آئولوس در ادیسه: بادهایی که ادیسه را به بیراهه کشاندند

John Campbell 12-10-2023
John Campbell

آئولوس در ادیسه با تهیه یک کیسه باد به قهرمان ما کمک کرد. اما نادانی مردان اودیسه باعث هدر رفتن این کمک شد. از آن زمان، رابطه اودیسه و آئولوس تیره شده بود.

به خواندن مقاله ما که توسط کارشناسان اساطیر یونان نوشته شده است ادامه دهید و جزئیات بیشتر در مورد نقش تعیین کننده آئولوس در ادیسه را بیابید .

آئولوس در اساطیر یونانی

آئولوس پسر یک پادشاه فانی و یک پوره است که رابطه ای درخشان داشت. آنها پسری به دنیا آوردند که از نعمت جاودانگی مانند جاودانگی مادرش برخوردار بود، اما فاقد اعتبار یک خدای یونانی بود زیرا از یک مرد فانی متولد شد. به همین دلیل، او در جزیره Aeolia که حاوی "Aneomoi Theullai" یا ارواح چهار باد بود، حبس شد. به این ترتیب، او زندگی خود را برای عنایات خدا سپری کرد، زیرا از او خواسته شد تا چهار باد را برای مسافران آزاد کند که خشم خدایان و الهه های یونان را برانگیخت.

چهار باد به شکل یک تصویر به تصویر کشیده شدند اسب، و به این ترتیب، آئولوس اغلب به عنوان " اسب راینر " نامیده می شد، که فرماندهی چهار باد را داشت که اهداف آنها را ویران می کرد. در ادیسه، او به عنوان وفادار به تصویر خود در اساطیر یونان به تصویر کشیده شد.

آئولوس در ادیسه کیست؟

آئولوس در ادیسه به عنوان خدای بادها شناخته می شد. ، نه به این دلیل که او یک خدای یونانی بود که در کوه المپ ساکن است، بلکه به این دلیل که زئوس، خدای آسمان، اعتماد داشت.او نگهبان بادها باشد. آئولوس دارای سطحی از اقتدار بود که در بین همتایان فانی خود شنیده نشده بود، زیرا جزیره شناور او مورد لطف خود خدای خدایان بود.

او از توانایی های خود برای کمک به قهرمان ایتاکان استفاده کرد اما نپذیرفت. برای بار دوم از ترس به دست آوردن خشم خدایان به او کمک کند. آئولوس همچنین بر آنچه که پادشاه ایتاکان از نظر رهبری فاقد آن بود و اقدامات او و همچنین شکست او در کنترل افرادش منجر به چه چیزی شد تأکید کرد. برای درک کامل دلیل پشت این موضوع، باید وقایع حماسه را مرور کنیم.

اودیسه

داستان اودیسه درست پس از وقایع ایلیاد شروع شد. اودیسه مردان خود را در گروه هایی جمع کرد که در دریاها حرکت می کردند. آنها در دریاها حرکت کردند و تصمیم گرفتند در جزیره Ciccone استراحت کنند، جایی که به شهر یورش بردند، خانه ها را غارت کردند و آنچه را که در توان داشتند بردند.

آنها ساکنان جزیره را بیرون کردند، نوشیدنی و ضیافت با مجموعه های خود میل کردند. . آنها با وجود هشدار اودیسه شب را سپری کردند و پس از آن با عواقب آن مواجه شدند. روز بعد سیکونها با نیروهای کمکی بازگشتند و ادیسه و افرادش را بیرون کردند .

همچنین ببینید: Charybdis در ادیسه: هیولای دریایی خاموش نشدنی

اودیسه توجه خدایان را به خود جلب کرد، زیرا لطف آنها نسبت به او کم کم محو شد. این سفر او را پیچیده می‌کند، زیرا تقریباً تمام مبارزه‌های او توسط خدایان و الهه‌های یونانی انجام شده است . سپس ادیسه و افرادش به جزایر مختلفی سفر می کنند که باعث آسیب به او و افرادش می شودسرانجام به جزیره ای می رسند که با آغوش باز از آنها استقبال می کند.

Aeolus In The Odyssey: Island of Aeolus

پس از فرار از جزیره سیسیل، مردان اودیسه در میان طوفان گرفتار شدند ، سپس به جزیره ای که ظاهراً بر فراز آب شناور بود هدایت شدند. آنها به بالای زمین رفتند و به دنبال امنیت بودند و با پادشاه جزیره شناور، آیولوس ملاقات کردند.

او به آنها پناه داد و مردان یونانی چند روز در آنجا ماندند.

آنها دریافتند که جزیره تنها در سکونت پادشاه، همسرش، شش پسر و دخترانش بوده است . آنها غذا می خورند و انرژی خود را دوباره پر می کنند و داستان سفرهای خود را با گوش دادن به آیولوس به اشتراک می گذارند.

آئولوس و ادیسه با یکدیگر خداحافظی می کنند و خدای باد در ادیسه یک کیسه هدیه می دهد. پر از بادهای شدید به ادیسه به نشانه حسن نیت اما به او هشدار می دهد که آن را باز نکند. سپس آئولوس باد مساعد غربی می زند تا کشتی اودیسه را در سفر خود به سمت خانه اش بیاورد.

اودیسه و افرادش هشت روز متوالی بدون استراحت و خواب در دریاها حرکت کردند و تنها زمانی استراحت کردند که اودیسه چشمش را دید. وطن آنها اما وقتی او خواب بود، مردانش کیسه بادها را باز کردند به این فکر که آیولوس به او طلا هدیه داده است. نیازی به گفتن نیست که آنها باعث فرار همه بادهای شدید شدند. آنها از آیولوس خواستندیک بار دیگر به اودیسه کمک کنید اما به دلیل آنها توسط برخی خدایان دیگر مورد نفرین قرار گرفتند.

آئولوس پس از ترک جزیره متوجه شد که اودیسه یکی از دخترانش را اغوا کرده است و می خواست او را مجازات کند. او همراه با پوزئیدون، خدای دریا، مردان ایتاکایی را با بادهای شدید و طوفان هایی فرستاد که مانع از سفر آنها شد و به جزایر خطرناکی مانند جزیره لاستریگونیان، غول های انسان خوار منتهی شد.

همچنین ببینید: کاتولوس 43 ترجمه

آئولوس در ادیسه. : Odysseus After Aeolus' Rejection

پس از طرد شدن توسط Aeolus مردان Ithacan و Odysseus به راه افتادند ، اما امواج و بادهای قوی برای آنها فرستاده شد که آنها را به جزیره Laestrygonians هدایت کرد. در آنجا، اودیسه و افرادش را مانند طعمه شکار کردند و وقتی گرفتار شدند خورده شدند. با آنها مانند حیواناتی رفتار می شد که باید شکار شوند.

در نهایت، آنها فرار کردند، اما بدون از دست دادن تعداد قابل توجهی از مردان، و در نهایت، تنها یک کشتی توانست جزیره را ترک کند از غول ها.

بعد، آنها در جزیره سیرس فرود آمدند، جایی که ادیسه معشوقه جادوگر جوان شد و یک سال در تجملات زندگی کرد.

بعد از آن، لنگر انداختند. در جزیره هلیوس زیرا امواج و بادهای قوی که توسط پولیفموس و آئولوس فرستاده شده بود، سفر آنها را در دریا به خطر انداخت. به اودیسه هشدار داده شد که به گاوهای طلایی جزیره هلیوس دست نزند، اما مردانش گوش نکردند و در غیاب او دام محبوب را سلاخی کردند.

یک بار از کشتی به راه افتادند.جزیره هلیوس، زئوس صاعقه ای فرستاد ، کشتی آنها را نابود کرد و همه مردان اودیسه را در این راه غرق کرد. اودیسه در امان ماند تا در جزیره Ogygia به ساحل بنشیند، جایی که هفت سال در آن زندانی بود. هنگامی که به او اجازه خروج داده شد، ادیسه به خانه رفت و سرانجام به ایتاکا بازگشت، تاج و تخت خود را پس گرفت و از مفهوم نوستوس پیروی کرد.

نقش آئولوس در ادیسه

ناتوانی اودیسه در رهبری را ثابت کرد

آئولوس علیرغم حضور کوتاهی در ادیسه، تبعیت قابل توجهی را که مردان اودیسه فاقد آن بودند به تصویر می‌کشد. آئولوس مطیع خدایان یونانی بود ، به کسانی که در قدرت بودند و برای آنها کار می کرد احترام می گذاشت و به همین دلیل، با نوع قدرتی که انسان های فانی هرگز نمی توانستند داشته باشند، پاداش می گرفت.

اودیسه فاقد آن نوع اقتداری بود که به او اجازه می داد تا مردانش را تا حد زیادی رهبری کند. اولین مورد در جزیره Ciccones است جایی که افرادش علیرغم هشدارهای او از ترک آن خودداری کردند . این منجر به درگیری شد که چند نفر از مردان او جان خود را از دست دادند. مورد دیگر این است که پس از ترک جزیره آئولوس، مردان به مدت هشت روز متوالی، بدون هیچ خوابی فقط برای رسیدن به خانه، دریانوردی کردند.

آنها با بادهای غربی برای راهنمایی آنها در سفرشان و زمانی که اودیسه می توانست وطن خود را ببیند، او به اندازه کافی از خود راضی بود که بخوابد. مردان او که طبیعتی حریص داشتند، هدیه آئولوس را باز کردند و چهار باد را رها کردند و آنها را هدایت کردند.مستقیماً به جزیره خدای بادها برمی گردیم. آنها یک بار دیگر از آیولوس درخواست کمک کرده بودند، اما به دلیل نفرین شدن توسط خدایان رد شدند.

اثبات شد که خودخواهی اودیسه برای یک پادشاه مناسب نبود

آئولوس همچنین رفتار اودیسه را به تصویر می کشد نامناسب برای یک پادشاه و مسئولیت های او به نفع خودخواهی او کنار گذاشته شد. اودیسه در سفر خود به خانه، عاشقان زیادی را پذیرفته بود، چیزهایی را که نباید می‌خواست می‌خواست و انتظار داشت که همه چیز طبق خواسته‌اش پیش برود. همه اینها به خطرات حتی بزرگتری منجر شد.

در سیسیل او اجازه داد غرور خود را به بهترین شکل ممکن به ارمغان بیاورد و با افتخار نام مردی را که او را کور کرد - اودیسه - به پولیفموس اعلام کرد! این به پولیفموس اجازه داد تا به پدرش دعا کند تا به جای او انتقام بگیرد. پس از آن پوزئیدون طوفان های متعدد و دریاهای قوی را به راه خود فرستاد و آنها را به جزایر خطرناک هدایت کرد.

نمونه دیگر در جزیره آئولوس است، جایی که اودیسه یکی از دختران آیولوس را اغوا کرد . به طور طبیعی، این خشم خدای بادها را برانگیخت و گمان می‌رود که این دلیل واقعی رد شدن اودیسه و مردانش و همچنین سرنگونی آنها به جزیره خطرناک Laestrygonians بود.

علاوه بر این، آنها مجبور شدند به سمت جزیره مجاور حرکت کنند. در آنجا، ادیسه زیانی بزرگ را تجربه کرد زیرا اکثر مردان خود را از دست داده بود . از 12 کشتی که به خانه سفر کردند، تنها یک کشتی باقی ماند و از آن فرار کردجزیره.

نتیجه‌گیری

اکنون که در مورد آیولوس، کیست او و اهمیت او در سفر اودیسه به خانه صحبت کردیم، اجازه دهید به این موضوع بپردازیم نکات مهم این مقاله.

  • آئولوس در ادیسه به عنوان خدای باد شناخته می شود زیرا زئوس به او اعتماد داشت که نگهبان بادها باشد
  • آئولوس متولد شد از پدری فانی و پوره ای جاودانه، و از این رو، او جاودانگی مادرش را بدون امتیاز خدای یونانی بودن داشت
  • آئولوس با فرمان دادن به باد غرب برای هدایت کشتی او به خانه به ادیسه کمک کرد
  • 15>آئولوس سپس باد مساعد غربی را پرتاب کرد تا کشتی اودیسه را در سفر خود به سمت خانه‌اش بیاورد
  • مردان ادیسه کیسه بادها را باز کردند، زیرا فکر می‌کردند طلا است، آنها را از مقصد دورتر کرد و آورد. بازگشت به آئولیا
  • آئولوس از کمک به مردان ایتاکا خودداری کرد، زیرا فکر می کرد خدایان از آنها نفرت دارند و آنها را به راه خود فرستاد. و باد پرتاب کرد که آنها را به جزیره غول های انسان خوار هدایت کرد
  • آئولوس همراه با پوزئیدون امواج و بادهایی را به سوی راه اودیسه فرستاد و او را از بازگشت به خانه باز داشت و بارها جانش را به خطر انداخت
  • Laestrygonians به طور قابل توجهی نیروهای ادیسه را تخلیه کردند، و در نهایت، تنها یک کشتی توانست فرار کند
  • زمانی که ادیسه پس از هفت سال از جزیره کالیپسو آزاد شد، آئولوس فراموش کرده بود.در مورد او، و فقط پوزئیدون آنجا بود تا از بازگشت او به خانه جلوگیری کند

رویدادهای آئولوس در ادیسه یک اثر گلوله برفی ایجاد کرد و در نهایت باعث شد تمام اتفاقات ناگوار بعدی برای اودیسه. همانطور که از طریق این مقاله نیز متوجه شدیم، مواجهه با آئولوس نیز بُعد معیوب دیگری به پادشاه به ظاهر کامل اودیسه می دهد. در پایان متوجه شدیم که خدای بادها اهمیت اساطیری متمایزتری از آنچه در ابتدا تصور می کردیم دارد.

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها