

خدایان نورس بیشتر به چه دلیل شناخته شده اند؟

خدایان نورس بیشتر به این دلیل شناخته می شوند که چگونه به دو قدرتمند تعلق داشتند. قبیله - وانیر و ایسیر. ایسیرها به عنوان خدایان اصلی شناخته می شوند و در قلمرو آسگارد زندگی می کنند و وانیرها که به خدایان باروری معروف هستند در واناهیم ساکن هستند.

نبرد نورس بین ایسیر و وانیر

بر خلاف خدایان یونانی، خدایان اسکاندیناوی اسطوره جانشینی ندارند مانند المپیکی ها که جانشین تیتان ها می شوند. همانطور که قبلاً کشف شد، خدایان نورس متعلق به دو قبیله مختلف با منشأهای مختلف بودند که در مکان های مختلف زندگی می کردند. این دو طایفه گاهی با یکدیگر می جنگیدند، به توافق می رسیدند و گروگان ها را معامله می کردند. یکی از جنگ‌هایی که در خور توجه است، جنگی است که باعث برابری میان اسیر و وانیر شد.

وانیر می‌خواست.موقعیت برابر با ایسیرها، بنابراین آنها نماینده خود گولویگ را به آسگارد، سرزمین ایسیر فرستادند. با این حال، گالویگ مورد تحقیر و شکنجه قرار گرفت که خشم وانیر را برانگیخت. بنابراین، آنها از Aesir خواستند تا با ارسال پول یا اعطای وضعیت برابر، رفتار گولویگ را جبران کند. ایسیر هر دو درخواست را رد کرد و در عوض تصمیم گرفتند با وانیرها جنگ کنند.

ونیرها به استفاده از جادو معروف بودند در حالی که ایسیرها به دلیل قدرت و بی رحمی محبوب بودند. زور. جنگ چندین سال ادامه داشت تا اینکه هر دو طرف متوجه شدند که هیچ پیشرفتی ندارند. سرانجام، هر دو قبیله نشستند و به توافق رسیدند که در کنار یکدیگر بر کیهان حکومت کنند. آنها برای تثبیت توافق خود، رهبرانی را مبادله کردند. Njord و Freyr از Vanir رفتند تا با Aesir زندگی کنند در حالی که Aesir به Honir و Mimir اجازه دادند با Vanir ها زندگی کنند.

خدایان نورس به ندرت با انسان ها جفت می شوند

خدایان اسکاندیناوی به این شهرت دارند زندگی با انسان ها و حتی غذا خوردن با آنها اما به ندرت با انسان جفت می شدند. اگرچه نیمه خدایان در اساطیر اسکاندیناوی وجود دارند، اما در اساطیر یونانی غالباً از یک اتحاد مرد و انسان نیستند. در عوض، نیمه خدایان فرزندان خدایان و جوتون ها هستند که به عنوان غول نیز شناخته می شوند. به عنوان مثال، نیمه خدا، سایمینگر، پسر اودین، خدای اصلی پانتئون نورس، و شریک او اسکادی، یک غول زن است.

یکی دیگر قابل توجه است.نیمه خدا براگی است، او نیز پسر اودین و غول زن گانلود است. اگرچه منابع از براگی به عنوان پسر اودین نام نمی برند، اما محققان چنین استنباط کرده اند که براگی خدای شعر بود، دور از ذهن نیست که تصور کنیم پدرش اودین است که او نیز یک خدای شعر.

ثانیاً، مادر اودین که به صراحت از او یاد شد نگهبان شعر مید بود. نیمه خدای دیگر، اسلیپنیر، فرزند لوکی و اسب غول پیکر، سوادیلفری است.

اما، اسطوره ای برجسته است که ممکن است جفت گیری یک موجود الهی و یک فانی را ثبت کند. طبق داستان ریگستولا، مردی به نام ریگ بود که در یک شب با سه زن متاهل مختلف خوابید . پس از نه ماه، زنان سه پسر به دنیا آوردند: پرال، کارل و جارل. برخی از محققان ادعا می‌کنند که نام ریگ نام دیگری برای خدای هیمدال است، اگر این ادعا به پایان برسد، یک خدای اسکاندیناوی با فانی‌ها خوابیده است.

سؤالات متداول

چه کسی برنده خواهد شد. خدایان جنگ اسکاندیناوی یا یونانی؟

با مقایسه هر دو اسطوره، خدایان یونانی قوی تر و قدرت های الهی بیشتری دارند نسبت به همتایان نورس خود. همچنین، خدایان یونانی فناناپذیر هستند در حالی که خدایان نورس فانی هستند. بنابراین، خدایان یونانی جنگ برنده این یکی خواهند شد.

شباهت‌های بین اساطیر یونان و اسکاندیناوی چیست؟

یک شباهت این است که هر دو اسطوره دارای خدایان چند خدایی هستند که مسئول هر کدام بودندجنبه زندگی دیگری این که هر دو تمدن دارای یک خدا بودند که به عنوان رئیس پانتئون های مربوطه عمل می کرد.

تفاوت بین خدایان یونان و خدایان مصر چیست؟

خدایان یونانی قدرتمندتر هستند. و از نظر زیبایی‌شناختی خوشایند و با ویژگی‌های صورت و ظاهرشان بسیار شبیه به انسان‌ها است تا خدایان مصری. از سوی دیگر، خدایان مصری ظاهر حیواناتی دارند، مانند سر گربه یا عقاب.

تفاوت بین خدایان یونان و خدایان رومی چیست؟

تفاوت اصلی بین دو گروه خدایان این است که خدایان یونانی قدیمی تر از خدایان رومی هستند>مقاله خدایان یونان در مقابل اسکاندیناوی شباهت ها و تفاوت ها را بین دو گروه خدایان متمایز کرده است. خدایان یونانی نامیرا هستند اما اخلاق پایینی دارند در حالی که همتایان اسکاندیناویایی برای همیشه زنده نخواهند شد بلکه دارای اخلاقیات عالی هستند.

قدرت الهی، فرمانروایی و جاودانگی خدایان یونانی آنها را از خدایان نورس که کمتر قدرتمند به نظر می رسیدند جدا می کند. و فانی بودند. از سوی دیگر، خدایان یونانی قویتر ظاهر می شوند با توانایی های اغراق آمیز نسبت به همتایان اسکاندیناویایی خود. با این حال، همه آنها یک خدای اصلی دارند که نظم را در کیهان حفظ می کند.

همچنین ببینید: Iphigenia at Aulis – Euripides

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها