هکوبا - اوریپید

John Campbell 12-10-2023
John Campbell

(تراژدی، یونانی، حدود 424 ق.م، 1295 سطر)

مقدمهچگونه او توسط شاه پریام برای محافظت از دوستش، پادشاه تراکیا، پولیمستور، فرستاده شده بود، زیرا جنگ برای تروجان ها بد پیش می رفت و مقداری طلا و جواهرات با خود حمل می کرد تا مخارج نگهداری خود را در آنجا بپردازد، اما چقدر پولیمستور بدبینانه بود. او را برای گنج پس از سقوط تروا به قتل رساند و جسد پسر را به دریا انداخت.

سایه پولیدوروس همچنین توضیح می دهد که چگونه یونانیان پیروز و اسیران تروا آنها لنگر را در آن وزن کرده بودند. در همان مکان در راه بازگشت به خانه، و اکنون به فرمان روح جنگجوی یونانی آشیل در آنجا باقی مانده است، و چگونه، برای آرام کردن روح آشیل و اجازه دادن به یونانیان برای ادامه خانه، خواهر خود پولیدور، پولیکسنا باید قربانی شو جنگ تروجان، و اکنون عذاب اضافه شده برای قربانی کردن دختر خود، پلیکسنا. گروه کر زنان اسیر تروا همدردی خود را برای مصیبت هکوبا ابراز می‌کنند.

پلی‌کسنا در صحنه‌ای تکان‌دهنده و رقت‌انگیز از سوگواری به مادرش می‌پیوندد، تا اینکه اودیسه برای قربانی کردن پولیکسنا می‌آید. اودیسه خوش بیان و متقاعد کننده سعی می کند هکوبا را متقاعد کند که از دست دادن دخترش را زیاد به دل نگیرد. هکوبا به نوبه خود تلاش می کند ادیسه را شرمنده کنددخترش را آزاد می کند، اما او بی حرکت است. خود پولیکسنا به سرنوشت خود تسلیم شده و اعلام می‌کند که مرگ را به بردگی ترجیح می‌دهد.

طالتیبیوس منادی مرگ پولیکسنا را توصیف می‌کند و هکوبای غمگین دستور می‌دهد که جسد او را لمس نکنند، و آب می‌خواند. پاکسازی آیینی با این حال، خدمتکاری که آب را می آورد، جسد پولیدوروس پسر هکوبا را نیز که اکنون در ساحل غرق شده است، کشف می کند. هکوبا فوراً مشکوک می شود که پولیمستور پسرش را برای گنج کشته است و که اکنون به خاطر رنج هایش به مرز جنون کشیده شده است، شروع به طراحی انتقام خود می کند.

او از رهبر یونانی آگاممنون کمک می خواهد. و او به او اجازه می دهد تا پولیمستور را نزد خود احضار کند. هکوبا به پولیمستور پیامی می فرستد و وانمود می کند که می خواهد در مورد گنجی که در تروی دفن کرده است به او بگوید و او به موقع به همراه دو پسرش می رسد. آنها به چادر هکوبا هدایت می شوند، جایی که توسط زنان تروا پنهان شده در درون آنها غلبه می کنند. فریادهایی از داخل چادر شنیده می شود، هکوبا پیروز بیرون می آید. پلی‌مستور کور و در عذاب از چادر بیرون می‌خزد و تا حد یک حیوان کاهش می‌یابد. او هکوبا و زن تروا را نفرین می کند و تهدید به قصاص وحشیانه و خونین می کند.

آگاممنون برای قضاوت پولیمستور و هکوبا احضار می شود. پلی استوربهانه های زیادی برای قتل پولیدوروس می کند، اما هکوبا آگاممنون را متقاعد می کند که پسرش را صرفاً به خاطر طلا کشته است. پولیمستور پیشگویی را فاش می کند مبنی بر اینکه هکوبا در سفر به یونان خواهد مرد و دخترش کاساندرا به دست همسر آگاممنون، کلیتمنسترا، خواهد مرد. در پایان نمایشنامه، پلی‌مستر توسط آگاممنون تبعید می‌شود تا سال‌های باقی مانده خود را در جزیره‌ای بیابانی به تنهایی سپری کند. 3> بازگشت به بالای صفحه

همچنین ببینید: افسانه بیا الهه یونانی نیرو، قدرت و انرژی خام

هکوبا " یکی از معدود تراژدی هایی است که حس ویرانی و ویرانی مطلق را در مخاطب برمی انگیزد ، و تقریباً در حال و هوای رنج و اندوه فروکش نمی شود، و هیچ نشانه ای از پوشش نقره ای وجود ندارد. تعداد کمی از تراژدی‌های باستانی به چنین ناامیدی بی‌نظیری برای همه شخصیت‌های اصلی مربوط به اوج می‌رسد، و حتی کمتر نشان می‌دهد که سرنوشت وحشتناک آن‌ها بسیار سزاوار بوده است.

با این حال، بازی از نظر لطف و خلوص نیز قابل توجه است. از سبک آن ، و در صحنه های چشمگیر و قطعات زیبای شعری فراوان است (نمونه ای خاص توصیف تصرف تروا) است. یکی از تراژیک ترین چهره های ادبیات کلاسیک. شوهرش، شاه پریام، پس از سقوط تروا به دست پسر آشیل، نئوپتولموس، درگذشت. پسرشهکتور، قهرمان تروا، در نبرد توسط قهرمان یونانی آشیل و پسر دیگر ترویلوس کشته شد. پسرش، پاریس، عامل اصلی جنگ، توسط فیلوکتتس کشته شد. پسر دیگری به نام دیفوبوس در جریان غارت تروا کشته شد و بدنش مثله شد. پسر دیگر، هلنوس پیشگو، توسط نئوپتولموس به عنوان برده گرفته شد. کوچکترین پسر او، پولیدوروس، به خاطر مقداری طلا و گنج توسط پادشاه تراکیا، پولیمستور، به طرز مفتضحانه ای کشته شد. دخترش پولیکسنا بر روی مقبره آشیل قربانی شد. دختر دیگری به نام کاساندرا پیشگو پس از جنگ به عنوان صیغه و فاحشه به آگاممنون پادشاه یونان داده شد (بعداً با او کشته شد همانطور که در Aeschylus ' "Agamemnon" )؛ و خود او به عنوان برده به اودیسه منفور سپرده شد (همانطور که در Euripides ' "The Trojan Women" ).

با توجه به همه اینها، هکوبا را می توان کمی از تلخی بخشید. هکوبا که قبلاً از مرگ‌های متعدد شوهر و پسرانش در طول جنگ تروا رنج می‌برد، با دو شکست طاقت‌فرسا دیگر مواجه می‌شود، که کافی است تا در نهایت او را به نقش یک متجاوز کینه‌جو تبدیل کند و نمایشنامه تا حد زیادی بر روی فرآیند روانی که در آن قربانی به یک انتقام‌جو تبدیل می‌شود.

این اساساً به دو بخش تقسیم می‌شود: بخش اول، که بر مرگ فداکارانه هکوبا متمرکز است.دختر پولیکسنا به دست یونانیان پیروز، هکوبا به عنوان قربانی درمانده دسیسه های یونانی به تصویر کشیده می شود. در قسمت دوم، که در آن به قتل پسرش پولیدوروس به دست پادشاه تراکیا پولیمستور پاسخ می دهد، به نیروی انتقام ناپذیر تبدیل شده است.

اگرچه خود هکوبا بهانه های بسیار بیشتری دارد. نسبت به شخصیت‌های مرد به خاطر رفتار وحشیانه‌اش، آسیب روانی او را به یک شرور مقصر تبدیل می‌کند که علاوه بر کور کردن پلی‌مستور، نه یک بلکه دو زندگی را برای زندگی پولیدوروس می‌گیرد. درست همانطور که پلی‌مستور نابینا به سطح یک حیوان کاهش می‌یابد، خود هکوبا وقتی احساساتش از کنترل خارج می‌شود، مانند یک جانور رفتار می‌کند.

در خطر توهین به مخاطبان آتنی‌اش، اوریپید یونانیان را در نمایشنامه، تقریباً به یک مرد، به طور معمولی وحشیانه و نفرت انگیز نشان می دهد. اودیسه (که زمانی زندگی او را هکوبا نجات داد) به شکلی شرم آور بی تفاوت و بی رحم به تصویر کشیده شده است. آگاممنون یک ترسو خود محور است که ظاهراً قادر به انجام عمل صالح نیست. و پولیمستور تراسیایی یکی از ناخوشایندترین شخصیت‌های تمام درام‌های باستانی است، یک فرصت‌طلب بدبین، دروغ‌گو و بخل.

حتی آن گاو مقدس، عدالت یونانی، در نمایشنامه به نوعی کتک می‌زند. مجمع محترم یونانی نشان داد که چیزی بیش از یک اوباش بی فکر است و دادگاهی که با عجله تشکیل شده استدر پایان نمایشنامه ارتباط کمی با اجرای عدالت نشان می دهد.

مضمون اصلی اوریپید در نمایشنامه، به غیر از بدبختی و ویرانی ناشی از جنگ، این است که ما به تنهایی (نه خدایان یا برخی انتزاعات) هستیم. به نام Fate) مسئول غم و اندوه خود هستیم و اینکه ما به تنهایی ابزاری برای بازخرید زندگی خود داریم. در «هکوبا» ، هیچ خدای غیرشخصی وجود ندارد که باعث جنون هکوبا شود. سیاست، مصلحت و طمع او را پایین آورده است>بازگشت به بالای صفحه

همچنین ببینید: طنز ششم – جوونال – روم باستان – ادبیات کلاسیک
  • ترجمه انگلیسی توسط E. P. Coleridge (Internet Classics Archive): //classics.mit.edu/Euripides /hecuba.html
  • نسخه یونانی با ترجمه کلمه به کلمه (Perseus Project): //www.perseus.tufts.edu/hopper/text.jsp?doc=Perseus:text:1999.01.0097<32

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها