هامارتیا در آنتیگون: نقص تراژیک شخصیت های اصلی نمایشنامه

John Campbell 12-10-2023
John Campbell

فهرست مطالب

هامارتیا در آنتیگون اشاره به نقص غم انگیز آنتیگون و دیگر شخصیت ها دارد که منجر به مرگ نهایی آنها در پایان تراژدی کلاسیک شد. در نمایشنامه سوفوکل، نقص تراژیک آنتیگونه وفاداری به خانواده، غرور و عدم تمایل او به اجازه دادن به قانون در مسیر خود بود که باعث سقوط آنتیگونه شد.

او شخصیتی غم انگیز بود که دستورات شاه را زیر پا گذاشت. و برای دفن برادرش جلو رفت. این مقاله سایر موارد هامارتیا در نمایشنامه را بررسی می کند و به برخی از سوالات رایج بر اساس آنتیگونه سوفوکل پاسخ می دهد.

Hamartia در آنتیگونه چیست

هامارتیا اصطلاحی است که ابداع شده است. توسط ارسطو که به یک نقص تراژیک در یک قهرمان تراژیک اشاره می کند که باعث سقوط آنها می شود . این جزء اصلی تراژدی یونانی است و با غرور و غرور بیش از حد مشخص می شود.

در داستان آنتیگونه، قهرمانان تراژیک هم آنتیگونه و هم کرئون بودند که اجازه غرور بیش از حد را می دادند. و وفاداری برای تیره کردن حس قضاوت آنها. در مورد کرئون، او آنقدر مصمم بود که بعد از درگیری ها نظم را به تبس بازگرداند، به طوری که با امتناع از تعدیل عدالت با رحمت، غرور نشان داد. بنابراین، شاه کرئون یک قهرمان تراژیک بود که در نهایت پسرش هامون را که عمیقاً عاشق آنتیگونه بود، از دست داد.

به گفته ارسطو، یک قهرمان تراژیک باید دارای پیشینه ای اصیل باشد یا وضعیت اجتماعی بالا ، باید بالا باشدارزش های اخلاقی و عیوب غم انگیزی که ناشی از اخلاق والای آنهاست و کرئون کاملاً با همه این معیارها مطابقت دارد. ارزش های اخلاقی والای او زمانی به نمایش گذاشته شد که دستور داد خواهرزاده خود را به دلیل نقض قانون بکشند. با این حال، نقص غم انگیز کرئون با مرگ پسرش هامون و همسرش، یوریدیس، منجر به سقوط او می شود، رویدادی که منجر به ناشناسی در آنتیگون می شود.

همچنین ببینید: پرندگان - آریستوفان

هامارتیای آنتیگونه که منجر به مرگ او می شود چه بود؟<6 غرور در آنتیگونه و وفاداری او به خانواده اش چیزی بود که منجر به مرگ غم انگیز او شد. آنتیگونه احساس می کرد که برادرش، پولینیس، بدون توجه به جنایتی که مرتکب شده بود، سزاوار دفن مناسبی است. کرئون برای هر کسی که قصد دفن پولینیس را داشت حکم مرگ را صادر کرده بود و نگهبانانی را برای مراقبت از بدن در حال پوسیدگی تعیین کرده بود، این برای منصرف کردن آنتیگونه کافی نبود. آنتیگونه ممکن است در مورد ترس دائمی از مرگ فکر کرده و در آن زندگی کرده باشد، اما وفاداری او به دفن مناسب برادرش بر ترس او غلبه کرد.

آنتیگون به خدایان وفادار بود زیرا جامعه یونان باستان مستلزم این بود که مردگان باید به طور مناسب دفن شوند تا روح آنها به زندگی پس از مرگ منتقل شود. امتناع از دفن مناسب فقط به این معنی بود که روح برای همیشه بدون استراحت سرگردان خواهد بود. تصمیم گیری در مورد دفن جسد یک جرم علیه خدایان و جسد بود و آنتیگونه نمی خواست گناهکار باشد. بنابراین، او به همان رسم عمل کردحتی در مواجهه با مرگ قریب الوقوع نیز خواستار شد.

وفاداری آنتیگون به خدایان و برادرش قویتر بود از عشق او به ایسمنه، خواهرش و هامون، معشوقش.

0>هیمون عمیقاً عاشق او بود و تمام تلاش خود را برای دفاع از ناموس و زنده نگه داشتن او انجام داد اما آنتیگونه برای جبران چنین عشق و وفاداری کم کاری انجام داد.

Ismene, on از طرف دیگر، می خواست با خواهرش بمیرد هر چند آنتیگونه به آنتیگونه توصیه کرد که از این کار جلوگیری کند. آنتیگونه وقتی نتوانست با خواهرش استدلال کند وفاداری خود را برگرداند، در عوض تصمیم گرفت به برادرش و خدایان احترام بگذارد که منجر به مرگ او شد.

هامارتیای هامون و مرگ غم انگیز او

در با تحلیل شخصیت هامون، می‌توان نتیجه گرفت که او همچنین با برچسب یک قهرمان تراژیک در آنتیگون که هامارتیا باعث نابودی او شد، می‌خورد. اولاً او از یک پیشینه نجیب بود و نقص شخصیتی داشت که تحسین برانگیز بود اما در نهایت به قیمت جانش تمام شد. همانطور که قبلاً ذکر شد، نقص شخصیت هامون وفاداری شدید او به آنتیگونه بدون در نظر گرفتن احساسات پدرش بود. در داستان ادیپ رکس، پدر آنتیگونه، ادیپ، نفرین شد و نفرین به دنبال فرزندانش رفت.

اما هامون که مورد نفرین نبود تصمیم گرفت که به سرنوشت آنتیگون دچار شود و با او بمیرد. . هنگامی که آنتیگونه را در مقبره گذاشتند تا زنده به گور شود، هامون به صورت مخفیانه وارد آرامگاه شداطلاع. آنتیگونه خود را در مقبره حلق آویز کرده بود و هامون با دیدن بدن بی جان او خود را کشت. اگر هامون به شخصیتی که مصمم به مرگ بود وفاداری کورکورانه نداشت، زنده بود. مرگ او برای پدرش کرئون تراژدی به همراه داشت.

سؤالات متداول

هامارتیا در نمایشنامه آنتیگون چیست؟

این یک نقص مهلک است که به خودی خود بد نیست اما باعث سقوط شخصیت هایی مانند آنتیگون، کرئون و هامون می شود. هامارتیای آنتیگون وفاداری او به برادرش و خدایان است، اشتباه مهلک کرئون وفاداری او نسبت به بازگرداندن نظم به تبس و هامارتیا هامون وفاداری او به آنتیگونه بود.

قهرمان تراژیک آنتیگونه، کرئون یا آنتیگون کیست؟

بسیاری از محققان هر دو شخصیت را قهرمان می دانند اما کرئون اصلی ترین آنهاست زیرا او بود که قوانینی را معرفی کرد که باعث سقوط او و آنتیگونه شد. اگرچه هامارتیا در آنتیگون کرئون منجر به سقوط آنها شد، اما مرگ آنتیگونه نتیجه سرسختی کرئون بود.

اگر کرئون آن احکام را صادر نمی کرد یا حداقل آنها را ملایم نمی کرد، هر دو شخصیت در آن رنج نمی بردند. پایان . یکی از به یاد ماندنی‌ترین نقل‌قول‌های آنتیگون هامارتیا توسط کرئون گفته شد: « اشتباهات یک ذهن احمق، اشتباهات بی‌رحمانه‌ای که باعث مرگ می‌شود ». زمانی که کرئون برای مرگ همسر و پسرش سوگواری می کند، این لحظه ای از ظهور در آنتیگون بود.

نمونه ای از کاتارسیس در آنتیگون چیست؟

در یکمقاله آنتیگونه، شما می‌توانید با اشاره به زمانی که کرئون همسرش، اوریدیس و پسرش، هامون را از دست می‌دهد، به یک کاتارسیس آنتیگونه استناد کنید . پس از مرگ آنها، او متوجه اشتباه روش خود می شود که باعث می شود جمعیت نسبت به او احساس ترس و ترحم کنند. اشتباهات مهلک منجر به سقوط آنها شد.

در اینجا یک خلاصه از آنچه در مورد آن بحث کردیم وجود دارد:

همچنین ببینید: ورجیل (ویرجیل) - بزرگترین شاعران روم - آثار، اشعار، بیوگرافی
  • نقص غم انگیز آنتیگون سرسختی و وفاداری او به خدایان و برادرش که منجر به مرگ او شد.
  • نقص کشنده کرئون اصرار او بر بازگرداندن نظم و قانون به تبس بود که منجر به مرگ همسر و پسرش شد.
  • وفاداری هامون به عشقش بود. هامارتیای او که منجر به نابودی او شد.

داستان آنتیگونه به ما می آموزد از تصمیمات خود محتاط باشیم زیرا آنچه ممکن است یک دلیل نجیب باشد ممکن است به ما و اطرافیان آسیب برساند. ما.

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها