اومائوس در ادیسه: خدمتکار و دوست

John Campbell 01-02-2024
John Campbell

Eumaeus در The Odyssey به عنوان دامدار خوک و دوست اودیسه نوشته شده است. او اولین شخصی است که ادیسه پس از بازگشت به خانه در ایتاکا به دنبال او می گردد. اما او کیست؟ چرا اودیسه در بدو ورودش به جای همسرش پنه لوپه به دنبال او رفت؟ و چگونه یک خدمتکار که به دامداری می‌پرداخت، دوست مادام العمر و معتمد پادشاه ایتاکان شد؟ برای درک رابطه این دو، باید به وقایع اودیسه و کمی اساطیر یونان بپردازیم.

اودیسه

هنگامی که ادیسه پس از جنگ تروا به سمت خانه اش می رود، به نظر می رسد که او و افرادش در این راه با موانع متعددی روبرو می شوند. سفر او هر چیزی جز آرام بود. از مردان سرکش که آنها را به موقعیت‌های آشفته سوق می‌دهند تا صدمه زدن به نیمه خدایان که به آب‌های خطرناک حکومت می‌کنند.

بدبختی او از جزیره Cicones شروع می‌شود، جایی که مردانش با یورش و وحشت روستاییان را مجبور به فرار می‌کنند. هنگامی که سیکونی ها با انتقام برمی گردند، انتقام می گیرند، اودیسه و افرادش را به تعداد کاهش می دهند و آنها را مجبور به بازگشت به دریا می کنند. این عمل توجه خدایان یونانی را که زمانی طرفدار پادشاه ایتاکان بودند، به خود جلب کرد.

موانع بعدی که آنها با آن روبرو می شوند گیاه نیلوفر آبی است، جایی که مردانش وسوسه می شوند که در نیلوفر خواران بمانند. جزیره، باعث می شود ادیسه آنها را با موهایشان بکشد و آنها را به کشتی ببندد تا آنجا را ترک کنند. اما یکی از خطرناک ترین و برجسته ترین موانعچهره اودیسه و مردانش نیمه خدای پولیفموس است.

در سیسیل، خانه سیکلوپ ها، قهرمان یونانی با مردانش وارد غاری می شود. در آنجا، آنها شراب می خورند و طوری غذا می خورند که گویی خانه مال آنهاست، هر چه می توانستند برمی دارند. هنگامی که پولیفموس وارد خانه اش می شود، شاهد لم دادن ادیسه و مردانش است، غذای او را می خورند و با خانه اش مانند خانه خود رفتار می کنند.

اودیسه سپس از پولیفموس می خواهد که از آنها استقبال کند، آنها را از سفرشان پناه دهد و به آنها سفری امن را اعلام کند. خانه پولیفموس به جای پاسخ دادن به سخنان اودیسه، دو مرد را می گیرد که در حال لم دادن هستند و آنها را درست در مقابل ادیسه می خورد. این امر باعث می شود که ادیسه و افرادش فرار کنند و در غار پنهان شوند زیرا پولیفموس ورودی را با یک تخته سنگ مسدود کرده است. 4>

آنتاگونیست الهی

اودیسه نقشه ای می کشد. او تکه ای از چوب چوبی غول را می گیرد و آن را به صورت نیزه تیز می کند. او سپس شراب پولیفموس را به اندازه کافی پیشنهاد می‌کند تا غول را از الکل آن بی‌تفاوت کند و سپس او را کور کند. ادیسه و افرادش در نهایت فرار می‌کنند، اما نه بدون اینکه پوزئیدون، پدر پولیفموس، خشمگین شوند. به همین دلیل، خدای پوزئیدون به طرز جهنمی را غیرممکن می‌کند که ایتاکانی‌ها سالم به خانه بازگردند، طوفان‌هایی را پشت سر طوفان می‌فرستد و آنها را به جزایر خطرناکی هدایت می‌کند که بیشتر به آنها آسیب می‌رساند تا سود.

همچنین ببینید: چرا مدوسا نفرین شد؟ دو طرف داستان در نگاه مدوسا

یکی از تلاش‌های پوزیدون برای طولانی‌تر کردن سفر ادیسه، خدمه را به جزیره‌ای جوان تایتان، جزیره‌ای هدایت می‌کند.هلیوس. به اودیسه هشدار داده شد که هرگز در جزیره خدای مذکور پهلو نگیرد، زیرا او گاوهای گرانبهایی داشت که هرگز در جزیره مقدس لمس نمی شد. او حیواناتش را بیش از هر چیز دیگری در دنیا دوست داشت. به حدی که حتی به دخترانش دستور داد که از دام های طلایی مراقبت کنند. اما به دلیل طوفان پوزیدون، ادیسه و افرادش مجبور شدند در جزیره ساکن شوند و منتظر بگذرند.

چند روز گذشت، و مردان ایتاکان به سرعت غذایشان تمام شد، گرسنه و خسته بودند، و گاوان طلایی فقط چند دقیقه با آن فاصله داشتند. ادیسه افراد خود را رها می کند و به آنها هشدار می دهد که هنگامی که او برای دعا به معبد می رود، از دام دوری کنید.

اودیسه پس از بازگشت متوجه می شود که مردانش حیوانات تیتان جوان را سلاخی کرده اند، چاق ترین آنها را به خدایان تقدیم کرده اند. او فوراً افرادش را جمع می کند و از ترس جان آنها در صورت ماندن در جزیره به کشتی می رود. زئوس، خدای آسمان، بی خبر از او، رعد و برقی را به سمت آنها می فرستد، که همه افرادش را غرق می کند، جز او. ادیسه زنده می ماند تا هفت سال در جزیره کالیپسو گیر بیفتد.

مبارزه در ایتاکا

در بازگشت به ایتاکا، تله ماکوس تلاش می کند تا کنترل خواستگاران مادرش را در حالی که در قلعه خود جشن می گیرند، تحت کنترل درآورد، منابع را هدر می دهد و با رفتار غیر محترمانه آنها مبارزه می کند. تعداد بیش از صد نفر، خواستگارها از رفتن خودداری می کنندفضا و سطل زباله خانه محبوب اودیسه. با کمک دوست وفادار پدرش، Eumaeus، آنها خواستگارها را از خود دور نگه می دارند، صبورانه و وفادارانه منتظر بازگشت پادشاهان خود به خانه هستند.

تلماخوس ایتاکا را ترک می کند تا محل نگهداری پدرانش را پیدا کند. ، به امید اینکه او را به خانه بازگرداند. او خواستگاران را به Eumaeus می‌سپارد، به آتنا می‌پیوندد که در لباس مربی ظاهر می‌شود و به سمت پیلوس حرکت می‌کند.

Eumaeus در صخره‌ای دورتر از قلعه منتظر Telemacus و Odysseus می‌شود. او در این میان به دام های اودیسه می پردازد. هنگامی که ادیسه سرانجام از جزیره کالیپسو فرار می کند، اولین کسی که او به دنبال او می گردد، دوست دیرینه اش Eumaeus است. اودیسه در لباس گدا به کلبه Eumaeus سفر می کند و غذا و سرپناه می خواهد. اومائوس اودیسه را نشناخت و گدا را روحی فقیر در نظر گرفت. او مرد را به داخل دعوت می‌کند و پتویی برای گرم کردن به او می‌دهد.

تلماخوس می‌آید و با عشق از او استقبال می‌شود در حالی که Eumaeus او را به خانه خود می‌پذیرد ، نگران جوانی است. امنیت مرد در آنجا، ادیسه خود را به این جفت نشان می دهد، و این سه نفر، در مجموع، قتل عام خواستگاران پنه لوپه را برنامه ریزی می کنند. پنه لوپه، همسر اودیسه از آنها استقبال می کند که بلافاصله چشمانش را به گدا می اندازد. پنه لوپه با شوخ طبعی و اعتماد تصمیم خود را اعلام می کند. هر که بتواند کمان شوهرش را در دست بگیرد و به آن شلیک کنداو را به ازدواج و تاج و تخت ایتاکا خواهد داشت. خواستگارها یکی یکی جلو می روند و هر بار شکست می خورند تا زمانی که گدا در این کار موفق می شود.

پس از فاش شدن هویت خود، تعظیم خود را به سمت مغرورترین خواستگاران نشانه می رود. تیراندازی به گردن او و کشتن بی رحمانه او. این گروه همراه با پسرش، تلماچوس، دوست همیشگی اش Eumaeus و چند مرد که او را می شناسند، همه خواستگارانی را که برای ازدواج همسرش رقابت می کنند، می کشند. خانواده خواستگار قصد شورش را دارند اما با ورود آتنا خنثی می شوند. سپس ادیسه جایگاه واقعی خود را در تاج و تخت پس می گیرد و خانواده خود را باز می گرداند.

اومائوس در ادیسه کیست؟

در ادیسه، اومائوس دوست دوران کودکی و خدمتکار وفادار است اودیسه. اودیسه و اومائوس با هم بزرگ می شوند و با آنها با عشق و مراقبت رفتار می شود. اما Eumaeus کیست و چرا یک خدمتکار با یک پادشاه آینده بزرگ می شود؟ او پسر کتسیوس پادشاه سوریه است و توسط پرستارش که عاشق یک ملوان فنیقیه شده بود ربوده شد. اما Eumaeus چگونه به Ithaca آمد؟

همچنین ببینید: پلئوس: اسطوره یونانی پادشاه میرمیدون ها

پرستار و ملوان نوزاد خردسال را ربودند تا در دریاها سفر کنند و با الهه آرتمیس ملاقات کنند. الهه یونانی زن و شوهر و چند مرد دیگر را سرنگون می کند، کشتی را مجبور می کند پهلو بگیرد. قایق در نهایت در ایتاکا توقف می کند، جایی که پادشاه، Laertesپدر اودیسه، نوزاد را به عنوان خدمتکار برای فرزندانش می خرد. Eumaeus در کنار اودیسه و خواهرش Ctimene بزرگ می‌شود.

Anticlea، مادر اودیسه، با او مانند فرزندانش رفتار می‌کند، ظریف‌ترین چیزها را در حین رشد برای او فراهم می‌کند. با او در قلعه مانند یک خانواده رفتار می شد، علیرغم اینکه یک خدمتکار بود، و توسط کسانی که به آنها خدمت می کند بسیار دوستش داشتند، و به او اجازه می دادند وفاداری خود را به طور کامل و بدون قید و شرط به آنها ارائه دهد. همانطور که آنها بزرگ شدند، Eumaeus تبدیل به دامدار خوک Odysseus می شود زیرا او از ترک ایتاکا امتناع می ورزد و مشتاق ماندن در کنار Odysseus است.

Eumaeus چگونه به اودیسه کمک می کند؟

بعد از پایان جنگ تروا، یومائوس مشتاقانه منتظر بازگشت دوست عزیزش است، اما به جای اینکه چند ماه صبر کند، او در نهایت چند سال منتظر بازگشت او می ماند. ایمان خود را از دست داد و منتظر ماند و جایگاه اودیسه را در تاج و تخت از دست خواستگاران گرسنه ای که طمع به همسر و سرزمین پادشاه داشتند، ایمن نگه داشت. او از پنه لوپه مراقبت کرد در حالی که او با خواستگارانش سروکار داشت. او همچنین به عنوان یک پدر نسبت به تلماخوس عمل کرد و به او قدرت داد و از او در برابر خواستگاران و توطئه های آنها محافظت کرد. اودیسه و پیشینه او، اجازه دهید نکات مهم این مقاله را مرور کنیم:

  • Eumaeus دوست و خدمتگزار اودیسه است که وفادارمنتظر بازگشت پادشاه است.
  • او یک شخصیت پدری برای تلماخوس پسر ادیسه است که به او قدرت می دهد و از پسر جوان در برابر خواستگارانی که برای دست پنه لوپه رقابت می کنند محافظت می کند.
  • اودیسه با موانع متعددی روبرو می شود. او به خانه‌اش برمی‌گردد، که اکثریت آن‌ها ناشی از جلب خشم خدایان یونانی است.
  • نفرت پوزیدون آنها را در آب به خطر می‌اندازد و آنها را مجبور می‌کند تا در چندین جزیره توقف کنند و آنها را به مبارزه برای بقای خود سوق دهد.
  • عصبانیت هلیوس مردانش را به مرگ می کشاند زیرا زئوس در وسط طوفان برقی را به سمت آنها می فرستد، افراد خود را غرق می کند و ادیسه را در ساحل جزیره کالیپسو می شست.
  • اودیسه است. به عنوان مجازات به دلیل کوتاهی در کنترل افرادش به مدت هفت سال در جزیره زندانی شد. در اینجا، پادشاه جوان ایتاکان با پوره رابطه دارد و پس از اینکه آتنا برای آزادی زئوس التماس می کند آزاد می شود.
  • پس از رسیدن به خانه در ایتاکا، اومائوس اولین کسی است که او به دنبالش می گردد و با لباس مبدل به سمت کلبه خود می رود. , درخواست سرپناه و گرما می کند.
  • Eumaeus به گدای فقیر کمک می کند که سرپناه می خواهد و برای او پتو فراهم می کند. هنگامی که تله ماکوس از راه می رسد، گدا هویت خود را به عنوان ادیسه فاش می کند.
  • سه نفر با هم نقشه می کشند تا همه خواستگاران پنه لوپه را بکشند تا جایگاه واقعی خود را در تاج و تخت پس بگیرند.
  • آنها پس از برنده شدن، قرعه را قتل عام می کنند. دست پنه لوپه در ازدواج و در نهایت، اودیسه تاج و تخت را پس می گیردEumaeus و Telemachus سخت تلاش کردند تا مطمئن شوند

در پایان، Eumaeus سوژه وفادار و دوست محبوب اودیسه است که تقریباً یک دهه برای بازگشت او منتظر ماند. وفاداری او در روشی که تخت را از دست خواستگاران در امان نگه داشت و وفادارانه از تله ماکوس محافظت کرد، نشان داده می شود. اکنون در مورد Eumaeus، که او در ادیسه است، و پیشینه او به عنوان یک شخصیت می دانید.

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها