دختر هادس: هر آنچه باید درباره داستان او بدانید

John Campbell 08-04-2024
John Campbell

دختر هادس خواهد بود ملینو، شناخته شده ترین دختر، اما برای بسیاری ناشناخته، هادس سه فرزند دارد. دو نفر از آنها را با همسرش شریک است، در حالی که مادر دیگری در ادبیات ذکر نشده است.

اگرچه معمولاً در مقایسه با دیگر خدایان معروف المپیایی در اساطیر یونان ذکر نشده است، برخی از خدایان و الهه ها فرزندان هادس هستند. به خواندن ادامه دهید تا بدانید آنها چه کسانی هستند.

دختر هادس کیست؟

ملینو دختر هادس بود. ملینوئه کسی بود که برای خدایان در سرزمین مردگان نوشیدنی به عنوان هدیه می ریخت. علاوه بر این، ماکاریا دختر او نیز بود، اما او به اندازه ملینو معروف نبود، او دختری مهربان بود که مادرش ناشناخته است.

منشأ ملینو

معتقد است که ملینوئه فرزند هادس و همسرش، ملکه عالم اموات. او در نزدیکی دهانه رودخانه Cocytus of the underworld متولد شد. با این حال، نظریه ای وجود دارد مبنی بر اینکه ملینوئه توسط زئوس به عنوان هادس به دنیا آمد و زئوس گاهاً روابط همسانی داشت.

ادعا می شود که وقتی زئوس ملکه جهان زیرین را باردار کرد، شکل هادس را به خود گرفت. با این وجود، ملینو همیشه به عنوان دختر پادشاه و ملکه عالم اموات در نظر گرفته می شد. بنابراین، او ارتباط نزدیکی با مردگان داشت.

ملینوئه به عنوان الهه رحمت

ملینو به عنوان الهه کفالت شناخته شده است، که همانعمل توسل به ارواح مردگان از طریق آب خوانی (ریختن نوشیدنی برای تقدیم به خدایان) و بازدید از قبرستان و غیره. یونانیان معتقد بودند که با انجام این کار و احترام به مردگان خود، از شر ارواح شیطانی در امان خواهند بود.

الهه ملینوئه همه این هدایا را جمع آوری کرده و آنها را به عالم اموات می رساند. همانطور که ملینو همچنین به عنوان الهه عدالت برای مردگان در نظر گرفته می شود، زمانی که کفاره کامل نشد، او ارواح مردگان را برای عدالت خواهی بیرون آورد. الهه مرگ و عدالت بودن او را می توان در نحوه به تصویر کشیدن او دید.

ملینو به عنوان الهه ارواح

ملینو همچنین الهه کسانی بود که نمی توانستند آرام بگیرند. از آنجایی که دنیای زیرین اجازه عبور به کسانی را نمی دهد که تشریفات تدفین مناسبی به آنها داده نشده است، این ارواح بخشی از گروه ملینو شدند تا برای همیشه سرگردان شوند. به بیان ساده، او الهه ارواح است.

ظاهر فیزیکی ملینو

تنها یک منبع باقی مانده است که در آن ظاهر ملینو توضیح داده شده است، و این سرود اورفیک است. بر اساس آن، الهه ارواح، مقنعه ای زعفرانی رنگ بر سر دارد و به نظر می رسد دو شکل دارد: یکی روشن و دیگری تیره. این به عنوان نمادی از طبیعت دوگانه او به عنوان الهه مرگ و عدالت تفسیر می شود. سمت راست او رنگ پریده و گچی است که انگار تمام خونش را از دست داده است و سمت چپش سیاه و سفت شده است.یک مومیایی چشمان او خالی از تهی سیاه است.

بقیه او را بسیار ترسناک به تصویر می کشند زیرا معتقدند شکلش را تغییر می دهد و می پیچد. در واقع منظره او به تنهایی آنقدر وحشتناک است که برای دیوانه کردن انسان کافی است. خواه به صورت تصادفی و چه به قصد آن شخص که نتوانسته جبران کند، هرکسی که او و گروه ارواحش را می دید، از دیدن آنها دیوانه می شد. یا اورفیسم، یک دین پنهان یونانی است که از نام اورفئوس، شاعر و موسیقی‌دانی که به خاطر مهارتش در نواختن لیر یا کیتارا معروف است، نامگذاری شده است. در داستان اورفیوس و اوریدیک ، او برای بازپس گیری عروس خود به عالم اموات رفت. معتقدان اورفیسم زمانی که او قلمرو مردگان را ترک کرد و بازگشت تا آنچه را که درباره مرگ کشف کرده بود توضیح دهد، او را بنیانگذار خود می‌دانستند. آنها آنها را به گونه ای دیگر تعبیر کردند. خدای برتر آنها ملکه جهان زیرین، پرسفونه بود، و بسیاری از المپیکی های معروف به سرودها و کتیبه های آنها کمترین توجه داشتند. آنها هادس را جلوه دیگری از زئوس می دانستند. از این رو، همه فرزندان هادس و ملکه او با زئوس مرتبط ماندند.

رازهای اورفیک سرود ملینوئه و چندین کتیبه که نام او را بر خود دارند، تولید کردند. آنها حتی او را به عنوانایجاد کننده وحشت و جنون.

رابطه بین ملینوئه و هکاته

معابد سنتی یونانی و اسرار ارفیک هر دو هکاته، الهه جادوگری را می شناسند. بر خلاف بسیاری از موارد یونانی‌ها که او را شخصیتی ترسناک می‌دانند، فرقه او را ستایش می‌کرد و او را به‌عنوان الهه‌ای که اسرار و قدرت‌های دنیای زیرین را درک می‌کند بسیار می‌دانستند.

همچنین ببینید: ادیپ در کولونوس - سوفوکل - یونان باستان - ادبیات کلاسیک

طبق برخی داستان‌ها، هکاته گروهی از دنیای زیرین را رهبری می‌کند. پوره هایی به نام لمپادها. شبیه این است که ملینو به عنوان رهبر گروهی از ارواح ناآرام به تصویر کشیده شد. شباهت دیگر آنها توصیفات آنهاست که هم به ماه استناد می کنند و هم حجاب زعفرانی را نشان می دهند.

اگرچه هکاته به عنوان دختر هادس در نظر گرفته نمی شد، گهگاه تصور می شد که او فرزند زئوس است. همچنین، اگر عقاید اسرار ارفیک در نظر گرفته می شد، نشان می داد که هکاته نیز دختر هادس است. بنابراین، بسیاری بر این باور بودند که ملینو و هکاته به نوعی همان شخص هستند.

دختر هادس ماکاریا

دختر دیگری بود که کمتر شناخته شده بود و آن دختر هادس ماکاریا بود. برخلاف ملینو، هیچ اشاره ای به اینکه مادرش کیست وجود نداشت. ماکاریا، تصویری کمتر از پدرش، در مقایسه با تاناتوس، مهربان‌تر به حساب می‌آید.

همچنین ببینید: نمونه ای از تشبیه حماسی چیست: تعریف و چهار مثال

تاناتوس شخصیت یونانی مرگ است که وظیفه داشت کسانی را که سرنوشتشان به پایان رسیده است، بیاورد و به دنیای زیرین بیاورد.ماکاریا به گذر این ارواح مرتبط است و اعتقاد بر این است که او تجسم مرگ مبارک است، به این معنی که مرگ باید به جای لعنت و بدبختی به عنوان یک رویداد مبارک تلقی شود.

سؤالات متداول

نمایندگی نام ملینو چیست؟

از آنجایی که یونانی ها رنگ زرد مایل به سبز میوه را با بیماری یا مرگ مرتبط می دانستند، نام ملینو از اصطلاحات یونانی تشکیل شد. melinos، "با رنگ به"، و خربزه، "میوه درخت". با این حال، این باور وجود دارد که نام ملینو از دیگر کلمات یونانی سرچشمه گرفته است. اینها عبارت بودند از "ملاس" (سیاه)، "میلیا" (آرامش) و "نوئه" (ذهن).

در نتیجه، نام ملینو به عنوان "تاریک فکر" یا "محبت اندیش" و اصطلاح "میلیا" به طور گسترده برای اشاره به قربانی هایی که به عنوان عملی برای مماشات با ارواح مردگان انجام می شد استفاده می شد.

Erinyes چه کسانی هستند؟

آنها همچنین به عنوان خشم، سه الهه انتقام و انتقام شناخته می شوند. وظیفه آنها این است که مردان را به خاطر تخلفاتشان در برابر نظم طبیعی مجازات کنند.

فرزندان هادس چه کسانی هستند؟

به غیر از دو دخترش، زاگرئوس نیز فرزند هادس بود. زاگرئوس خدایی است که از نزدیک با دیونیزوس، خدای شراب، زندگی پس از مرگ و شکار مرتبط است. او پسر سرکش هادس است، در حالی که منابع دیگر می گویند او پسر زئوس است. با این وجود، او در نظر گرفته می شودبه عنوان خواهر و برادر ملینو.

نتیجه‌گیری

فقط چند داستان وجود دارد که به هادس اشاره می‌کند، که شامل هدیه او از کلاه نامرئی به پرسئوس است که در کشتن گورگون مدوسای مو مار کمک کرد. اما او به عنوان فرمانروای دنیای زیرین در نظر گرفته می شود که اغلب به عنوان قلمرو مردگان شناخته می شود. با این حال، آثار مکتوبی وجود دارد که فرزندان هادس را به تصویر می کشد و اجازه دهید آنچه را که آموخته ایم خلاصه کنیم:

  • هادس دارای سه فرزند است، یعنی: ملینو، ماکاریا و زاگرئوس. اعتقاد بر این بود که ملینو و زاگرئوس هر دو فرزندان هادس و همسر هادس هستند. با این حال، برای ماکاریا، هیچ اشاره ای به اینکه مادرش کیست وجود ندارد.
  • ملینو به عنوان الهه رحمت و عدالت برای مردگان معرفی شده است. او هدایا را به ارواح در عالم اموات می‌رساند، و وقتی کفاره ناتمام می‌ماند، به ارواح اجازه می‌دهد تا انتقام خود را از افراد زنده مقصر بگیرند.
  • Macaria به عنوان الهه مرگ مبارک شناخته می‌شود. برخلاف تاناتوس که مظهر مرگ است، ماکاریا مهربانتر است.
  • اسرار ارفیک یک دین مخفی است که به خدایان و الهه های یونانی دیدگاه متفاوتی دارد. آنها به خدایان و الهه های مربوط به مردگان بسیار احترام می گذاشتند و توجه چندانی به المپیکی های مشهور نمی کردند. در واقع، آنها هادس را تجلی دیگر زئوس می دانستند.
  • هکاته الهه جادوگری و طلسم های جادویی است. او داردشباهت های زیادی با ملینو از نظر توصیف و نسب دارد. از این رو، برخی معتقدند که آنها یک شخص هستند.

با وجود اینکه دنیای زیرین مکان خوشایندی نیست، شخصیت های متعددی در اساطیر یونان جرأت کردند به سرزمین مردگان سفر کنند. هرکدام دلیل و انگیزه خاص خود را دارند، برخی از آنها تسئوس، پیریتوس و هراکلس هستند. برخی موفق شدند و توانستند برگردند، در حالی که برخی دیگر آنقدر خوش شانس نبودند که از سرزمین مردگان فرار کنند.

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها