اورانیا: اساطیر الهه نجوم یونانی

John Campbell 03-06-2024
John Campbell

اورانیه در دوره کلاسیک موزه‌ای مسئول نجوم و نوشته‌های نجومی بود. او اغلب یک کره را در یک دست و میله را در دست دیگر نگه می داشت. به خواندن این مقاله ادامه دهید زیرا منشا الهه اورانیا، تصویر او و نقش او در اساطیر یونان را مطالعه خواهد کرد.

اورانیا که بود؟

اورانیا که به اورانیا نیز معروف است، دختر زئوس و Mnemosyne ، الهه حافظه یونان باستان و دختر اورانوس. زئوس و منموسین پس از اینکه زئوس نه شب متوالی را با منموسین در منطقه پیریا گذراند، هشت موسی دیگر به دنیا آوردند.

اورانیا حداقل یک پسر داشت، اما هویت پسر بر اساس روایت اسطوره متفاوت است. یک نسخه نقل می کند که او مادر لینوس، موسیقیدان یونان باستان، و پسر آپولو بود. نسخه‌های دیگر می‌گویند که او هیمنائوس، خدای یونانی مراسم ازدواج را به دنیا آورد. با این حال، سایر متون ادبی باستانی لینوس و هیمنائوس را فرزندان موسوم به دیگر موزها نام می‌برند.

نقش اورانیا

همانطور که قبلاً ذکر شد، اورانیا موزه نجوم بود که با توجه به معنای آن تعجب‌آور نبود. از نام او ستاره شناسان نام اورانیا را به او دادند زیرا به معنای "بهشت" بود، که میزبان موجودات آسمانی بود. او الهام بخش مردان برای مطالعه نجوم و تلاش برای رسیدن به ارتفاعات بیشتر در فعالیت های تحصیلی خود بود. از آنجایی که بسیاری از ستاره شناسان باستان از موجودات الهی استفاده می کردندآینده را تعیین می کند، اعتقاد بر این بود که اورانیا توانایی های پیشگوئی دارد.

علاوه بر الهام بخشیدن به انسان برای مطالعه اجرام آسمانی، اورانیا و خواهرانش وقت خود را در کوه المپ به سرگرمی گذرانده اند. خدایان آنها موسیقی می نواختند، می رقصیدند، آواز می خواندند و قصه می گفتند، به ویژه داستان هایی از عظمت و ماجراهای پدرشان زئوس. بنابراین، اگرچه خانه آنها در کوه هلیکن بود، آنها بیشتر وقت خود را در کوه المپوس، خانه خدایان یونانی سپری کردند. اورانیا و خواهرانش به طور خاص عاشق شرکت دیونیسوس و آپولون، خدایان شراب و نبوت بودند.

الهه ستاره شناسی همچنین الهام بخش مطالعه هنرهای زیبا و آزاد در یونان باستان بود، و بسیاری از دانش آموزان او را فراخواندند. تا آنها را در طول تحصیل راهنمایی کند. طبق سنت، بسیاری از منجمان یونانی قبل از شروع کار از او دعا کردند تا به آنها در کارشان کمک کند. گفته می شود که قرائت مدرن علائم و نمادهای طالع بینی با الهه آغاز شده است.

اورانیا در شعر مسیحی

در نهایت، مسیحیان در دوران رنسانس اورانیا را به عنوان t او پذیرفتند. به گفته جان میلتون در شعر حماسی خود، بهشت ​​گمشده، او از Urania استناد می‌کند، اما سریع اضافه می‌کند که به معنای Urania استناد می‌کند و نه نام. در این شعر، جان میلتون، از اورانیا می خواهد تا در روایت او از منشأ کیهان به او کمک کند.

همچنین ببینید: ترجمه کاتولوس 7

اورانیا در مدرنTimes

اورانیا یکی از معدود خدایان است که میراث او تا به امروز پابرجاست و نام او در علم مدرن به کار می رود. سیاره اورانوس، اگرچه به نام پدربزرگش نامگذاری شده است، اما نام او را یدک می کشد. برخی از مشهورترین رصدخانه های نجومی به نام او نامگذاری شده اند. ستاره شناس بریتانیایی، جان راسل هیند، سیارکی کمربند اصلی را کشف کرد و نام آن را 30 اورانوس گذاشت.

به عنوان بخشی از مهر رسمی خود، رصدخانه نیروی دریایی ایالات متحده الهه ای را نشان می دهد که کره ای با هفت ستاره در دست دارد بالای سر او. در زیر ایزد کتیبه ای به زبان لاتین وجود دارد که نشان دهنده نقش اورانیا در الهام بخشیدن و تبلیغ مطالعه نجوم است. در هلند، Hr. خانم اورانیا یک کشتی آموزشی است که توسط کالج سلطنتی نیروی دریایی هلند مورد استفاده قرار می‌گیرد و از قرن نوزدهم هر سال کشتی‌ای به همین نام وجود داشته است.

انجمن سلطنتی نجوم کانادا نیز اورانیا را روی مهر خود نشان می‌دهد که نشسته است. با هفت ستاره بالای سرش شعار آن به Urania اشاره می‌کند و می‌خواند "Quo Ducit Urania" به این معنی که اورانیا به کجا منتهی می‌شود، ما از آن پیروی می‌کنیم. هفت ستاره بالای اورانیا نشان دهنده دب اکبر معروف به خرس بزرگ است و شامل دوبه، مراک، فکدا، مگرز، آلیوک، میزار و الکاید است. خرس بزرگ برای چندین دهه به عنوان یک نشانگر جهت یابی عمل کرده است.

افرودیت اورانیا

در اساطیر یونانی، آفرودیت ویژگی های آسمانی اورانیا را پذیرفته است وبه آفرودیت اورانیا معروف شد. این آفرودیت اورانیا دختر اورانوس بود اما بدون مادر. اورانیا زمانی به دنیا آمد که اندام تناسلی بریده پدرش به دریای کف آلود انداخته شد. او نشان دهنده عشق آسمانی جسم و روح بود و با آفرودیت پاندموس متفاوت بود - نسخه ای از او که شهوت نفسانی را به تصویر می کشید.

آفرودیت پاندموس دختر زئوس و دیون بود. پوره دریایی، الهه فنیقی یا تیتانس. پرستش اورانیا سخت‌تر و مقدس‌تر از پرستش پاندموس بود، زیرا اورانیا نشان دهنده عشق خالص بود. یک مرکز فرقه برجسته اورانیا در جزیره یونانی Cythera قرار داشت که در آن مراسم به افتخار الهه انجام می‌شد. . مرکز فرقه دیگری در آتن بود، جایی که اورانیا با پورفیریون، عضوی از غول‌ها که از اورانوس زاده شد، مرتبط بود.

اورانیا به تجارت پررونق بنفش در هر دو شهر مرتبط بود و اعتقاد بر این بود که خدایی است که اورانوس به دنیا آمده بود. بر آن نظارت کرد. در شهر تبس، سه مجسمه به نام‌های آفرودیت اورانوس، آفرودیت پاندموس و آفرودیت آپوتروفیا وجود داشت که همگی توسط الهه جاودانه هارمونیا تقدیم شده بودند. در تبس اعتقاد بر این بود که اورانوس شهوات نفسانی و امیال شیطانی را از سر و قلب انسان بیرون می کند. به این ترتیب، شراب در هنگام نماز به اورانیا ریخته نمی شد.

تلفظ اورانیا

این نام به صورت 'oo-r-ah-nee-aa' تلفظ می شود.

نمادهای آفرودیتUrania

Aphrodite Urania بیشتر در حال سوار شدن بر یک قو به تصویر کشیده شده است، اما برخی از تصاویر او را در حال ایستادن یا در آغوش گرفتن پرنده نشان می دهند. رنگ قو و همچنین زیبایی آن نمادی از لطف و جذابیت الهه است. خلوص اورانیا با رنگ برف مانند پرنده و تمایل آن به تمیز نگه داشتن پرهای خود همیشه تجسم یافته است.

فیدیاس مجسمه ساز یونانی کلاسیک آفرودیت اورانیا را به تصویر کشیده است گذاشتن پا روی لاک پشت و دلیلش مشخص نیست. با این حال، برخی از محققان حدس می زنند که این نمادی از زنان برای ماندن در خانه و ساکت ماندن است، هر چند برخی دیگر از دانشمندان مخالف هستند.

همچنین ببینید: طنز ششم – جوونال – روم باستان – ادبیات کلاسیک

گاهی اوقات، او را در حال ایستاده بر روی کره ای به تصویر می کشیدند تا نقش خود را به عنوان الهه نشان دهد. از بهشت.

بازی اورانیا

یک بازی یونانی باستان به نام الهه نامگذاری شده بود و فقط دختران یا زنان جوان را شامل می شد. دختران یک بازی را تشکیل می دهند. با یک بازیکن در وسط که توپ را نگه داشته است حلقه بزنید. سپس او توپ را به صورت عمودی پرتاب می کند و به طور همزمان نام دختر دیگری را صدا می کند. کسی که نامش ذکر می شود باید سریعاً به مرکز دایره بدود تا توپ را قبل از برخورد با زمین بگیرد.

نتیجه گیری

اگرچه اورانیا یک الهه یونانی کوچک است، اما تأثیر او در طول نسل ها گسترش یافته است. و هزاره ها، درست تا امروز. در اینجا خلاصه ای از تمام آنچه در مورد الهه بهشت ​​خوانده ایم:

  • او دختر زئوس بود وMnemosyne و نوه تایتان اورانوس.
  • اورانیا بخشی از نه موزی بود که الهام بخش مطالعه هنرها، موسیقی و علم بودند و خدایان دیگری را که در کوه المپ ساکن بودند سرگرم کردند.
  • او بر مطالعه ستاره‌شناسی تأثیر گذاشت و تصور می‌شد ستاره‌شناسان را راهنمایی می‌کند تا در تعقیب‌هایشان به ارتفاعات بالاتر برسند.
  • او عمدتاً در حالی که یک کره را در یک دست و یک میله در دست دیگر گرفته است، نشان می‌دهد که به جهان اشاره می‌کند. نقش او به عنوان مادر ستاره شناسی.
  • امروزه رصدخانه های مهمی که اجرام آسمانی در آنها مطالعه می شود به نام او نامگذاری شده است، از جمله یک کشتی آموزشی در دانشکده نیروی دریایی سلطنتی هلند.

A بازی همچنین به نام او نامگذاری شد که فقط دختران بازی می کردند در حالی که یک سیارک کمربند اصلی، اورانوس 30، به افتخار او نامگذاری شد.

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها