لیکومدس: پادشاه اسکایروس که آشیل را در میان فرزندانش پنهان کرد

John Campbell 24-10-2023
John Campbell

لیکومدس فرمانروای دولوپیان در جزیره اسکایروس در طول جنگ 10 ساله تروا بود. مهم ترین سهم او در آرمان یونانیان این بود که آشیل را با پنهان کردن او در میان دخترانش ایمن نگه داشت.

با این حال، وقتی متوجه شد یکی از دخترانش آشیل باردار است و فریب خورده بود، همه چیز نتیجه معکوس داشت. در تمام طول این مقاله چرا لیکومدس آشیل را ایمن نگه داشت ، چه اتفاقی برای دختر باردارش و دیگر شخصیت های یونانی با همین نام افتاد، بحث خواهد شد.

افسانه لیکومدس در ایلیاد

وقتی کالخاس پیشگو پیشگویی کرد که آخیل در جنگ تروا خواهد مرد ، مادرش تتیس او را به جزیره اسکایروس برد و در آنجا پنهان کرد. او این کار را با متقاعد کردن پادشاه اسکایروس، لیکومدس، انجام داد تا آشیل را به عنوان یکی از دخترانش پنهان کند.

لیکومدس ملزم شد و آشیل را ملزم به پوشیدن لباس دخترانه کرد در حالی که به او یاد داد چگونه رفتارهای زنانه را اتخاذ کند. . سپس آشیل را Pyrrha نامیدند که به معنای مو قرمز بود.

با گذشت زمان، آشیل به یکی از دختران لیکومدس، Deidamia نزدیک شد و این دو تقریباً جدا نشدنی شدند. سرانجام آشیل عاشق دیدمیا شد و او را باردار کرد و پسری به نام پیرهوس به دنیا آورد که « نئوپتولموس » نیز نامیده می‌شود. پسران نئوپتولموس و اونیروس . آپیشگویی ادعا می کرد که یونانی ها تنها زمانی می توانستند در جنگ پیروز شوند که آشیل را در صفوف خود داشته باشند، بنابراین جستجو برای او را آغاز کردند. اودیسه و دیومدس در جستجوی آشیل به اسکایروس رفتند اما به او گفتند که او در جزیره نیست. با این حال، اودیسه راز لیکومدس را می دانست، بنابراین نقشه ای ابداع کرد تا آشیل را از لباس مبدل خود بیرون بکشد و این کار نتیجه داد. دختران لیکومدس که شامل آلات موسیقی، جواهرات و اسلحه بود. به دنبال دومی، او سپس با لیکومدس و دخترانش خداحافظی کرد و وانمود کرد که کاخ خود را ترک می کند. هنگامی که آنها در خارج از کاخ بودند، ادیسه از سربازانش خواست که سر و صدایی ایجاد کنند که گویی کاخ لیکومدس مورد حمله قرار گرفته است. برای باورپذیرتر کردن حمله ساختگی، اودیسه شیپور را به صدا درآورد.

وقتی آشیل از حمله دشمن جعلی شنید، تعدادی از سلاح‌هایی را که اودیسه آورده بود برداشت و وارد عمل شد و به این ترتیب هویت خود را آشکار کرد اودیسه با او رفت تا با تروجان‌ها بجنگد در حالی که لیکومدس و دخترانش به او نگاه می‌کردند.

همه به جز دیدمیا، معشوق آشیل، که گریه کرد زیرا می‌دانست که عشق زندگی‌اش به او باز نخواهد گشت. او هنگامی که آشیل در جنگ درگذشت، نئوپتولموس، نوه لیکومدس انتخاب شد.برود و جایگزین پدرش شود .

همچنین ببینید: شوالیه ها - آریستوفان - یونان باستان - ادبیات کلاسیک

نسخه رومی افسانه لیکومدس

طبق گفته رومی ها، تتیس به آشیل از برنامه خود برای مخفی کردن او در خانه لیکومدس اطلاع داد. با این حال، او از این ایده ناراحت بود و تا زمانی که زیبایی دختر لیکومدس، دیدمیا را نبیند، بی میل ماند. با برنامه های مادرش موافقت کرد تا او را در میان دختران شاه لیکومدس پنهان کند. سپس تتیس او را به عنوان یک دوشیزه پوشاند و لیکومدس را متقاعد کرد که آشیل واقعاً دختر او است که به عنوان یک آمازونی بزرگ شده است. از یونانی ها تتیس به لیکومدس اطلاع داد که آشیل را برای رفتار، صحبت و راه رفتن مانند یک خانم تربیت کند و « او » را برای ازدواج آماده کند.

دختران لیکومدس نیز به این دروغ افتادند و آشیل را پذیرفتند. شرکت. آشیل و دیدمیا به هم نزدیک شدند و زمان بیشتری را با یکدیگر سپری کردند. به زودی، آشیل به دیدمیا علاقه جنسی پیدا کرد و کنترل امیال خود را برایش دشوار بود .

در نهایت، در جشن دیونوسوس که فقط برای زنان بود، آشیل که هنوز در لباس مبدل بود. یک خانم، دیدامیا را مورد تجاوز قرار داد و راز او را فاش کرد . دیدمیا آشیل را درک کرد و به او قول داد که راز او نزد او محفوظ است.

دیدامیا همچنین سوگند یاد کرد که حاملگی نهایی را مخفی نگه دارد. بنابراین، هنگامی که اودیسهآشیل را فریب داد تا خودش را نشان دهد، لیکومدس متوجه شد که فریب خورده است .

لیکومدس و تزئوس

اگرچه این دو مرد به هم نزدیک بودند، برخی از مردم تعجب می کنند که چرا لیکومدس این کار را کرد. تسئوس را بکشم؟

خب، به گفته پلوتارک مورخ یونانی، لیکومدس می ترسید که تزئوس قدرتمندتر شود و در نهایت او را سرنگون کند . تسئوس پس از اینکه منستئوس تاج و تخت او را در آتن به دست گرفت، برای پناه بردن به کاخ اسکایروس رفته بود. با این حال، با توجه به نحوه استقبال و رفتار مردم اسکایروس از منستئوس، لیکومدس فکر کرد که تسئوس تاج و تخت او را غصب خواهد کرد، بنابراین او را بر فراز صخره ای پرتاب کرد تا جان خود را از دست داد.

شخصیت های دیگری به نام لیکومدس در اساطیر یونانی

لیکومدس تبس و دیگران

لیکومدس تبس پسر کرئون، پادشاه تبس و همسرش اوریدیس یا هنیوش بود. بر اساس ایلیاد، لیکومدس به نیروهای آرگوس پیوست تا با تروجان ها در جنگ تروا بجنگد. در کتاب نهم ایلیاد از او به عنوان فرمانده نگهبان شبانه در پایه دیوار یونانی یاد شده است. لیکومدس زمانی که هکتور، قهرمان تروا، با ارتش خود به دیوار یونان فشار آورد، وارد عمل شد.

او شجاعانه جنگید تا از هجوم هکتور و سربازان تروا به قلمرو یونان جلوگیری کند اما موفق نشد . در جریان این حمله، دوستش لیوکریتوس کشته شد که خشم او را برانگیخت. سپس انتقام مرگ خود را گرفتقرن.

همچنین ببینید: روم باستان – ادبیات رومی و amp; شعر

نتیجه‌گیری

تا کنون، ما اسطوره لیکومدس را در نسخه‌های یونانی و رومی و شخصیت‌های دیگری با همین نام مطالعه کرده‌ایم.

در اینجا خلاصه ای از همه چیزهایی است که ما کشف کرده ایم:

  • لیکومدس پادشاه جزیره اسکایروس بود که دختران زیبایی داشت.
  • تتیس که آموخت اینکه پسرش آشیل در جنگ تروا خواهد مرد، تصمیم گرفت او را در کاخ لیکومدس پنهان کند.
  • آشیل عاشق یکی از دختران لیکومدس به نام دیدمیا شد و او را باردار کرد.
  • 14>بعدها، ادیسه آشیل را که در دربار لیکومدس پنهان شده بود، کشف کرد و او را فریب داد تا هویت واقعی خود را آشکار کند.
  • سپس آشیل دربار لیکومدس را به همراه اودیسه ترک کرد تا در جنگ تروا بجنگد که قلب دیدمیا را شکست.

اگرچه نسخه های مختلفی از داستان وجود دارد، طرح مورد بررسی در این مقاله به عنوان ستونی است که در همه آنها از جمله اقتباس سال 2011 از اسطوره یونانی می گذرد.

دوست با راندن نیزه خود به روده جنگجوی تروا، آپیساون.

بعدها در طول مبارزه، لیکومدس از ناحیه مچ دست و مچ پا از دست تروجان، آژنور آسیب دید . لیکومدس از تبس بخشی از همراهان بود که هدایایی را از آگاممنون به آشیل تحویل داد تا به رفع اختلاف بین آنها کمک کند.

ویژگی های شخصیت پادشاه لیکومدس در آواز آشیل

آواز آشیل، منتشر شده در 2011، اقتباس مدرن از نسخه رومی اسطوره است . آهنگ آشیل لیکومدس فریب خورد تا آشیل مبدل را به عنوان دخترش نگه دارد تا اینکه اودیسه او را کشف کرد و به جنگ تروا برد. لیکومدس پادشاه پیری بود که اغلب بیمار بود و بنابراین در اداره پادشاهی ناکارآمد بود. بنابراین، دیدمیا به مدیریت پادشاهی اسکایروس سپرده شد و آن را آسیب پذیر کرد.

به دلیل ضعف و سنش، لیکومدس در هوس تتیس بود. با این حال، او مرد مهربانی بود که بسیاری از زنان جوان را برای محافظت از آنها به دست گرفت.

نحوه تلفظ Lycomedes

تلفظ Lycomedes به شرح زیر است:

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها