آپولو و آرتمیس: داستان پیوند منحصر به فرد آنها

John Campbell 01-08-2023
John Campbell

آپولو و آرتمیس از بدو تولد پیوند عمیقی با یکدیگر داشتند. اگرچه تفاوت زیادی با یکدیگر دارند، اما علاقه یکسانی به تیراندازی با کمان، شکار و محافظت از الهه لتو دارند. درباره آنچه در ارتباط بین آپولو و آرتمیس منحصر به فرد است بیشتر بدانید.

برای یافتن اطلاعات بیشتر به خواندن ادامه دهید.

رابطه آپولو و آرتمیس چیست؟

آپولو و آرتمیس با یکدیگر مرتبط هستند زیرا دوقلوهای برادر هستند لتو و زئوس. اگرچه آنها شباهت های زیادی مانند شکارچیان بزرگ داشتند، اما تفاوت هایی به بزرگی شب و روز داشتند. آرتمیس الهه ماه در نظر گرفته می شود در حالی که آپولو خدای خورشید است.

داستان تولد آپولو و آرتمیس

لتو، الهه مادر دوقلوها، توسط زئوس باردار شد. همانطور که انتظار می رفت و مشابه آنچه برای تمام زنان دیگری که زئوس عاشق آنها شده بود اتفاق افتاد، لتو با درخواست از تمام سرزمین های متصل به لتو باردار، از هرا مجازات شد.

همچنین ببینید: آیا زئوس و اودین یکسان هستند؟ مقایسه ای از خدایان

الهه باردار به جستجو ادامه داد. برای مکانی برای زایمان در هنگام مقابله با درد زایمان. او سرانجام جزیره شناور دلوس را پیدا کرد. از آنجایی که به هیچ شکل زمینی متصل نبود، در موارد ممنوع شده توسط Hera گنجانده نشده است. حتی برخی از داستان‌ها بیان می‌کنند که هرا لتو را با تأخیر در زایمان و تحمل دردهای زایمانی برای روزها قبل از اینکه سرانجام بتواند زایمان کند مجازات کرد. جزیره دلوس به آپولو و آرتمیس تبدیل شدشرکای آپولو از نوشتن شعر لذت می برد، در حالی که آرتمیس ترجیح می دهد اوقات فراغت خود را به شکار با همراهان زن بگذراند. آنها همچنین راه‌های متفاوتی برای گذراندن زمان دارند.

سؤالات متداول

نوع عشق بین آپولو و آرتمیس چیست؟

داستان عشق آپولو و آرتمیس بر محور است. عشق خواهر و برادری به جای عشق عاشقانه. در حالی که هر دو مشتاق محافظت از مادر خود هستند، هیچ اشاره مکتوبی مبنی بر اینکه آیا آنها به یکدیگر به عنوان یک شریک عاشقانه نگاه می کنند وجود نداشت. حتی با وجود اینکه آپولو زمانی که آرتمیس عاشق جبار شد، مداخله کرد، اما دلیل او این بود که به جای دزدیدن او به عنوان یک عاشق، از عهد پاکی که آرتمیس در دوران کودکی خود بسته بود محافظت کند.

نتیجه گیری

آپولو و آرتمیس پیوند عمیق و نزدیکی دارند که فقط در دوقلوها وجود دارد. از آنجایی که دوقلوهای برادر هستند، شباهت های زیادی دارند اما تفاوت های بسیار بیشتری دارند. اجازه دهید آنچه را که در مورد آنها آموخته ایم خلاصه کنیم .

  • آپولو و آرتمیس دوقلوهای تیتانی به نام لتو و خدای برتر، زئوس هستند. به دلیل نفرین هرا، یک لتو باردار مجبور شد در حالی که توسط مار پایتون تعقیب می‌شد، به دنبال مکانی باشد که بتواند در آن زایمان کند. سرانجام، او توانست جزیره شناور دلوس را پیدا کند، جایی که به دنیا آمد.
  • آپولو خدای خورشید، نور، شعر، هنر، تیراندازی با کمان، طاعون، پیشگویی، حقیقت و شفا شد. در حالی که آرتمیس به عنوان الهه باکره شهرت داشتطبیعت، عفت، زایمان، حیوانات وحشی و شکار.
  • دوقلوها هم از جنگ بین ترواها و یونانیان حمایت می کردند و هم در آن نقش داشتند. آپولو حتی مسئول هدایت تیری بود که قهرمان مشهور یونانی، آشیل را کشت.
  • آرتمیس و آپولو از مادرشان محافظت می کردند. آنها به نام مادرشان تمام تلاش خود را می کردند. از جمله قتل تیتوس، که سعی در تجاوز به لتو داشت، و کشتن هر چهارده فرزند نیوبه زمانی که دومی مادرشان را مسخره کرد.
  • اگرچه آرتمیس ممکن است به عنوان علاقه ای به مردان شناخته شود، او عاشق شد. با غول جبار. چندین نسخه از داستان عشق آنها وجود داشت، اما در همه آنها، شکارچی مرد و دوباره به صورت صورت فلکی در آسمان متولد شد.

داستان عشق آپولو و آرتمیس نشان می دهد که حتی اگر محارم باشد. روابط بین یونانیان باستان رایج است ، ممکن است عشق خواهر و برادر قوی و سالم داشته باشد. در طول داستان، آنها به عنوان باقی مانده در یک رابطه نزدیک به تصویر کشیده شدند.

زادگاه.

آرتمیس اولین دوقلویی بود که به دنیا آمد و وقتی هرا از این موضوع مطلع شد دخترش الهه زایمان را از کمک به لتو منع کرد. این باعث شد که تولد آپولو بیشتر به تاخیر بیفتد. آرتمیس که در آن زمان فقط یک نوزاد تازه متولد شده بود، به طور معجزه آسایی به مادرش کمک کرد تا آپولو را در مکانی که به نظر آنها خانه آپولو و آرتمیس است، به دنیا آورد.

آپولو و آرتمیس در کودکی

پس از تولد، آپولو به دنیا آمد. تغذیه با غذا و نوشیدنی برای خدایان: آمبروسیا و شهد. او بلافاصله از یک نوزاد تازه متولد شده به یک بزرگسال جوان تبدیل شد.

به محض اینکه توانست بجنگد، آپولو شروع به شکار مار عظیم الجثه پیتون کرد. این موجودی بود که به دستور هرا مادرشان را زمانی که هنوز حامله بود تعقیب کرد. آپولو به دنبال انتقام گرفتن بود و در نهایت به لانه پایتون در کوه پارناسوس رسید. نبرد بزرگی در گرفت و پایتون کشته شد.

در دوران کودکی، آپولو و آرتمیس با وجود عشق مشترک به تیراندازی با کمان، رقابتی داشتند که چه کسی بهتر است. در مورد آرتمیس، او سال‌های اولیه‌اش را صرف شکار تمام اقلامی کرد که فکر می‌کرد برای تبدیل شدن به بهترین شکارچی لازم است.

آپولو به عنوان یک خدا

آپولو بزرگ شد و یکی شد. از مهمترین خدایان در پانتئون یونان. او به راحتی محبوب ترین خدایان شد. او اوج جوانی و زیبایی، بخشنده نور و شفا، حامی هنرها و همانقدر قدرتمند بود.و مانند خورشید درخشنده است.

اما، خدای تیراندازی با کمان مدتها قبل از خدایان موسیقی، نبوت، شفا و جوانی شروع به تمرین هنر خود کرد. آپولو زمانی که فقط چهار روزه بود، درخواست کمان و تیر کرد، و هفایستوس آنها را برای او ساخت.

آپولو اغلب به عنوان یک مرد جوان جذاب با تاج گل لور به تصویر کشیده می شود. بر سر او، که نماد خرد اوست. او همچنین یک تیر و کمان در دست دارد. او همچنین یک زاغ و یک لیر با خود دارد.

آپولو به عنوان یک خدای جوان جذاب، با استعداد و قدرتمند، عاشقان زیادی را به خود جذب کرده بود. با این حال، این دافنه، یک پوره زیبای نایاد، دختر خدای رودخانه پنئوس، بود که آپولو عمیقاً عاشق او شد. با این حال، مانند آرتمیس، دافنه قول داده است که باکره بماند. از این رو، دافنه به رد آپولو ادامه داد.

اما گفته شد که این به این دلیل است که آپولو اروس، خدای عشق را مسخره کرده است. بنابراین، اروس تیری به سمت آپولو پرتاب کرد تا او را به زمین بیاندازد. دیوانه وار عاشق دافنه بود، در حالی که اروس نیز دافنه را شلیک کرد، اما با یک تیر متفاوت، او را از آپولو متنفر کرد.

آرتمیس به عنوان الهه

خواهر دوقلوی آپولو نیز یک الهه محبوب بود. او الهه یونانی حیوانات وحشی، شکار و زایمان بود. او به‌خاطر تندخو، تدافعی، بی‌رحم و خلقی آتشین شناخته می‌شود. او در از بین بردن هر کسی که سعی در صدمه زدن به کسانی دارد که می خواهد از آنها دفاع کند تردیدی نخواهد داشت. آرتمیس تحمل نمی کندبی احترامی هم این الهه باکره پاک و پاک باقی ماند.

او با تیر و کمان متخصص شده است؛ او پیوسته هدفی بی عیب و نقص داشت. همچنین اعتقاد بر این بود که او قادر به شفا یا آوردن درد برای مردم و همچنین قحطی، بیماری یا حتی مرگ است.

آرتمیس معمولاً به عنوان زن جوان زیبا و خوش اندامی در اوج سالهای او او لباسی می پوشد که به زانوهایش می رسد و پاهایش را خالی نگه می دارد، بنابراین او آزاد است تا در جنگل بدود. چند نفر او را به‌عنوان چندین سینه توصیف می‌کنند، اما از آنجایی که او یک الهه باکره است، از خودش بچه‌دار نمی‌شود.

آپولو و آرتمیس به عنوان یک تیم

آپولو و آرتمیس رابطه نزدیکی با هم داشتند. رابطه از بدو تولد آنها علایق یکسانی دارند، مانند شکار، و هر دو در آن عالی شده اند. حتی اگر آنها تفاوت هایی با هم دارند، اغلب آنها با هم همکاری می کردند، به خصوص اگر این موضوع به محافظت از مادرشان مربوط باشد.

اکثر اسطوره های پیرامون آپولو و مادر آرتمیس، لتو، همیشه شامل او می شود. فرزندان. یکی از این موارد زمانی بود که به دنبال آب آشامیدنی بودند. آنها به یک چشمه در شهر لیکیا برخورد کردند، اما نتوانستند آب بنوشند، زیرا سه دهقان گل را از ته چشمه به هم زدند. لتو خشمگین شد و دهقانان لیسیایی را به قورباغه تبدیل کرد. اسطوره های دیگر نشان می دهد که چگونه فرزندانش از او محافظت می کنند و به دنبال انتقام می گردنداو.

تلاش به تجاوز توسط تیتیوس

نمونه کامل این امر زمانی بود که تیتیوس غول پیکر، پسر زئوس و الارا از دستور هرا پیروی کرد و سعی کرد به لتو تجاوز کند. . سپس او توسط آپولو و آرتمیس با هم کشته شد. در نسخه های دیگر گفته شده است که تیتیوس بر اثر صاعقه ای که زئوس فرستاده بود کشته شد. تیتیوس بیشتر در تارتاروس مجازات شد. او را دراز کردند و به صخره ای زنجیر کردند که هر روز دو کرکس جگرش را می خوردند. از آنجایی که کبد بازسازی می شود، این شکنجه برای همیشه ادامه خواهد داشت.

مسخره توسط نیوب

رویداد دیگر زمانی بود که نیوبه، دختر پادشاه تانتالوس، به خود می بالید که او از او برتر است. الهه لتو. این به این دلیل بود که او چهارده فرزند به دنیا آورد، در حالی که لتو فقط دو فرزند به دنیا آورد. هنگامی که آپولو و آرتمیس از این موضوع مطلع شدند، از اینکه چگونه مادرشان را مورد تمسخر و تحقیر قرار می دهند، خشمگین شدند.

برای انتقام گرفتن از این موضوع، آرتمیس و آپولو هر چهارده فرزند نیوبه را کشتند. شوهر نیوبه ، آمفیون، زمانی که متوجه شد چه اتفاقی برای فرزندانشان افتاده است، خود را کشت و نیوبی را برای همیشه به گریه انداخت. سپس او را به صخره‌ای در کوه سیپیلوس تبدیل کردند که پیوسته گریه می‌کند.

پشتیبانی از جنگ تروجان

آپولو نه تنها از تروجان‌ها حمایت کرد، بلکه به عنوان یک سرباز نیز شرکت کرد. او از مهارت های خود در پرتاب تیر و توانایی خود در ایجاد طاعون استفاده کرد. او تیرهایی را به سمت اردوگاه یونان پرتاب کرد. اینهاتیرهای خاص مملو از بیماری بودند، که باعث می شد بسیاری از جنگجویان بیمار و ضعیف شوند. آپولو همچنین با هدایت شلیکی که به آشیل تنها نقطه ضعف او - پاشنه پا - اصابت کرد، سهم مهمی در جنگ داشت. این تیراندازی قهرمان مشهور یونانی را کشت.

در حالی که آپولو از حامیان شناخته شده تروجان ها است، آرتمیس یک شخصیت کوچک در رمان حماسی ایلیاد بود. آرتمیس برای شفای قهرمان تروا، آئنیاس که توسط دیومدس زخمی شد، شناخته شد.

در این رویداد، آرتمیس بادهای وزشی را که یونانیان دریانورد را سرگردان کرده بود، متوقف کرد. اگرچه این به آهسته کردن یونانیان کمک کرد، دلیل اصلی اینکه آرتمیس این کار را انجام داد، خشم او از آگاممنون، رهبر گروه بود.

آگاممنون یکی از آهوهای آرتمیس را کشت و به خود می بالید. که حتی آرتمیس هم نتوانست آن ضربه را بزند. آرتمیس چنان خشمگین شد که دستور داد دختر بزرگ آگاممنون را به او پیشنهاد دهند.

آگاممنون پذیرفت و دخترش را فریب داد به او گفت که او ازدواج خواهد کرد. آشیل به جای اینکه به عنوان قربانی ساخته شود. از آنجایی که آرتمیس محافظ دختران جوان نیز بود، دختر آگاممنون را دزدید و یک گوزن گوزن را به جای او در محراب قرار داد.

آرتمیس به عنوان الهه تنبیه شده

از کودکی او پرسید. پدرش، زئوس، برای باکرگی ابدی به او اعطا کند، زیرا او علاقه ای به مردان، عاشقانه یا ازدواج نداشت. او نیز به همان اندازه بوداز باکرگی پیروان و یارانش محافظت می کند.

همچنین هنگامی که به آنها بی احترامی می شد یا عهد پاک بودن خود را زیر پا می گذاشتند، بی رحم بود. نمونه ای از این داستان کالیستو، یکی از همراهان مورد علاقه آرتمیس بود. با این حال، او پس از تجاوز زئوس به او باردار شد. هنگامی که آرتمیس از این موضوع مطلع شد، بسیار خشمگین شد و برخی از داستان ها بیان می کنند که این آرتمیس بود که کالیستو را به خرس تبدیل کرد.

یکی دیگر نمونه آن چیزی بود که برای شکارچی اتفاق افتاد که در حین حمام کردن به طور تصادفی با آرتمیس برخورد کرد. او او را به یک گوزن گوزن تبدیل کرد و بعداً باعث شد که توسط سگهای شکاری خودش بخورد. یک اتفاق کمتر خشن در مورد پسر جوانی به نام Siproites بود که آرتمیس به او حق انتخاب مرگ یا تبدیل شدن به دختر را داد. به جز برادر دوقلویش، آپولو، که او نیز از پاکی خواهرش بسیار محافظت می کرد. او حتی وقتی دید که بین آرتمیس و شکارچی چه اتفاقی می افتد دخالت کرد.

همچنین ببینید: Argonautica – آپولونیوس رودس – یونان باستان – ادبیات کلاسیک

داستان آرتمیس و شکارچی

یک استثنا برای رد کردن و تنبیه مداوم آرتمیس وجود داشت. نرها این زمانی بود که او با اوریون، شکارچی غول پیکری که آرتمیس عاشق او شد، آشنا شد. تغییرات زیادی در مورد چگونگی شکل گیری و پایان غم انگیز داستان عشق آنها وجود داشت.

نسخه اول

اولین تغییر این بود که اوریون زمانی یک زندگی انفرادی در جزیره ای داشت. یک شکارچی.آرتمیس با عشق به شکار، شیفته جبار بود. عاشقش شد. آنها با هم به چند سفر شکار رفتند و در مورد اینکه کدام شکارچی بهتر است با هم رقابت کردند. با این حال، اوریون این اشتباه را مرتکب شد و مباهات کرد که می‌تواند هر چیزی را که از زمین می‌آید بکشد.

وقتی گایا از این موضوع آگاه شد، از فرزندانش محافظت کرد، و به هر چیزی فکر می‌کند که در راه است. از زمین فرزندش او یک عقرب شرور غول پیکر را فرستاد تا جبار را بکشد. آنها به همراه آرتمیس سعی کردند با عقرب غول پیکر بجنگند، اما متأسفانه جبار در جریان نبرد کشته شد.

در آن زمان، آرتمیس درخواست کرد که جسد جبار در آسمان قرار گیرد. سپس او را به صورت فلکی شکارچی، همراه با عقرب که صورت فلکی عقرب شد، تبدیل کردند.

نسخه دو

نسخه دوم داستان مربوط به برادر دوقلوی آرتمیس، آپولو است که به همین دلیل است که متفاوت است از آنجایی که آپولو می‌دانست که آرتمیس از کودکی برای پاکی او ارزش قائل بود، آپولو نگران بود که با وجود جبار در اطراف، خواهرش به زودی ارزش آن را بی ارزش کند.

همچنین گفته شد که دلیل آپولو ممکن است به دلیل حسادت باشد زیرا آرتمیس زمان کمتری را با او و بیشتر با جبار سپری کرده است. در هر صورت، آپولو آنچه را که با آرتمیس و اوریون اتفاق می‌افتد، تأیید نکرد. او نقشه ای کشید و آرتمیس را فریب داد تا خودش اوریون را بکشد.

آپولو آرتمیس را به چالش کشید که چه کسی تیرانداز بهتری بین آنها بود. هنگامی که از آنها پرسیدند به چه هدفی شلیک خواهند کرد، آپولو به ذره ای در وسط دریاچه اشاره کرد، آرتمیس که فکر می کرد سنگ است، تیر خود را پرتاب کرد. وقتی آرتمیس با موفقیت به هدف برخورد کرد، آپولو خوشحال شد.

آرتمیس به این موضوع مشکوک شد که چرا دوقلوی او خوشحال بود حتی اگر در رقابت آنها شکست خورد. وقتی آرتمیس از نزدیک بررسی کرد، متوجه شد که او اوریون بود که او را به قتل رساند. او ویران شده بود و از شکارچی درخواست کرد که در آسمان قرار گیرد و به صورت صورت فلکی تبدیل شود.

در تمام نسخه های داستان عشق آنها، شکارچی در نهایت کشته شد و در آن قرار گرفت. آسمان به عنوان یک صورت فلکی، و آرتمیس یک الهه پاک باقی ماند.

آپولو و آرتمیس چه تفاوتی با هم دارند؟

آپولو و آرتمیس دوقلوهای برادر بودند که اغلب در مورد چیزهای زیادی با هم توافق داشتند، با این حال آنها نیز چند تفاوت قابل توجه. هر دو نور تولید می کنند، اما نوری که تولید می کنند بسیار متفاوت است. یکی توسط خورشید و دیگری توسط ماه تولید شد.

زمانی که آنها فرزندان نیوب را کشتند، تفاوت دیگری ایجاد شد . هفت دختر در حالی که آرتمیس تیرهایی را به قلب آنها پرتاب کرد، بی سر و صدا مردند. . از سوی دیگر، هفت پسر زمانی که آپولو تیرهایی را به قلب آنها پرتاب کرد تا حد مرگ فریاد زدند.

طرز دیگر تفاوت دوقلوها این است که آرتمیس هرگز ازدواج نکرد، اگرچه اعتقاد بر این است که آپولو فانی و جاودانه متعددی داشته اند

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها