الپنور در ادیسه: احساس مسئولیت اودیسه

John Campbell 05-08-2023
John Campbell

الپنور در ادیسه جوانترین مرد ادیسه در گروه او بود. در جزیره Circe، او را به خوک تبدیل کردند و پس از آزادی، خود را به حالت گیجی نوشید که در نهایت منجر به مرگ او شد. او در نهایت از اودیسه خواست تا دفن مناسبی برای او فراهم کند، اما قبل از این، وقایعی که او را به دنیای زیرین کشانده بود فاش می شد. برای درک کامل الپنور به‌عنوان یک شخصیت در ادیسه، باید به چگونگی شکل‌گیری داستان و نحوه قرار گرفتن او در سفر ادیسه به خانه بپردازیم.

الپنور در ادیسه کیست؟

الپنور در جزیره سیرس

الپنور در اودیسه ظاهر شد در زمانی که ادیسه به خانه سفر کرد و به جزایر مختلف رفت که به او و مردانش آسیب رساند. مخصوصاً در Aeaea با سیرس روبرو شدند که نیروهایی را که اودیسه برای جست و جوی زمین فرستاده بود به خوک تبدیل کرد. الپنور نیز در میان آن مردان بود. اگرچه یوریلوخوس در امان ماند، او به سمت اودیسه و کشتی‌های آن‌ها دوید تا از رهبرشان التماس کند که مردان خوکی را پشت سر بگذارد و خود را از سرنوشت مشابه نجات دهد. 1>جایی که مردانش به خوک تبدیل شدند . هرمس به قهرمان سقوط کرده ما کمک کرد تا با هشدار دادن به Circe و قدرت هایش، مردانش را نجات دهد. او ترفندی را به اودیسه گفت تا از دستکاری سیرس جلوگیری کند: گیاهی با گل سفید به نام مولی باعث می شود که اودیسه در برابر سیرس مصون بماند.طلسم‌ها.

قهرمان پس از رسیدن، مولی را بلعید و از سیرس سوگند یاد کرد که به او صدمه نزند و مردانش را به شکل اولیه‌شان به عنوان ملوان بازگرداند . سیرس این کار را کرد و همه را به شکل انسانی خود بازگرداند، از جمله الپنور.

اودیسه و مردانش در جزیره سیرس در مجلل زندگی می کردند زیرا سرس در نهایت عاشق اودیسه شد . در نهایت، پس از یک سال ضیافت با لذت، مردان توانستند ادیسه را متقاعد کنند که جزیره را ترک کند و به سفر خود بازگردد.

پس از اینکه الپنور دوباره انسان شد چه اتفاقی افتاد؟

در طی این مدت اودیسه و افرادش در آخرین شب خود در جزیره به مهمانی پرداختند و نوشیدنی افراطی خوردند و سوگند یاد کردند که تا صبح آنجا را ترک کنند. الپنور بی وقفه هر روز در جزیره مشروب می‌نوشید، اما شب قبل از عزیمت آنها، از حد خود فراتر رفت و حتی بیش از حد توانش نوشیدند. الپنور مست از شراب و احساس هیجان در نهایت توانایی بازگشت به خانه، الپنور از پشت بام قلعه سیرس بالا رفت و در آنجا به خواب رفت .

او با صدای مردانی که آماده می شوند از خواب بیدار شد. رفت و با عجله به کشتی خود بازگشت. او با فراموش کردن مکان خود، سعی کرد بلند شود اما افتاد و گردنش شکست. متأسفانه، به دلیل اقامت طولانی مدت در جزیره، ادیسه و افرادش مشتاق ترک بودند، آنقدر هیجان زده بودند که بررسی کنند که آیا ترک کرده اند یا نه. هر چیزی یا کسی که پشت سر باشد.

الپنور در ادیسه: الپنور از چه می‌پرسداودیسه

پیش از ترک Aeaea، سیرس به اودیسه اطلاع داده بود که او باید چه کاری انجام دهد تا سالم به خانه برسد. وارد دنیای اموات شوید با تلاشی در دست، اودیسه به سمت رودخانه اقیانوس در سرزمین سیمریان حرکت کرد . در آنجا بود که او شیره می ریخت و قربانی انجام می داد، همانطور که سیرس دستور داده بود، بنابراین مردگان جذب خونی می شدند که از جامی که از آن می ریخت.

به طرز تکان دهنده ای، اولین کسی که ظاهر شد الپنور بود.

0>همانطور که قبلاً اشاره کردیم، الپنور جوانترین ملوان ادیسه بود که به طرز غم انگیزی بر اثر اشتباه مستی سقوط از پشت بام محل سکونت سیرس جان باخت. الپنور از ادیسه التماس کرد که به جزیره سیرس بازگردد و جسد او را با مجموعه زره کامل خود و همچنین یک تدفین ناشناس با پارو برای نشان دادن قبرش به خاک بسپارد.

همچنین ببینید: Erichthonius: پادشاه افسانه ای آتنیان باستان

او التماس کرد که ادیسه برای نجات غرور خود، زیرا ترجیح می دهد به عنوان یک ملوان با افتخار بمیرد تا اینکه برچسب مستی زده شود که جان خود را در اثر اشتباهی از دست داده است. برای یک جنگجو، مرگ تحقیرآمیزتر از مرگ بر اثر اشتباه وجود نداشت. علیرغم اینکه الپنور به عنوان یک سرباز شرافتمندانه نمرده بود، الپنور آرزو داشت که به جای یک مست مانند یک ملوان بمیرد .

در سنت یونان باستان، مرگ جداکننده بزرگ تلقی نمی شد، بلکه به عنوان دنیای دیگری تلقی می شد. آن یکی متعلق به به عنوان پاداش برای متوفی در نظر گرفته شد. یونانیان معتقد بودند که پس از مرگ، روحبه سفری به جهان زیرین رفت .

دفن مناسب سفر آرام مردگان را تضمین می کرد. بدون دفن مناسب، مردگان نمی‌توانستند به سفر مسالمت آمیز خود به سوی دنیای زیرین ادامه دهند.

الپنور در ادیسه: اهمیت مرگ در کلاسیک‌های یونانی

مفهوم یونانی زندگی پس از مرگ در کلاسیک هومری ، ادیسه، به خوبی تثبیت شده است. شاعر قلمرو هادس و پرسفونه را «سایه‌های» همه کسانی که گذشتند توصیف کرد. این مکان به عنوان یک مکان شاد به تصویر کشیده نمی شد، زیرا نماهای تک رنگ خود جهنم از ادبیات یونان باستان مانند ادیسه مشتق شده بود. این نکته توسط آشیل بیشتر تأکید شد که به اودیسه گفته بود که ترجیح می دهد یک رعیت فقیر روی زمین باشد تا ارباب سرزمین مردگان.

این به دلیل اعتقاد یونانی است که در لحظه مرگ، روان یا روحی که از بدن خارج شده بود به باد کوچکی تبدیل می شد که آماده سفر به دنیایی دیگر است. سفر به دنیایی دیگر به معنای رفتن به دنیای زیرین بود .

سپس متوفی طبق آداب و رسوم آن زمان برای دفن آماده می شد. ادبیات کهن بر لزوم تدفین تاکید می کند و فقدان آن را توهین به انسانیت می داند. این از این باور است که برای عبور یا ورود به عالم اموات باید در آیینی دفن شد . این امر در اشعار و نمایشنامه های مختلف به عنوان ایلیاد وآنتیگونه، که هر دوی آنها اهمیت دفن مردگان را تشریح کردند.

نقش الپنور در ادیسه

الپنور در اساطیر یونان چندان مهم نبود، اما حاوی نمادهایی در مورد اینکه رهبری مانند اودیسه چگونه باید باشد. . او دریانورد جوانی بود که به طور تصادفی از پشت بام محل سکونت سیرس سقوط کرد و بر اثر عجله گردنش شکست. اعضای خدمه نتوانستند او را پیدا کنند و او را در جزیره رها کردند . او سپس در مراسم باستانی که ادیسه در جایی که مرد جوان التماس می کرد دفن شود ظاهر شد تا به طور مسالمت آمیز به ارواح دیگر دنیای زیرین بپیوندد.

نقش الپنور در ادیسه این بود که بر ویژگی های فاقد اودیسه تاکید کند. رهبر ; مرگ مرد جوان به اودیسه اجازه داد تا خود را اصلاح کند و باعث شد که پادشاه ایتاکان به مسئولیت های خود به عنوان یک رهبر، پادشاه و سرباز پی ببرد.

اودیسه به عنوان ناخدای خدمه خود مسئولیت های زیادی داشت. به عنوان یک رهبر، او باید از راهنمایی مناسب مردانش در تلاش برای بازگشت به خانه اطمینان حاصل کرده باشد. البته اودیسه حداقل باید می‌توانست تمام ملوانان خود را تا حد توان خود ایمن نگه دارد . او موفق به انجام این کار در مورد الپنور نشد.

اودیسه بدون الپنور یکسان نبود

دستاوردهای ادیسه بدون موضوعاتی که به او کمک کردند ممکن نبود سفر دشوار دیدیم که او با اقتدار گمراه عمل کرددر طول ماجراجویی: او به مردانش با مسئولیتی که چندین بار از آن سوء استفاده کردند اعتماد کرد، اما در طول سفر نگران امنیت آنها بود. به طور کلی، او رفاقتی شجاع نشان داد و به مردانش اهمیت داد زمانی که سیرس آنها را در بدن خوک به دام انداخت و او را مجبور کرد که آنها را به حالت اولیه خود بازگرداند.

ما شاهد اصلاحات اودیسه بودیم که او آرزوی الپنور جوان را برآورده کرد ، با بازگشت به جزیره سیرس، و با دفن جسد مرد جوان در آرامش.

همچنین ببینید: نمونه ای از تشبیه حماسی چیست: تعریف و چهار مثال

در پایان، نقش الپنور در ادیسه ممکن است قابل توجه نبوده باشد، اما نقش مهمی را ایفا کرد. برای تصویر مسئولیت ادیسه به عنوان یک کاپیتان و پادشاه . اودیسه مردی بود که حرفش را می زد و کاپیتانی محبوب مردانش بود. او برای آنها الگو بود و امنیت آنها را به بهترین نحو تضمین می کرد. او زمانی که جسد الپنور را دفن کرد ارزش خود را به عنوان یک رهبر ثابت کرد.

نتیجه گیری

اکنون که در مورد الپنور که او هست و نقش او در The The اودیسه، بیایید ویژگی های کلیدی این مقاله را مرور کنیم

  • الپنور در ادیسه جوان ترین مرد سرباز بود. او دریانوردی بود که پس از سقوط تروا با اودیسه ماجراجویی کرد.
  • الپنور در ادیسه به دلیل مستی از شراب در حالت گیجی درگذشت که منجر به مرگ نابهنگام او به دلیل شکستن گردنش بر اثر سقوط از پشت بام شد. محل اقامت سیرس.
  • در جزیره سیرس، خدمه ایتاکانبا یک جادوگر قدرتمند ملاقات کرد که مردان اودیسه را فریب داد و آنها را به خوک تبدیل کرد. سپس ادیسه با سیرس روبرو شد و او را وادار کرد تا مردانش را به شکل اولیه خود بازگرداند. یکی از آن مردان الپنور بود.
  • قهرمان و مردانش بیش از یک سال در جزیره ماندند و بعداً تصمیم گرفتند که آنجا را ترک کنند. در طول شب قبل از عزیمت آنها، الپنور به دلیل مستی با شکستن گردنش درگذشت.
  • در ادامه سفر، ادیسه مراسمی را که سیرس به او دستور داد انجام داد. الپنور ابتدا ظاهر شد و از قهرمان التماس کرد که به آرزویش برای دفن مناسب احترام بگذارد.
  • طبق سنت یونان باستان، احترام به مرگ جدایی نهایی نیست، بلکه سفری به دنیایی دیگر است. دفن مناسب تضمین می کرد که مردگان سفری امن به سوی زندگی پس از مرگ داشته باشند. بدون آن، مردگان نمی توانستند به سفر بعدی ادامه دهند.
  • نقش الپنور در ادیسه اهمیت واقعی نداشت. این نشان می داد که ادیسه مردی بود که به قول خود عمل می کرد و به خواسته های مردانش احترام می گذاشت.

اهمیت الپنور این بود که آنچه را که اودیسه به عنوان یک رهبر فاقد آن بود به نمایش بگذارد که به پادشاه ایتاکان اجازه می داد قبل از تصرف خود را اصلاح کند. پس از تاج و تخت در ایتاکا. در نهایت در مقاله خود متوجه شدیم که بدون الپنور، اودیسه آنچه را که برای حکومت دوباره بر پادشاهی خود لازم است را نداشت.

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها