Wilusa شهر اسرارآمیز تروی

John Campbell 17-08-2023
John Campbell

شهر ایلیوم ، همچنین به عنوان Wilusa شناخته می شود، بخشی از پادشاهی مشهور تروی است و یک نقطه کلیدی در رمز و راز باستان شناسی و تاریخی است. در سال 347 پس از میلاد، مردی به نام جروم به دنیا آمد. او با مترجم کتاب مقدس به لاتین بود ، نسخه ای که به عنوان Vulgate شناخته می شود، مقدس شد. او به طور گسترده نوشت، و در میان نوشته هایش، تاریخ یونان باستان را شامل شد.

fa.wikipedia.org

در سال 380 پس از میلاد، او تلاش کرد تواریخ جهانی بنویسد. تاریخ بشریت Chronicon (Chronicle) یا Temporum liber (کتاب زمان)، اولین تلاش او را نشان داد. در کرونیکل است که اولین ارجاعات مستقل به ویلوسا را ​​می یابیم . جروم در زمانی که در قسطنطنیه زندگی می کرد، کرونیکل را نوشت.

ایلیاد هومر در جایی در منطقه اسرارآمیز در سال 780 قبل از میلاد، هزاران سال قبل از تواریخ نوشته شد. با این حال، اشاره‌های مستقل دیگری از Wilusa، شهر ایلیوم، و شهر تروی وجود دارد که به این ایده اعتبار می‌دهد که تروی یک مکان واقعی بوده است، حتی اگر وجود خدایان، الهه‌ها و قهرمانان علم تاریخ زیر سوال باشد. . مانند بسیاری از اسطوره ها، ایلیاد ترکیبی از تاریخ واقعی و تخیل است . محققان، حتی در دوران مدرن، به دنبال کشف این هستند که تخیل از کجا خاتمه می‌یابد، و مرزهای شهر تروا از کجا شروع می‌شود.

هیتی‌ها ویلوسا را ​​در نوشته‌های بسیار مدرن‌تر به‌عنوان بخشی از شهر تروا معرفی کردند.دهه 2000 بینش کلی تری در مورد مکان و وجود تروی ارائه کرده است، اما اطلاعات کمی در مورد فرهنگ، زبان و مردم آن ارائه کرده است. تپه معروف به هیسارلیک از ارتفاع حدود 105 فوتی شروع شده است . حاوی لایه های قابل تشخیصی از زباله بود. همانطور که حفاری شد، لایه ها نه دوره را نشان دادند که در آن شهر ساخته شد، ویران شد و دوباره ساخته شد. جنگ تروا تنها یکی از درگیری‌هایی بود که شهر متحمل شد.

ما می‌دانیم که شهر دارای یک دژ مستحکم بود، همانطور که در ایلیاد توضیح داده شده است. در منطقه اطراف سنگر کشاورزان و دهقانان دیگر زندگی می کردند. هنگامی که شهر مورد حمله قرار می گرفت، آنها در داخل دیوارها عقب نشینی می کردند تا پناه بگیرند. اگرچه در عظمتش اغراق آمیز است، اما توصیف هومر از شهر به نظر می رسد با یافته های باستان شناسان مطابقت دارد. دیوارهای سنگی بزرگ و شیب دار از آکروپلیس محافظت می کرد که بر روی آن اقامتگاه پادشاه و سایر اقامتگاه های خانواده سلطنتی قرار داشت. همانطور که در ایلیاد گزارش شده است، پریام می توانست از این ارتفاع، میدان نبرد را ببیند.

به هر یک از دوره های زمانی مربوط به لایه ها یک نام داده شد- Troy I, Troy II و غیره. هر بار که شهر ویران می شد و بازسازی می شد، لایه جدیدی تشکیل می شد. جنگ تا تروی هفتم رخ نداد که بین سالهای 1260 و 1240 قبل از میلاد باز می گردد. این لایه حاوی ساختارهایی بود که بیشتر با حماسه هومر مطابقت دارد و شواهد قوی از محاصره و تهاجم. راشکل گیری ساختارهای درون و بقایای انسانی یافت شده در آن نشان می دهد که ساکنان قبل از تهاجم و ویرانی نهایی شهر برای مدتی برای محاصره آماده شده اند و در برابر آن مقاومت کرده اند.

اسطوره‌شناسی یکی از بهترین سرنخ‌هایی است که ما از گذشته داریم . اگرچه ادبیات اغلب داستانی تلقی می شود، اما همه ادبیات صرفاً محصول تخیل نیستند. مانند ایلیاد هومر، اسطوره شناسی اغلب مبتنی بر داستان های رویدادهای واقعی است و اغلب دریچه ای به گذشته ای ارائه می دهد که تنها با روش های دیگر می توان آن را حدس زد. باستان شناسی به کشف و درک آوارها، سفال ها، ابزارها، و و سرنخ‌های دیگری از مردمی که در یک منطقه زندگی می‌کردند و فعالیت‌های آنها.

اساطیر و تاریخ‌ها که از طریق سنت‌های مکتوب و شفاهی منتقل شده‌اند، زمینه و سرنخ‌های بیشتری را ارائه می‌دهند. با در نظر گرفتن شواهد ارائه شده توسط باستان شناسی و مقایسه آن با آنچه در اسطوره ها به تصویر کشیده شده است، می توانیم تاریخ دقیقی را جمع آوری کنیم. در حالی که اسطوره‌شناسی همیشه تاریخ دقیقی نیست ، اغلب نقشه‌ای است که می‌تواند ما را در جستجوی تاریخ جهان‌های باستان راهنمایی کند. هومر یک داستان هیجان انگیز از ماجراجویی و جنگ و نقشه ای حاوی سرنخ هایی از جهانی ساخت که دور از دسترس مورخان مدرن است.

حماسه نه تنها از مرزهای فرهنگی و ادبی عبور می کند . این به ما یک مسیر و پلی به دنیای باستانی می دهد که در غیر این صورت فقط می توانیم تصور کنیم.

این افسانه به عنوان سایت جنگ تروجان و نقطه کانونی رویدادهای ایلیاد است. هیتی ها از مردم آناتولی باستان بودند که پادشاهی آنها از حدود 1600 تا 1180 قبل از میلاد وجود داشت. پادشاهی در محلی وجود داشت که اکنون به نام ترکیه شناخته می شود. آنها جامعه نسبتاً پیشرفته ای بودند که کالاهای آهنی تولید می کردند و یک سیستم حکومتی سازمان یافته ایجاد می کردند.

این تمدن در عصر برنز رشد کرد و به پیشگامان عصر آهن تبدیل شد. حدود سال 1180 قبل از میلاد، گروهی از مردم جدید به این منطقه نقل مکان کردند. بسیار شبیه اودیسه، اینها جنگجویان دریایی بودند که وارد شدند و از طریق تهاجمات شروع به انشعاب تمدن کردند. هیتیت ها پراکنده شدند و به چندین ایالت-شهر نئو هیتی تقسیم شدند . اطلاعات کمی در مورد فرهنگ و زندگی روزمره هیتی ها وجود دارد، زیرا بیشتر نوشته های حفظ شده از آن دوران بر پادشاهان و پادشاهی ها و بهره برداری های آنها متمرکز است. مقدار بسیار کمی از فرهنگ هیتی ها باقی مانده است، زیرا این منطقه توسط گروه های مردمی دیگری تسخیر شده بود که به آنجا نقل مکان کردند و چشم انداز تاریخ را تغییر دادند.

در حالی که Wilusa، شهر ایلیوم، در بیان داستان هایی مانند داستان های هومر برجسته است. ایلیاد و بعداً اودیسه، حتی امروز مشخص نیست که آیا خود شهر به شکلی که در ایلیاد ارائه شده وجود داشته است ، یا اینکه جنگی که گفته می شود اتفاق افتاده است، همانطور که نوشته شده است رخ داده است. اسب تروا چوبی در حالی که یک نقطه ادبی عالی را ارائه می دهد، ممکن است هرگز نداشته باشددر واقع در خیابان های تروی ایستاده بود. ما نمی دانیم که آیا صدها سرباز مخفی شده در داخل برای فتح تروا بیرون آمده اند یا خیر، و نه اینکه هلن زیبای مشهور یک شخص واقعی در تاریخ جهان است یا افسانه ای است که نویسنده آن را تصور کرده است.

Kingdom Of Troy

البته، تروی پادشاهی شهری باستانی است که گفته می شود وقایع مربوط به ایلیاد در آن رخ داده است . اما تروی چیست؟ آیا چنین مکانی وجود داشت؟ و اگر چنین است، چگونه بود؟ در منطقه ای که اکنون به نام ترکیه شناخته می شود، شهر باستانی تروی در واقع وجود داشت . اینکه چه شکلی، اندازه و مکان دقیق چیست، محل بحث است.

چه حقایق غیرقابل انکار از جمله این است که واقعاً یک شهر مسکونی در منطقه ای که مورخان معتقدند تروی بوده وجود داشته است ؟ این شهر در سال های 950 قبل از میلاد تا 750 قبل از میلاد، از 450 بعد از میلاد تا 1200 بعد از میلاد و دوباره در سال 1300 بعد از میلاد رها شد. در روزگار کنونی، تپه هیسارلیک و منطقه نزدیک آن، از جمله مسطح به پایین رود اسکامندر تا تنگه، چیزی را تشکیل می‌دهند که ما به نام شهر تروا زمانی می‌شناسیم.

نزدیک بودن محوطه باستانی تروی به دریای اژه و دریای مرمره و دریای سیاه آن را به منطقه ای مهم برای تجارت و فعالیت های نظامی تبدیل می کرد. گروه‌های مردمی از سراسر منطقه برای تجارت از طریق تروا حرکت می‌کردند و در طول لشکرکشی‌های نظامی.

یک واقعیت دیگر که مشخص است این است که شهر در پایان این شهر ویران شدعصر برنز . به طور کلی اعتقاد بر این است که این تخریب نشان دهنده جنگ تروا است. در عصر تاریک بعدی، شهر متروکه شد. با گذشت زمان، جمعیت یونانی زبان به این منطقه نقل مکان کردند و این منطقه بخشی از امپراتوری ایران شد. شهر آناتولی بر ویرانه‌هایی که زمانی تروا در آن قرار داشت پیشی گرفت.

اسکندر کبیر، فاتح بعدی، از تحسین‌کنندگان آشیل، یکی از قهرمانان جنگ تروا بود. پس از فتوحات رومیان، شهر یونانی زبان هلنیستی نام جدیدی دریافت کرد. شهر ایلیوم شد. در زمان قسطنطنیه، رونق گرفت و تحت رهبری اسقف قرار گرفت، زیرا نفوذ کلیسای کاتولیک در این منطقه بیشتر شد.

همچنین ببینید: ترجمه کاتولوس 76

تا سال 1822 بود که اولین محقق مدرن مکان تروی را مشخص کرد . روزنامه نگار اسکاتلندی، چارلز مکلارن ، هیسارلیک را به عنوان مکان احتمالی شناسایی کرد. در اواسط قرن نوزدهم، خانواده‌ای ثروتمند از مهاجران انگلیسی، مزرعه‌ای را در چند مایل دورتر خریداری کردند. با گذشت زمان، آنها یک باستان شناس ثروتمند آلمانی به نام هاینریش شلیمان را متقاعد کردند که این مکان را تصاحب کند. از آن زمان تاکنون این سایت طی سال‌ها حفاری شده است و در سال 1998 به میراث جهانی یونسکو اضافه شد.

ساکنان ایلیوم باستانی

اگرچه شواهد باستان‌شناسی گسترده‌ای وجود دارد که تروی ساکنان وجود داشتند ، سرنخ هایی از فرهنگ و زبان آنها کمتر به دست می آید. برخی از معابر درایلیاد نشان می دهد که ارتش تروا نماینده گروه متنوعی بود که به زبان های مختلف صحبت می کردند. تا اواسط قرن 20 بود که الواح با خطی معروف به خط B ترجمه شدند . خط یک گویش اولیه یونانی است. این زبان زودتر از یونانی که ایلیاد به آن نوشته شده بود استفاده می شد. هیچ کدام در تروا یافت نشد، بنابراین بسیاری از آنچه ما از سبک زندگی و فرهنگ آنها می دانیم حدس و گمان است.

مشخص است که این الواح مربوط به دوران پس از جنگ تروا هستند. کاخهایی که در آن یافت شدند سوزانده شدند . لوح‌ها از آتش‌ها جان سالم به در بردند، زیرا از گل ساخته شده بودند، اما مورخان می‌توانند سن تقریبی آنها را با توجه به شرایط لوح‌ها فرض کنند. آنها در دوران پس از جنگ تروا و قبل از سوزاندن کاخ ها، در زمانی که به عنوان زمان مردم دریا شناخته می شود، ایجاد شده اند. یونانیان به تروا حمله کرده و آن ها را فتح کرده بودند و الواح گزارشی از آنچه در دوران قدرت بودند می باشد .

الواح که تاکنون یافت شده است حاوی اطلاعاتی است. در دارایی های دولت های میسنی . موجودی کالاهایی مانند مواد غذایی، سرامیک، سلاح و زمین و فهرستی از دارایی های نیروی کار گنجانده شده است. این هم شامل کارگران متوسط ​​و هم بردگان می شود. تمدن های یونان باستان و مناطق اطراف آن بر اساس اصول برده داری ساخته شده اند. رالوح ها تغییرات بندگی در فرهنگ را به تفصیل شرح می دهند.

همچنین ببینید: The Cicones in The Odyssey: Homer’s Example of Karmic Retribution

خادمان به سه دسته تقسیم شدند- بردگان معمولی که ممکن است بومی منطقه بوده باشند یا نباشند، که به دلیل شرایط مجبور به بردگی شدند. یا ساختار اجتماعی خادمان معبد که از وضع مالی نسبتاً خوبی برخوردار بودند، زیرا "برتر" آنها خدای مورد نظر بود. بنابراین، ممکن است احترام و غرامت بیشتری نسبت به برده متوسط ​​دریافت کرده باشند. سرانجام اسرا- اسیران جنگی بودند که مجبور به انجام کارهای پست شدند.

commons.wikimedia.com

سوابق شامل تقسیم‌بندی بین برده‌های مرد و زن است. در حالی که برده‌های مرد تمایل بیشتری به انجام کارهای یدی مانند برنزسازی و خانه‌سازی و کشتی‌سازی داشتند، اکثر برده‌های زن کارگران نساجی بودند.

همه اینها چه ربطی به تروی دارد ؟

سرنخ‌هایی که کسانی که بعد از تروی به جا مانده‌اند، می‌توانند تا حدودی در مورد فرهنگی که آنها بر آن غلبه کرده‌اند به ما بگوید. بسیاری از فرهنگ و تاریخ تروا در زندگی روزمره مردم دریا جذب شده و در سوابق آنها باقی می ماند.

بردگانی که در تروی باستان نگهداری می‌شدند برخی از قوی‌ترین پیوندها را از لوح‌ها به شهر ارائه می‌دهند. نام‌های یونانی غیربومی در میان بردگان ذکر شده در الواح ظاهر شد، که نشان می‌دهد نوادگان بردگان تروی پس از جنگ نیز ادامه داشتند . بردگان جمعیتی هستند که زندگی برای آنها زیبا می ماندتقریباً به همین ترتیب، مهم نیست که کدام گروه افراد مسئول است. قوام زندگی آنها چندان مختل نمی شود. چه استادان یونانی باشند و چه برخی از مردم باستان دیگر به کار آنها نیاز است .

خود تروجان ها نیز ممکن است به دنبال جنگ به عنوان بردگان اسیر یونانیان ادامه داده باشند . این به تعداد نام‌های یونانی غیربومی که در الواح ظاهر می‌شوند کمک می‌کند. چندین نظریه دیگر در مورد اینکه چه کسی ممکن است تروی باستان را اشغال کرده باشد مطرح شد اما به سرعت رد شدند. تشخیص اینکه چه زبانی ممکن است مورد استفاده قرار گرفته باشد و فرهنگ چگونه بوده است، بدون شواهد مستقیم تری از مردمی که این منطقه را اشغال کرده اند، دشوار است.

شهر باستانی تروی

تا قبل از آن نبود. 1995 که سرنخ جدیدی از فرهنگ شهر باستانی تروی آشکار شد. مهر و موم دو محدب لووی در تروی قرار داشت. یک مورخ از دانشگاه توبینگن استدلال کرد که پادشاه تروی در طول جنگ تروا، پریام، می‌توانست از کلمه Priimuua مشتق شده باشد که به "بسیار شجاع" ترجمه شده است. لغت لوویی است و سرنخ دیگری ارائه می دهد که زبان تروی باستان احتمالاً لوویی بوده است.

دوره‌ای در تاریخ وجود دارد که به عنوان قرون تاریک یونان شناخته می‌شود، از زوال تمدن میسنی تا اولین ظهور الفبای یونانی در قرن هشتم. این شکاف در رکورد تاریخی به سردرگمی و حدس و گمان می افزایدتمام تلاش برای گردآوری تاریخ تروی .

پس از جنگ تروا، شهر احتمالاً برای مدت طولانی متروک نمانده بود. پریام و همسرش و اکثر ساکنان شهر احتمالاً برده یا سلاخی شده اند . پس از مدتی پنهان شدن، شاید در میان داردانیان یا بیشتر در داخل کشور در میان هیتی ها، تروجان هایی که از شکست جان سالم به در برده بودند، شروع به فیلتر کردن مجدد می کردند. شواهدی از تخریب شدید و بازسازی بعدی در خرابه هایی وجود دارد که گفته می شود تروی باستانی است. این بازسازی می توانست نوعی احیای فرهنگ تروا و تروا را نشان دهد ، اگرچه بسیار رقیق شده بود، و با گذشت زمان حتی این تلاش شجاعانه منجر به تهاجمات و جنگ های بیشتر شد.

سفال معروف به عنوان "ظروف دستگیره" در زمانی که تصور می‌شد احیاء در حال وقوع بود، ظاهر شد. این سفال سرامیکی ساده بود، نشان دهنده یک گروه مردمی فروتن ، نه ساکنان مغرور تروی اصلی. آنها قادر به ایستادگی در برابر مردم مهاجمی که به دنبال آن بودند، نبودند. تروی در اثر جنگ تروجان بسیار ضعیف شد و نتوانست ادامه یابد. آن شکست باعث شد مردم آن بسیار اندک و شکست خورده تر از آن باقی بماند. با گذشت زمان، فرهنگ باقی مانده از تروا جذب مردمی شد که بعد از آن آمدند.

تروی هومری

تروای تصور شده توسط هومر در ایلیاد تخیلی بود، و بنابراین ممکن است به شدت نبوده باشد. بازتاب دقیق فرهنگ کشورزمان. مطمئناً شکل اسطوره‌شناسی به ثبت دقیق تاریخی نمی‌رسد. اما اسطوره ها تا حدی قدرتمند هستند زیرا حاوی عنصر قوی حقیقت هستند . افسانه های اساطیری حاوی نمایش هایی از رفتارهای انسانی و پیامدهای اعمال است. آنها اغلب شامل سرنخ های مهمی از تاریخ هستند. اگرچه ممکن است یک اسطوره جنبه های خاصی از تاریخ را اغراق آمیز و حتی جعل کند ، آنها اغلب بر پایه های واقعیت بنا شده اند و بینش مهمی از فرهنگ آن روز ارائه می دهند.

هومریک تروی به عنوان شهری بسیار شبیه به شهرهایی است که از سوابق تاریخی می شناسیم. پادشاهی که توسط یک پادشاه و همسرش اداره می شود و دارای سلسله مراتب سلطنتی است . مردم عادی تاجر، بازرگان، دهقان و برده بودند. بسیاری از چیزهایی که ما از مردمانی که پس از آمدن آنها به این کشور آمدند تکمیل کننده دانش ما از تروا در دوره تحت پوشش ایلیاد هومر است.

ما به یقین می دانیم که تروی باستان یک نقطه استراتژیک در داردانلاها بوده است ، تنگه ای باریک بین دریای اژه و دریای سیاه. جغرافیای تروی آن را به یک مرکز تجاری جذاب و همچنین یک هدف قوی تبدیل کرده است. ممکن است حمله یونان به تروا کمتر به عشق به یک زن مربوط باشد تا موقعیت جغرافیایی و استراتژیک شهر و تأثیر آن بر تجارت روز.

کاوش های محوطه ای معروف به هیسارلیک از اواخر دهه 1800 تا اوایل

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها