امتناع کرئون از دفن پلی‌نیکس و پیامدهای پس از آن

John Campbell 02-06-2024
John Campbell

اگر تا به حال فکر کرده اید که چرا کرئون از دفن جسد پولینیس خودداری می کند ، در جای درستی هستید. ما اینجا هستیم تا به شما کمک کنیم تا بیانیه کرئون مبنی بر ممنوعیت دفن مناسب برای پولینیس را درک کنید.

ما می دانیم که دومی مرتکب خیانت شده است. اما در این مقاله، ما یک بحث عمیق در مورد این رویداد و آنچه باعث شد کرئون دفن برای پولینیس را انکار کند، به شما ارائه خواهیم داد.

پادشاه تبس

کرئون، پادشاه تبس، به دلیل غرور خود و خانواده اش بلای جان خود را به بار آورد. کرئون دفن پولینیس را ممنوع می کند و او را خائن می خواند. نحوه رهبری امپراتوری، اشتباهات و غرور او مانع از حکومت عاقلانه و عادلانه او شد. به او. در آنتیگون او شرور مهمی را به تصویر کشید که برای جلب وفاداری با قانون الهی و قومش مقابله می کند . اما دقیقا چه اتفاقی افتاد که او به برادرزاده اش لقب خائن داد؟

برای درک استدلال او، باید وقایع آنتیگونه را مرور کنیم:

همچنین ببینید: شخصیت های زن در ادیسه - یاوران و موانع
  • پس از جنگی که هم پولینیس و هم اتئوکلس را کشت، کرئون به قدرت رسید و تاج و تخت را به دست گرفت
  • اولین فرمان او به عنوان امپراطور این بود که اتئوکلس را دفن کند و دفن پلی‌نیکس را ممنوع کند و جسد را روی سطح پوسیده کند
  • این حرکت اکثریت مردم را ناراحت کرد، زیرا برخلاف امر الهی است. قانون
  • Theقانون الهی که توسط خدایان تصویب شده است، بیان می کند که همه موجودات زنده در حال مرگ و فقط مرگ باید دفن شوند
  • عجیب ترین آنها که از این امر ناراحت می شوند، آنتیگونه، خواهرزاده کرئون، و خواهر پلی نیس هستند
  • آنتیگونه با خواهرش اسمنه در مورد رفتار ناعادلانه برادرشان صحبت می کند و از او کمک می خواهد تا او را دفن کند
  • آنتیگونه با مشاهده اکراه ایسمنه تصمیم می گیرد برادر خود را به تنهایی دفن کند
  • کرئون از عصبانیت عصبانی می شود. سرپیچی محض
  • او آنتیگونه را به دلیل دفن پلی نیس دستگیر کرد و سپس به اعدام محکوم شد
  • هامون، نامزد آنتیگونه، و پسر کرئون از پدرش التماس کردند که آنتیگونه را رها کند
  • کرئون امتناع می کند و آنتیگونه را به مقبره می آورند تا در انتظار سرنوشت او باشند
  • تیرسیاس، پیامبر نابینا، به دیدار کرئون می رود و به او در مورد خشم خدایان هشدار می دهد.
  • تیرسیاس می‌گوید: « می‌دانیم که خودخواهی، اتهام حماقت را به همراه دارد. نه، ادعای مردگان را بپذیرید. چاقو نه افتادگان؛ کشتن دوباره مقتول چه مهارتی دارد؟ من خیر تو را جست‌وجو کرده‌ام و به نفع تو سخن می‌گویم، و هرگز آموختن از مشاور خوب شیرین‌تر از زمانی نیست که برای منفعت تو مشورت می‌کند. "
  • خودخواهی کرئون در قوانین و مجازات هایی که بر آنتیگون وضع کرد دیده می شود
  • سخنان تیرسیاس به کرئون از خشم او هشدار می دهد که خدایان را به دلیل فرمانش خشمگین می کند
  • 10>
  • اعمال او مبنی بر جواز دفن زن چاه و زنده و امتناع از قبر.مرد مرده خشم آنها را متحمل می شود و آلودگی را به تبس می آورد، هم به صورت مجازی و هم به معنای واقعی کلمه
  • تیرسیاس سپس به توصیف رؤیاهای خود به وضوح ادامه می دهد. او می گوید که خواب دو پرنده با هم دعوا می کند، همان پرندگانی که بر سر پولینیس می جنگند تا اینکه بالاخره یکی می میرد
  • تیرسیاس از ترس به سمت مقبره آنتیگونه می رود
  • با رسیدن به غار، آنتیگونه را می بیند که از آن آویزان شده است. گردن او و پسرش مرده
  • او از مرگ پسرش مضطرب است و جسد او را به معبد می آورد.
  • اوریدیک (مادر هامون و همسر کرئون) پس از اطلاع از مرگ پسرش خنجر به قلب خود می زند
  • کرئون زندگی خود را در بدبختی ناشی از تراژدی که به او عطا شده بود می گذراند

ظهور کرئون به قدرت

کرئون اولین بار زمانی به قدرت رسید که ادیپ از شرم خود را تبعید کرد. دلیل خاص خروج ناگهانی اودیپ تاج و تخت تبس را به پسران دوقلوی او می‌سپارد ، اتئوکلس و پلی‌نیکس. پسران او که خیلی جوان بودند نمی توانستند بر یک ملت حکومت کنند. برای حل این مشکل، کرئون سلطنت را به دست گرفت.

هنگامی که هر دو پسر به سن بلوغ رسیدند، برادران تصمیم گرفتند که در سالهای متناوب، از Eteocles، بر تبس حکومت کنند. اما وقتی زمان سپردن تاج به برادرش فرا رسید، نپذیرفت و در عوض پلی‌نیکس را فرستاد.

در خشم و شرم، پلی‌نیکس در سرزمین‌ها سرگردان می‌شود، اما سرانجام در آرگوس، اینجا ساکن می‌شود، او با یکی از آنها نامزد می‌شود.شاهزاده خانم ها . او تمایل خود را برای تصاحب تاج و تختی که به تلخی از او گرفته شده بود، بازگو می کند. سپس پادشاه آرگوس به پولینیس این قدرت را می دهد که تاج و تخت را به زور تصاحب کند و به جنگ منجر شود. یکی که هم Eteocles و هم Polyneices را کشت.

کرئون به عنوان یک پادشاه

کرئون، به عنوان یک پادشاه، به عنوان یک ظالم توصیف شد. او مردی مغرور بود که خود را در جایگاهی برابر با خدایان می‌نگریست . او با قوانین آنها مخالفت کرد، اختلاف ایجاد کرد، درخواست های مردم خود را نادیده گرفت و برای مخالفان مجازات های سختی در نظر گرفت.

او ظلم خود را به آنتیگونه نشان داد که علیرغم درخواست پسرش و مردم مجازات شد . این نمونه ای برای کسانی است که می خواهند با او مخالفت کنند و در نتیجه خشم خدایان را در پی داشته باشند.

علیرغم عشق به پسرش، او نتوانست به درخواست خود برای آزادی نامزد پسرش تسلیم شود . برای اینکه او بر خلاف دستورات او عمل کند، معتقد بود که او مستحق مرگ است.

کرئون به هیچ توصیه ای توجه نکرد تا اینکه تیرسیاس، پیامبر نابینا، او را از فاجعه ای که اگر اعمال خود را اصلاح نکند بر سر او بیاورد، هشدار داد.

با تهدید پسرش، او بلافاصله برای آزاد کردن آنتیگونه می شتابد اما در عوض جسد آنتیگونه و پسرش را کشف می کند. او خیلی دیر شده بود زیرا فاجعه خانواده اش رخ داده بود. بنابراین او بقیه عمر خود را در بدبختی گذراند زیرا از دفن برادرزاده خود امتناع کرد.

چرا کرئونآیا می خواهید پلی نیس را دفن کنید؟

کرئون در تلاش برای تثبیت کشور، آرزوی وفاداری داشت. روش او - مجازات برای اعمال خیانت است. کسانی که به او و ملت خیانت کردند، باید از حق آنها برای دفن مناسب خودداری شود.

علیرغم روابط خانوادگی او با پولینیس، کرئون حکم داد اجازه پوسیدن جسد برادرزاده اش را بدهد. و او را برای تغذیه کرکس ها گذاشت . قوانین او باعث آشفتگی درونی مردمش شد و به جای وفاداری، اختلاف افکنی کرد و در نهایت باعث آلودگی تبس شد.

چگونه کرئون باعث آلودگی شد؟

کرئون با اجازه دادن به جسد برای پوسیدن روی سطح زمین خود هسته اصلی آلودگی بود. به طور مجازی، کرئون آنقدر اختلاف ایجاد کرد که قوانین او در نهایت مردمش را آلوده کرد. چگونه؟ از آنجا که او اساساً با زنده به گور کردن آنتیگونه و امتناع از دفن مردگان خشم خدایان را برانگیخت، خشم خدایان را برانگیخت.

خدایان همه دعاها و قربانی ها را رد کردند و زمین را بیشتر آلوده کردند و به آن سرزمین پوسیده لقب دادند.

سرزمین پوسیده و پرندگان

رویای تیرسیاس دو پرنده یکسان را به تصویر می کشد که تا سر حد مرگ می جنگند، این پرندگان همان پرندگانی هستند که در نمایشنامه دور اجساد پولینیس دور زدند و به نوعی کرئون متوجه خطری است که خود و خانواده اش را در آن قرار داده است.

چگونه پرندگان با بدبختی کرئون برابری کردند؟ تضاد پرنده نمادی از نابرابری ایجاد شده توسط کرئون استدر قومش به سبب فرمان او . همچنین می توان آن را به عنوان قیامی که ممکن است رخ دهد تعبیر کرد.

تیرسیاس سپس به کرئون می‌گوید که این پرندگان در مورد آینده‌اش به او چیزی نخواهند گفت زیرا قبلاً خود را در خون مردی که او از دفن کردنش امتناع می‌کند غوطه‌ور کرده‌اند. پلی نیس و خانواده اش بر کرئون . کرئون به عنوان پادشاه ظالم لقب گرفت، در حالی که در مرگ، آنتیگونه به عنوان یک شهید اعلام شد.

نافرمانی در آنتیگونه

آنتیگونه با دفن برادرش علیرغم میل پادشاه، کرئون را اطاعت نمی کند. اگرچه آنتیگونه به شیوه ای خانوادگی به کرئون گره خورده است، اما این امر پادشاه تبس را از مجازات سخت او باز نمی دارد.

او را زنده زنده به عنوان مجازات دفن می کند، خدایان را خشمگین می کند، و پیشگویی از تیرسیاس می آورد و او را از سرنوشت خود آگاه می کند که ممکن است باعث مرگ پسر و همسرش شود.

سرپیچی آنتیگونه در نمایشنامه نشان دهنده ارادت کامل او به الوهیت است و در نافرمانی او، اطاعت از قانون الهی را به تصویر می کشد.

مجازاتی که به آنتیگونه اعطا می شود، تضاد بین دو قانون متضاد را نمایش می دهد و به مخاطب اجازه می دهد تا انباشتگی ایجاد شده را احساس کند. اما آنتیگونه تنها مخالف داستان نبود.

همچنین ببینید: پلئوس: اسطوره یونانی پادشاه میرمیدون ها

در تضاد با نافرمانی مدنی آنتیگون، کرئون نافرمانی الهی را به تصویر کشید . او بر خلاف شریعت الهی می رود و خلاف آن را حکم می کنددفن پلی‌نیکس را رد می‌کند و تا آنجا پیش می‌رود که یک فرد زنده را دفن می‌کند.

باورهای متناقض بین کرئون و آنتیگونه آنها را به بحثی پرشور می کشاند که به مسائل زندگی و مرگ می رسد .

نتیجه

اکنون که کرئون، سلطنت، شخصیت او، نمادهای نمایشنامه و خود آنتیگونه را مورد بحث قرار دادیم، اجازه دهید به نکات اصلی این مقاله بپردازیم:

  • کرئون پادشاهی است که تبس را در آنتیگون به دست گرفت
  • کرئون سعی کرد کشور را با وضع قانونی که از دفن برادرزاده‌اش پلی‌نیکس جلوگیری می‌کرد، تثبیت کند. این امر باعث آشفتگی در مردم می شود زیرا پادشاه آنها تصمیم گرفت با قانون الهی مخالفت کند
  • آنتیگونه که از این امر خشمگین شده بود، علی رغم دستور پادشاه، برادر خود را به خاک می سپرد. پس از دستگیر شدن، او را دفن می کنند و به مرگ محکوم می کنند
  • غرور کرئون خدایان را خشمگین می کند و نارضایتی آنها را از طریق تیرسیاس نشان می دهد.
  • تیرسیاس از کرئون دیدن می کند و او را از خشم خدایان آگاه می کند. هشدار دادن به او در مورد خطری که خانواده اش با آن مواجه است
  • کرئون با عجله برای آزاد کردن آنتیگونه می رود اما پس از رسیدن متوجه می شود که خیلی دیر شده است. هم آنتیگونه و هم پسرش هامئون خود را کشتند
  • اوریدیس، همسر کرئون، از مرگ پسرش باخبر شد و نتوانست غم و اندوه را تحمل کند، بنابراین خنجر را به قلبش می زند و فال تیرسیاس را کامل می کند
  • کرئون بقیه عمر خود را در بدبختی از فاجعه ای که بر او و خانواده اش افتاد زندگی می کند
  • نبرد کرکس نمادی از نابرابری است که کرئون با قرار دادن خود در موقعیتی برابر با خدایان ایجاد کرده است
  • خدایان از پذیرفتن هر گونه پیشکش و دعای کرئون و مردم تبس خودداری می کنند و بنابراین تبس به عنوان زمین یا زمین پوسیده در نظر گرفته می شود. آلودگی - هم به معنای واقعی کلمه و هم به صورت مجازی

و به این نتیجه رسیدید! بحث کامل در مورد اینکه چرا کرئون از دفن پولینیس، کرئون به عنوان پادشاه، سرزمین پوسیده تبس و ماهیت نمادین پرندگان در رویاهای تیرسیاس امتناع کرد.

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها