پادشاه دانمارک در بیوولف: هروتگار در شعر معروف کیست؟

John Campbell 12-10-2023
John Campbell

فهرست مطالب

نام پادشاه دانمارکها در بیوولف هوروثگار است و او کسی است که مردمش سالها با یک هیولا مبارزه می کنند. او بیولف را برای کمک صدا کرد زیرا او خیلی پیر بود و مردانش شکست خورده بودند.

از آنجایی که بیولف موفق بود، پادشاه هروتگار به او جایزه داد، اما او چه احساسی داشت که برای مبارزه بسیار ضعیف بود؟ در این شعر درباره پادشاه دانمارکی در بیوولف بیشتر بدانید.

پادشاه دانمارکی ها در بیوولف کیست؟

پادشاه دانمارکی ها در بیولف است Hrothgar ، و ملکه او Wealhtheow است که در شعر نیز حضور دارد. پادشاه که در مردم خود احساس موفقیت می کرد، تصمیم گرفت تالار بزرگی به نام هیروت بسازد تا مردم خود را گرد هم آورد و پیروزی های آنها را جشن بگیرد. در نسخه Beowulf که توسط Seamus Heaney ترجمه شده است، آمده است:

پس ذهن او معطوف

تالار سازی شد: او دستورات را صادر کرد

برای اینکه مردان در یک سالن بزرگ کار کنند

به این معناست که برای همیشه عجایب جهان باشند."

این قرار بود جایی باشد که اتاق تاج و تخت او باشد، و در مرکز زندگی دانمارکی ها باشد .

با این حال، یک هیولای شیطانی گرندل از تاریکی بیرون آمد و شادی را شنید که در سالن در جریان بود. او از این کار متنفر بود، از همه چیز در مورد شادی و نور متنفر بود، و تصمیم گرفت از آن انتقام بگیرد . یک شب در حالی که مردان در سالن جشن می گرفتند به او رسید و کشت و خورد.ویرانی و خونریزی را در پی او به جای گذاشت. Hrothgar،

«شاهزاده توانا آنها،

رهبر مشهور، مبهوت و درمانده نشسته بود،

تحقیر با از دست دادن نگهبانش"

دانمارکی ها دوازده سال گرفتار گرندل بودند. سالن تمام آن مدت خالی بود تا مردان از خشونت گرندل در امان باشند. با این حال، همانطور که Beowulf در مورد مشکلات آنها شنید، و هنگامی که او شنید، تصمیم گرفت برای دیدن آنها سفر کند. Hrothgar با آغوش باز از او استقبال کرد، از اینکه جنگجو را پذیرفت به خاطر پدرش خوشحالم و همچنین به دلیل اینکه گزینه دیگری برای مبارزه با هیولا نداشت.

توضیحات پادشاه دانمارک در Beowulf : او چگونه ظاهر می شود؟

توصیف های زیادی از Hrothgar در Beowulf وجود دارد که به به ما کمک می کند تا درک بهتری از اینکه پادشاه چه کسی بوده است .

اینها عبارتند از :

  • "شاهزاده سپرها"
  • "مشاور قدرتمند"
  • "بالاترین در زمین"
  • "ارباب از سپرها"
  • "شاهزاده توانا"
  • "رهبر داستان"
  • "گنج دهنده با موهای خاکستری"
  • "شاهزاده بریت-دانز" "
  • "نگهبان قوم خود"
  • "حلقه دفاع آنها"

غیر از این توصیفات، موارد بسیار دیگری نیز وجود دارد، این راهی است که ما می توانیم تشخیص دهیم. هروتگار چه شخصیتی داشت همچنین می‌توانیم بدانیم مردمش و دیگر شخصیت‌های شعر به او چگونه نگاه می‌کردند. او یک پادشاه کامل زمان بود : سرشار از وفاداری، افتخار،قدرت و ایمان با این حال، اگرچه خودش نمی‌توانست با هیولا بجنگد، اما سابقه طولانی جنگیدن در نبرد و موفقیت داشت.

هروثگار و بیولف: آغاز یک رابطه مفید بیوولف از مشکلاتی که پادشاه معروف با آن روبرو بود آگاه بود، برای رسیدن به او از طریق دریا سفر کرد. او خدمات خود را ارائه می دهد به عنوان بخشی از وفاداری و افتخاری که در رمز قهرمانانه وجود دارد .

به همین ترتیب، او همچنین می خواست به دلیل کمک های Hrothgar به خانواده خود در این زمینه کمک کند. گذشته وقتی بئوولف وارد اتاق تاج و تخت شد، یک سخنرانی عالی داشت و در آنجا پادشاه دانمارک را متقاعد کرد که به او اجازه دهد با گرندل مبارزه کند.

او می گوید:

«یک درخواست من

آیا از من که تا اینجا آمده ام رد نمی کنی

امتیاز تطهیر هئوروت،

با مردان خودم که به من کمک کنند و هیچ کس دیگری.»

عزت همه چیز بود، و بیوولف از پادشاه التماس می کرد که به او اجازه دهد از آنها حمایت کند حتی اگر این یک مأموریت خطرناک بود.

هروثگار از این کار سپاسگزار بود. با این وجود کمک کرد، او به Beowulf در مورد خطرات شدید جنگ هشدار داد ، که بسیاری دیگر قبلاً این کار را انجام داده اند و شکست خورده اند. در نسخه Seamus Heaney، Hrothgar می گوید:

"این برای من آزار دهنده است که مجبور باشم بار کسی را به دوش بکشم

با تمام غم و اندوهی که گرندل ایجاد کرده است

و ویرانی که او در هیروت بر سر ما آورد،

ماتحقیرها.»

اما با وجود اینکه او مشکلاتی را که در گذشته رخ داده است بیان می کند، او همچنان به بیولف اجازه می دهد که بجنگد . او به جنگجوی جوان می گوید "جای تو را بگیر."

هدف پادشاه دانمارک ها و رابطه پادشاه آینده

وقتی بیولف نزد پادشاه سالخورده می آید، او هنوز یک جنگجوی جوان با وجود تمام قدرت و شجاعتش ، با این حال، هروتگار جنگ ها را پشت سر گذاشته است و بیشتر از جهان می شناسد. محققان بر این باورند که او به آماده سازی بیولف برای آینده کمک کرد زیرا او پادشاه قوم خود یعنی گیت ها خواهد شد. حتی پس از اینکه بیوولف در کشتن هیولا پیروز شد و افتخار بر او تحمیل شد، هروتگار این خردمندی را دارد که به بیولف نصیحت کند.

سخنرانی که برگرفته از نسخه سیموس هینی است، به شرح زیر است:

«ای گل رزمندگان، از آن دام بر حذر باش.

بیوولف عزیز، قسمت بهتر، پاداش های ابدی را انتخاب کنید.

جای خود را به غرور ندهید.

برای مدت کوتاهی در حالی که قدرت شما در حال شکوفه است

اما به سرعت محو می شود. و به زودی

بیماری یا شمشیری به دنبال شما خواهد آمد،

یا آتش ناگهانی یا موج آب

یا ضربه زدن به تیغه یا نیزه از هوا

یا سن دافع.

چشم نافذ شما

تیره و تار می شود. و مرگ فرا خواهد رسید،

همچنین ببینید: آگاممنون – آیسخلوس – پادشاه میکنه – خلاصه نمایشنامه – یونان باستان – ادبیات کلاسیک

جنگجوی عزیز، تا تو را جارو کند.

همچنین ببینید: دمتر و پرسفون: داستانی از عشق پایدار یک مادر

هر چندHrothgar این توصیه مفید را ارائه می دهد، Beowulf واقعاً آن را قبول نمی کند . بعدها در زندگی زمانی که بیولف به سن پیری می رسد، با هیولایی روبرو می شود، او با آن مبارزه می کند و از هر کمکی امتناع می کند. او هیولا را شکست می دهد، اما این به قیمت جان خود تمام می شود، این به این دلیل است که او اجازه داد غرور خود را به دست بگیرد.

بازخوانی سریع شعر و پادشاه دانمارکی

بئوولف شعر حماسی معروفی است که بین سالهای 975 تا 1025 به صورت ناشناس به زبان انگلیسی باستان نوشته شده است . در طول سال‌ها ترجمه‌ها و نسخه‌های زیادی را پشت سر گذاشت، بنابراین مشخص نیست که در ابتدا چه زمانی رونویسی شده است. محققان نیز چندان مطمئن نیستند که نسخه اول کدام بود. با این حال، این یک شعر جذاب است که داستان بیولف، یک جنگجو، یک قهرمان را بیان می کند.

او برای کشتن یک هیولای خطرناک به نام گرندل به کمک هروتگار، پادشاه بیوولف می رود. هروتگار مدتها پیش به پدر بئوولف و هیگلاک عموی بیولف کمک کرد و بیوولف با رفتن به پرداخت بدهی وفاداری خود را نشان داد . گرندل سالهاست که دانمارکی ها را آزار داده و به میل خود می کشد و هروتگار مستاصل است. بیوولف موفق است و هوروثگار و مردمش همیشه سپاسگزار هستند.

بیوولف همچنین باید مادر گرندل را بکشد و همچنین موفق است. او دانمارکی‌ها را مملو از گنج به عنوان هدیه پادشاه دانمارکی ترک می‌کند. Hrothgar تمام رفتار "مناسب" یک پادشاه در آن زمان را نشان داد . محققان بر این باورند که هوروثگار ممکن است این بوده باشدالهام بخش بیوولف زمانی که در آینده پادشاه سرزمین خود شد.

نتیجه گیری

نگاهی به نکات اصلی در مورد پادشاه سرزمین خود بیندازید. Danes در Beowulf همانطور که در مقاله بالا ذکر شد:

  • پادشاه هروتگار، جنگجوی مشهور و پادشاه دانمارکی اکنون پیرتر شده است
  • اما بسیاری از توضیحات در شعر مانند " شاید شاهزاده» و «رهبر داستان» احترامی را که مردم و دیگران برای او قائل هستند در شعر نشان می دهد
  • او تصمیم می گیرد برای اتاق تاج و تخت خود و مردمش تالار بسازد، مکانی که آنها بتوانند جشن بگیرند، اما هیولایی به نام گرندل از تاریکی می آید و از شادی که در سالن پیدا می کند متنفر است
  • او وارد می شود و تا آنجا که می تواند سلاخی می کند و در پی او ویرانی به جا می گذارد
  • این برای دوازده سال اتفاق می افتد و سالن برای حفظ امنیت مردم باید خالی بماند. در آن سوی دریا، بئوولف مشکل آنها را می شنود و به کمک می آید
  • هروثگار در گذشته در طی یک نبرد به خانواده خود کمک کرد و به دلیل وفاداری و افتخار، بیولف باید کمک کند
  • او می خواهد دنبال کند. کد قهرمانانه کمک، و حتی اگر ترسناک است، او با هیولا مبارزه خواهد کرد
  • او هیولا را می کشد. هروتگار گنجینه ها و همچنین توصیه هایی در مورد آینده به او می دهد و به جنگجوی جوان می گوید که غرور نکند
  • محققان معتقدند که هروتگار می توانست به شکل گیری بئوولف به عنوان یک پادشاه آینده کمک کند. متأسفانه بیوولفبه طور کامل به توصیه های مرد گوش نمی دهد زیرا غرور او غالب می شود زیرا او به تنهایی با یک هیولا می جنگد
  • داستان بیوولف، جنگجویی است که برای کمک به پادشاه هروتگار، پادشاه دانمارک، در برابر یک هیولا می رود. هیولای وحشتناک

هروثگار پادشاه دانمارکی ها در شعر معروف بیوولف است و او کسی است که با یک هیولا مبارزه می کند. اگرچه او پیر و ضعیف‌تر است، اما هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که او احساس حقارت کند زیرا نمی‌تواند او را شکست دهد. او از ظاهر بیولف سپاسگزار است، و به جوانان توصیه می کند که از غرور بیش از حد خودداری کنند ، اما متأسفانه، مانع از سقوط بیولف نشد.

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها