تتیس: خرس مادر ایلیاد

John Campbell 01-10-2023
John Campbell
commons.wikimedia.org

هنگام ارائه تتیس، خوانندگان ایلیاد تمایل دارند بر نقش او به عنوان مادر آشیل تمرکز کنند.

اما آیا تتیس نقش بزرگتری دارد. در حماسه جنگ تروا؟

او چه نقشی ایفا کرد و چه تأثیری در تکامل جنگی داشت که کل شهر تروا را نابود می کرد؟

مثل اکثر زنان در اساطیر یونانی، تتیس اغلب فقط برای نقش مادر در نظر گرفته می شود . تنها ارتباطی که به نظر می رسد او با جنگ تروا دارد این است که داستان داوری پاریس از عروسی او شروع می شود.

اریس سیب خود را در میان جمعیت الهه ها در مراسم عروسی تتیس پرتاب کرد و به راه افتاد. درگیری بین سه الهه که در نهایت منجر به شروع جنگ می شود.

به عنوان مامان آشیل ، او همچنین به عنوان قهرمان و شفیع او با خدایان از جمله زئوس عمل می کند و این کار را انجام می دهد. تمام تلاشش برای محافظت از او به نوبه خود، آشیل مصمم به رهایی از تلاش های مادرش برای محافظت از او است.

به او هشدار داده شده است که پیشگویی پیش بینی کرده است که شرکت او در جنگ تروا به معنای زندگی کوتاهی است که در پایان به پایان می رسد. شکوه اجتناب او به او زندگی طولانی‌تر، هرچند آرام‌تر می‌دهد. به نظر می رسد که او صرفاً قادر به پذیرش توصیه های صحیح مادرش نیست.

به نظر می رسد نقش تتیس نقش مادر باشد. اما تتیس چیزی بیش از یک پوره است که اتفاق افتاده استبرای به دنیا آوردن یک پسر قهرمان او یک بار زئوس را از قیام نجات داد. واقعیتی که خود آشیل در اوایل ایلیاد به آن اشاره کرد:

«تنها تو از میان همه خدایان، زئوس تاریک‌تر آسمان‌ها را از سرنوشت شوم نجات دادی، زمانی که برخی دیگر از المپیکی‌ها - هرا، پوزئیدون و پالاس آتن - نقشه کشیده بودند که او را به زنجیر بیندازند ... تو ای الهه رفتی و او را از آن خواری نجات دادی. شما به سرعت هیولای صد بازویی را که خدایان او را بریارئوس می نامند، اما انسانیت آگائون، غولی قدرتمندتر حتی از پدرش، به المپوس بلند فراخواندید. او توسط پسر کرونوس با چنان قدرتی چمباتمه زد که خدایان مبارک از ترس غرق شدند و زئوس را آزاد کردند.»

– ایلیاد نقش تتیس به نظر می رسد عمیقاً در امور خدایان و انسانها دخیل است. دخالت او تلاشی ناامیدانه برای نجات پسرش است. پیشگویی پیش‌بینی کرده است که اگر وارد جنگ تروا شود، پس از به دست آوردن شکوه و عظمت، جوان خواهد مرد. علیرغم بهترین تلاش های تتیس، سرنوشت آشیل در جوانی مرده است.

تتیس در ایلیاد کیست؟

commons.wikimedia.org

اگرچه بیشتر مطالعه در تتیس در ایلیاد حول محور او و آشیل تکامل می‌یابد، داستان پس‌زمینه‌ی او داستان یک الهه کوچک نیست. تتیس به عنوان یک پوره 50 خواهر دارد.

همچنین ببینید: Choragos in Antigone: آیا صدای عقل می تواند کرئون را نجات دهد؟

داستان های متناقضی در مورد چگونگی ازدواج او با پلئوس، یک پادشاه فانی صرف وجود دارد. یک داستان می گوید که دو خدای عاشق،زئوس و پوزئیدون او را تعقیب کردند. با این حال، خدایان از تلاش خود برای ازدواج یا خوابیدن با او دلسرد شدند، زمانی که یک بیننده فاش کرد که او پسری به دنیا خواهد آورد که "بر پدرش برتری خواهد داشت." ، هیچ علاقه ای به پدر شدن فرزندی بزرگتر از خودش نداشت. احتمالاً پوزئیدون، برادرش نیز همین احساس را داشت.

همچنین ببینید: صلح – آریستوفان – یونان باستان – ادبیات کلاسیک

نسخه دیگر ادعا می کند که تتیس پیشرفت های زئوس را رد کرد به دلیل احترام ساده به ازدواجی که قبلاً با هرا داشت. زئوس با عصبانیت اعلام کرد که هرگز با خدا ازدواج نخواهد کرد و او را محکوم به ازدواج با یک فانی کرد. تتیس در نهایت با پلئوس ازدواج کرد و با هم پسر مورد علاقه‌اش، آشیل را به دنیا آوردند.

اگرچه رابطه تتیس و زئوس پیچیده بود، رد کردن پیشرفت‌های او نشانه‌ای از این نبود که او هیچ احساسی نسبت به خدا نداشت.

رهبر 50 نرید، تتیس به تنهایی یک الهه کوچک در نظر گرفته می‌شد. بیشتر خدایان و الهه ها دارای وفاداری مشکوک و حتی اخلاقی سست تر بودند. نه تتیس الهه هرا و پالاس آتن و خدای پوزئیدون برای سرنگونی زئوس برخاستند، اما تتیس به کمک او آمد و از بریاروس، یکی از نژادهای غول که از خود زمین متولد شد، خواست تا از او دفاع کند.

در سراسر ایلیاد، تتیس ناامیدی مشابهی برای دفاع از آشیل نشان می دهد. به نظر می رسد که او مایل به انجام تقریباً هر کاری برای محافظت از فرزندش است. از زمانی که او هستاو به عنوان یک کودک شیرخوار، به دنبال جاودانگی بود که میراث انسانی او انکار شده بود.

او به او آمبروسیا، غذای خدایان، می خورد و هر شب او را در آتش می گذاشت تا مرگ و میر او را بسوزاند. هنگامی که این امر بی اثر شد، او آشیل نوزاد را به رودخانه استیکس برد و او را در آب فرو برد و جاودانگی را به او القا کرد.

چگونه تتیس تلاش می کند آشیل را نجات دهد؟

تتیس راه های مختلفی را برای دفاع از تنها فرزندش امتحان می کند . او ابتدا سعی می کند او را جاودانه کند و سپس او را از جنگ تروا دور نگه داشت. وقتی این تلاش‌ها با شکست مواجه شد، او مجموعه‌ای از زره‌های منحصر به فرد ساخته‌شده توسط آهنگر را به خدایان داد که برای دفاع از او در نبرد طراحی شده بود.

مانند هر مادری، مامان آشیل تمام تلاشش را می‌کند. می تواند از فرزندش محافظت کند. تولد آشیل یک رویداد مهم در زندگی تتیس است. او توسط زئوس به پلئوس فانی داده شد، او به مرد توصیه کرد که در ساحل به او کمین کند و در حالی که شکلش تغییر می کند او را رها نکند. در نهایت، او بر او غلبه کرد و او موافقت کرد که با مرد فانی ازدواج کند.

در تتیس، اساطیر یونانی به کلمات آفرینش، پایان نامه، و پرستار، دندانه می پردازد. تتیس تأثیر مادری بر آشیل است. به عنوان پسر تتیس، او توسط طبیعت الهی او محافظت می شود، اما با رفتارها و انتخاب های تکانشی خود، حتی مادر جاودانه اش نیز نمی تواند برای همیشه از او دفاع کند. از آنجایی که آشیل تنها فرزند اوست، او ناامیدانه از او محافظت می کند، اما تلاش های او بی نتیجه است.

Thetis'مداخلات زود شروع می شود قبل از شروع جنگ، او را به دادگاه لیکومدس در جزیره اسکایروس می فرستد تا او را پنهان کند و از ورود او به جنگ جلوگیری کند. با این حال، اودیسه، جنگجوی یونانی، فریب لباس مبدل خود را نمی خورد و آشیل را فریب می دهد تا خود را نشان دهد.

وقتی این نیرنگ شکست می خورد، تتیس به سراغ هفائستوس می رود و او را مشغول ساخت مجموعه ای از زره خدایی برای آشیل، به معنای محافظت از او در جنگ. آن زره بعداً سقوط او را ثابت کرد، زیرا استفاده از آن به پاتروکلوس احساس اعتماد به نفسی می دهد که او را به هلاکت می رساند.

وقتی پاتروکلوس کشته می شود، تتیس نزد پسرش می رود و او را دلداری می دهد و از او التماس می کند که از جنگ فرار کند. و سرنوشت او را با زندگی آرام اما طولانی بپذیرد. آشیل قبول نمی کند و به او می گوید که هکتور پاتروکلوس را کشته است و تا زمانی که هکتور با تیغش بمیرد آرام نخواهد گرفت. غرور، اندوه و خشم او را به حرکت در می آورد و هیچ چیزی که مادرش نمی تواند بگوید نظر او را تغییر نمی دهد. او تمام تلاش خود را برای دفاع از آشیل انجام می دهد، اما در نهایت، حتی عشق مادری نیز نمی تواند از یک مرد در برابر انتخاب های خودش دفاع کند

مداخله تتیس و بازگشت هکتور

commons.wikimedia .org

وقتی پاتروکلوس توسط شاهزاده تروا هکتور کشته می شود آشیل قول انتقام می گیرد. او با پوشیدن زره جایگزینی که تتیس برای او ساخته بود از اردوگاه خود بیرون می‌رود و تروجان‌ها را تلف می‌کند. خشم و قدرت آشیل در نبرد آنقدر زیاد است که خدای رودخانه محلی را خشمگین می کندبا مسدود کردن آب با بدن تروجان های سلاخی شده.

آخیل در نهایت با خود خدای رودخانه می جنگد، آن را عقب می راند و به انتقام گیری خود ادامه می دهد. بعد از اینکه هکتور را به سمت دروازه های شهر برگرداند، او را سه بار در شهر تعقیب می کند قبل از اینکه هکتور به سمت او برگردد. آشیل با کمک الهی هکتور را می کشد.

آخیل انتقامی را که از شاهزاده تروا به خاطر مرگ پاتروکلوس می خواست به دست آورده است، اما از این پیروزی راضی نیست. خشمگین، غمگین، و انتقامش ناراضی، جسد هکتور را می گیرد و پشت ارابه اش می کشاند. او به مدت 10 روز از جسد هکتور سوء استفاده می کند، آن را به اطراف می کشاند و از رها کردن آن به تروجان ها برای دفن مناسب خودداری می کند. احترام به دشمنان، خدایان اصرار داشتند که تتیس با پسر خودسر صحبت کند .

او سعی می کند از آشیل در برابر رفتار او محافظت کند، نزد او می رود و او را متقاعد می کند که جسد را برگرداند. یکی دیگر از خدایان پریام، پادشاه تروا را به اردوگاه یونانی هدایت می کند تا جسد را پس بگیرد. آشیل با پریام ملاقات می کند و برای اولین بار به نظر می رسد که مرگ و میر پیش بینی شده او را در نظر می گیرد. غم و اندوه پادشاه به او یادآوری می کند که پدرش پلئوس، روزی برای او سوگواری خواهد کرد، همانطور که تقدیر شده است. علیرغم تمام تلاش های تتیس ، سرنوشت آشیل زندگی کوتاهی دارد که با شکوه پوشیده شده است.بیش از یک وجود طولانی و آرام.

در سراسر ایلیاد، تلاش های تتیس بر یک هدف متمرکز است - دفاع از پسرش. او برای دفاع از او تمام تلاشش را می کند. با این حال، غرور، غرور و میل آشیل برای اثبات خود بیشتر از تلاش‌های او است.

از زمانی که او اسکایروس را به همراه اودیسه ترک می‌کند، به صورت تکانشی عمل می‌کند. مشاجره او با آگاممنون علت غیرمستقیم حرکت پاتروکلوس علیه ترواها و سقوط به دست هکتور بود. بدرفتاری او با بدن هکتور خشم خدایان را برمی انگیزد.

آشیل بارها و بارها از تلاش های مادرش در جستجوی شکوه سرپیچی می کند. او داستان نهایی رسیدن به سن بلوغ است، زیرا او حمایت و راهنمایی یک مادر دوست داشتنی را برای یافتن راه خود در جهان کنار می گذارد.

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها