پوزئیدون در ادیسه: آنتاگونیست الهی

John Campbell 07-05-2024
John Campbell

پوزیدون در ادیسه خدای دریاها است که به خاطر بد خلقی، نوسانات خلقی، و طبیعت انتقام جو بدنام است.

اگرچه به خاطر او معروف است. خدای یونانی که همیشه در حال تغییر است، زمانی که از محیط اطراف خود راضی باشد، دوستانه و همکاری می کند. او نقش مهمی در ایلیاد ایفا کرد و یونانیان را به سوی پیروزی هدایت کرد.

همچنین ببینید: Erichthonius: پادشاه افسانه ای آتنیان باستان

در مقابل، خدای دریا هیچ چیزی را برای نشان دادن ماهیت انتقام جویانه خود در زمانی که خشمگین شد، باز نمی داشت، طرفی که همه ما در ادیسه شاهد آن هستیم. .

پوزیدون در ادیسه کیست

اودیسه، قهرمان ما، خشم خدای دریا را به خود جلب می کند و در نتیجه، با قدرت نمایی خدا مبارزه می کند. پوزیدون که زمانی قهرمان تروا را دوست داشت، طوفان هایی را به سوی قهرمان یونانی فرستاد و او را چندین بار از مقصدش خارج کرد .

بارش ها و امواج قوی قهرمان یونانی را قرار می دهد و مردانش در آبهای خطرناک اما اودیسه چگونه خشم خدای یونانی را برانگیخت؟ برای پاسخ به این سوال، ما باید به سراغ The Odyssey برویم، که داستان سفر ادیسه به ایتاکا را روایت می کند.

برخورد با پولیفموس

پس از سفر قهرمان ما در جربا، ادیسه و مردانش به راه می افتند. بادبان بنشینید و در جزیره سیسیل، جزیره سیکلوپ فرود بیایید. در اینجا، آنها غاری را کشف می کنند که پر از غذا و طلا است. آنها هر چه می توانستند می گیرند و می خورند، همه از معدن طلا لذت می برند بدون اینکه متوجه خطری باشند.خانه او برای پیدا کردن مردان کوچک عجیب و غریب که با آنچه متعلق به او است جشن می گیرند . اودیسه که به لطف خدایان اطمینان دارد، از غول یک چشم هدایا و سفرهای امن می خواهد. در عوض، سیکلوپ دهانه غار را می بندد، دو نفر از مردان اودیسه را می گیرد و آنها را جلوی چشمان خدمه خود می خورد.

حبس شده در غار پولیفموس

قهرمان ما و مردانش در غار غول یک چشم گیر کرده اند . آنها با احتیاط از خلق و خوی پولیفموس، صبورانه منتظر می مانند تا روزنه ای برود. یک روز دیگر فرا می رسد و سیکلوپ دو نفر از مردان اودیسه را می گیرد و یک بار دیگر آنها را می خورد. سپس، غار را باز می کند تا گاوهایش پرسه بزنند، و اودیسه و افرادش را در لانه اش به دام می اندازد.

اودیسه که این را فرصتی می بیند، بخشی از چماق پولیفموس را می گیرد و لبه های آن را تیز می کند. نیزه بساز . او منتظر بازگشت غول است و نقشه ای برای فرار می دهد. پولیفموس برمی گردد و باز هم دو نفر از مردان اودیسه را می خورد.

اودیسه که به اندازه کافی سیر شده بود، به سیکلوپ ها شراب سفرشان را پیشنهاد می کند. پولیفموس که از طبیعت تند نوشیدنی خشنود است، نام او را می پرسد و قول می دهد که آخرین قهرمان ما را بخورد. اودیسه با «هیچ‌کس» پاسخ می‌دهد. هنگامی که غول به اندازه کافی مست شد، قهرمان ما با چاقو به چشم او زد.

Polyphemus از درد فریاد می زند و در بالای ریه های خود فریاد می زند. سیکلوپ نزدیک از او می پرسد چه کسی به او صدمه زده است و او پاسخ می دهد "هیچ کس". بنابراین سایر سیکلوپ ها به او اجازه دادند و او را نابینا رها کردندحضور اودیسه و مردانش.

به دست آوردن خشم خدا در دریا

اودیسه که هنوز در غار غول یک چشم زندانی است، به مردانش دستور می دهد که خود را ببندند. در شکم گاو پولیفموس برای فرار . روز بعد، پولیفموس غار خود را باز می کند و با یک دست ورودی را می بندد و با دست دیگرش هر چیزی را که بیرون می آید لمس می کند و از فرار فانی ها جلوگیری می کند. گاو، به سلامت از غار فرار کنید و بلافاصله به سمت کشتی های اودیسه بدوید. هنگامی که به اندازه کافی از جزیره دور شد و به آن رسید، ادیسه فریاد می زند: «سیکلوپ، اگر مردی فانی از شما بپرسد چه کسی این کور کردن شرم آور را بر چشم شما وارد کرده است، به او بگویید که اودیسه، غارتگر شهرها، شما را کور کرده است. لائرتس پدرش است و در ایتاکا خانه اش را می سازد.

پلیفموس که از ادیسه و بی ادبی او خشمگین شده، از پدرش، خدای دریا، التماس می کند که به جای او انتقام بگیرد. او از پوزئیدون التماس می کند که سفر اودیسه به پایان برسد، هرگز به ایتاکا نرسد، یا سفر او را برای چندین سال از مسیر خارج کند .

پوزیدون، خدای قدرتمند دریا

پوزیدون فرمانروای دریاها به خواسته های پسرش می پردازد . او به خاطر کور کردن پسر محبوبش از اودیسه خشمگین شد. پوزیدون اودیسه را با فرستادن طوفان های متعدد به او و مردانش مجازات کرد و آنها را مجبور کرد در چندین جزیره فرود آیند که به آنها آسیب می رساند.

نقش پوزیدون در ادیسه نقش یکآنتاگونیست الهی، مانع از سفر شخصیت اصلی به خانه می شود . او برای برانگیختن خشم خدای دریا، طوفان‌ها و امواج، هیولاهای دریایی مانند Scylla و Charybdis را برای اودیسه می‌فرستد. خلق و خوی بد او ناشی از توهینی است که او احساس کرد چون پسرش پولیفموس توسط قهرمانی که جرأت داشت به آن ببالد نابینا شد احساس کرد.

خدای دریا که به طبیعت کینه جویانه اش معروف است، نهایت تلاش خود را به کار می گیرد تا از ریل خارج کند. بازگشت قهرمان یونانی به خانه، هدایت او به جزایری که به او آسیب می رساند. علیرغم تمام تلاش‌هایش، پوزیدون، حامی دریانوردان فایاسیون، از قضا به ادیسه کمک کرد تا به خانه خود در ایتاکا بازگردد.

اودیسه به خانه باز می‌گردد

در نهایت با فرار از جزیره اوگیجیا، اودیسه دوباره به خانه بازگشت. گرفتار طوفان پوزئیدون در دریا شد . او در سواحل فائیسیان سرازیر می شود و در آنجا داستان خود را برای پادشاه بازگو می کند. پادشاه، با دلسوزی برای قهرمان ما، متعهد شد که ادیسه کتک خورده را به خانه بفرستد.

او به کشتی ها و افرادش پیشنهاد می کند تا پادشاه ایتاکان را در سفر به خانه همراهی کنند.

معروف است که فائیسی ها محافظت می شوند. توسط حامی آنها، پوزیدون، که هیچ کاری نمی توانست بکند جز تماشای فانیانی که او قول داده بود از آنها محافظت کند، با موضوع خشم او همراه می شوند. سرانجام، اودیسه به ایتاکا می رسد و به رابطه بین پوزیدون و اودیسه پایان می دهد.

نتیجه گیری

ما پوزیدون، خشم او نسبت به قهرمان یونانی، و خلق و خوی او را مورد بحث قرار داده ایم. .

حالا به چند نکته کلیدی می پردازیماین مقاله:

همچنین ببینید: چرا آنتیگونه خودکشی کرد؟
  • پوزیدون، خدای هفت دریا، به خاطر ساختار ذهنی در حال تغییرش شناخته شده است. مفید در یک روز خوب و انتقام جو در هنگام عصبانیت
  • اودیسه و مردانش پولیفموس را کور می کنند و با بستن خود به زیر شکم گوسفندان سیکلوپ از غار او فرار می کنند
  • پلیفموس، پسر پوزیدون، کور شده توسط اودیسه در سفر به خانه اش به ایتاکا. از پدرش درخواست تلافی می کند و از او می خواهد که سفر قهرمان جنگ به خانه را برای چندین سال از مسیر خارج کند
  • پوزیدون تصمیم می گیرد به دستورات پسرش توجه کند و قهرمان یونانی را مجازات کند و خلق و خوی شوم و طبیعت کینه توزانه خود را در کلاسیک هومر به نمایش بگذارد
  • پوزیدون و ادیسه با شخصیت های متضاد به تصویر کشیده شده اند که پشت سر هم نوشته شده اند. آنتاگونیست یکی از قهرمانان
  • پوزیدون اودیسه را مجازات کرد و سفر او به خانه را برای چندین سال از مسیر خارج کرد. او قهرمان یونانی طوفان ها و امواج، هیولاهای دریایی مانند اسکیلا و کریبدیس را می فرستد تا او را به جزایری راهنمایی کنند که بدون شک به فانی ها آسیب می رساند
  • اودیسه سرانجام از زندان اوگیجیا آزاد شد، او یک بار دیگر بادبان را به راه می اندازد و پوزئیدون او را طوفانی می فرستد. طوفان کشتی موقت او را خراب می کند و او را به ساحل جزیره فائقیان می برد
  • اودیسه داستان خود را برای پادشاه آنها بازگو می کند و یک کشتی و مردانی به او داده می شود تا او را اسکورت کنند و سفر امنی را از طریق حامی آنها، پوزیدون تضمین می کند>
  • پوزیدون، حامی فائیسیان، تماشا کنیدآنها موضوع خشم او را به خانه اسکورت می کنند و به دشمنی او با قهرمان یونانی پایان می دهند
  • هومر پوزئیدون را به عنوان آنتاگونیست الهی اودیسه به تصویر می کشد که خشم او را از طریق اشتباهات وقیحانه اش به دست می آورد. این امر ناگزیر او را از سفر خود منحرف می کند زیرا در راه خانه با چالش های متعددی روبرو می شود

در نتیجه پوزیدون که به بد خلقی معروف است، با به تعویق انداختن سفر قهرمان ما و هدایت او به سمت خطرناک دشمنی می کند. جزایری که او و افرادش مدام در خطر هستند. همه اینها به این دلیل است که اودیسه پولیفموس را کور می‌کند و با بی شرمی هویت خود را اعلام می‌کند تا به دستاورد کور کردن پسر خدای دریا ببالد.

اگر او هویت خود را فاش نمی‌کرد، پوزئیدون هرگز نمی‌دانست چه کسی پسرش را کور کرده است. اگر به خاطر این اقدام لاف زننده او نبود، او و مردانش مجبور نبودند با خطراتی که با آن مواجه بودند روبرو شوند.

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها