چه زمانی ادیپ پدرش را کشت - آن را دریابید

John Campbell 12-10-2023
John Campbell

فهرست مطالب

پاسخ تحت اللفظی این است که این رویداد در نمایشنامه دوم این سه گانه، اودیپ رکس رخ داده است. با این حال، در مورد جدول زمانی دقیق بحث هایی وجود دارد. قتل هرگز در زمان واقعی در نمایشنامه بازگو نمی شود.

فقط توسط شخصیت های مختلف به آن اشاره می شود زیرا ادیپ سعی می کند حقیقت چه کسی پادشاه را کشته بیابد. دو داستان در حین باز شدن نمایشنامه پدیدار می شود: داستان خود ادیپ از کشتن مردی در امتداد جاده تبس قبل از ملاقات با ابوالهول و یک چوپان که مرگ پادشاه را به شهر اعلام کرد. هرگز مشخص نیست که کدام نسخه از قتل دقیق تر است.

برای پیچیده تر کردن اوضاع، سوفوکل سه گانه را نامرتب نوشت . نمایشنامه ها به ترتیب آنتیگونه، ادیپ شاه و ادیپ در کولونوس نوشته شده اند.

رویدادها به ترتیب زمانی معکوس شده اند. وقایع نمایشنامه ها به ترتیب از طریق ادیپ شاه، ادیپ در کولونوس و آنتیگونه اتفاق می افتد.

داستان ادیپ خیلی قبل از نوشته شدن نمایشنامه ها شروع می شود. لایوس، پدر ادیپ ، تراژدی را بر سر خانه و خانواده خود آورد. زندگی او از زمان جوانی توسط خدایان مشخص شد. در حالی که همه وقایع اسطوره ای در نمایشنامه ها بازگو نمی شوند، سوفوکل مطمئناً از این اسطوره آگاه بود که او می نوشت و لایوس را در نقش های شرور و قربانی انتخاب کرد.

همچنین ببینید: Electra – Euripides Play: Summary & تحلیل و بررسی

جنایت لایوس چه بود که منجر به قتل او شدپسر خود؟

اسطوره‌شناسی نشان می‌دهد که لائوس با حمله به مرد جوانی که از او مراقبت می‌کرد، سنت‌های مهمان‌نوازی یونانی را نقض کرد . او در خانه یک خانواده سلطنتی همسایه مهمان بود و وظیفه مراقبت از پسرشان به او سپرده شد.

ادیپ چه کسی را کشت؟

لایوس متجاوزی بود که پادشاه شد و هرگز نپذیرفت. مسئولیت جنایت خود را.

زمانی که پیشگویی وعده داد که او مجازات خواهد شد، او هر کاری که می توانست انجام داد تا از سرنوشت خود جلوگیری کند. او حتی تا آنجا پیش رفت که سعی کرد همسرش را مجبور به قتل پسر شیرخوارشان کند.

چرا ادیپ پدرش را کشت؟ آغاز. با شکستن کد سختگیرانه مهمان نوازی یونانی، او قبلاً خشم خدایان را به دست آورده بود. وقتی پیشگویی به او گفت که به خاطر جرمش مجازات خواهد شد، او سعی کرد به جای توبه از مجازات بگریزد. لائوس با کوبیدن سنجاق پاهای ادیپ را بست و او را به جوکاست داد و به او دستور داد که او را بکشد. جوکاستا که نتوانست پسر خود را به قتل برساند، او را به چوپانی سپرد. چوپان با دلسوزی به نوزاد، او را به پادشاه و ملکه ای بی فرزند داد.

پادشاه و ملکه کورینت ادیپ را گرفتند و او را مانند خود بزرگ کردند. ادیپ جوان بود که این نبوت را شنید. او بر این باور بود که اگر در کورینت بماند والدین محبوبش در خطر هستند. او به سمت تبس حرکت کرد و کورینت را ترک کرد.

از قضا، مانند لایوس، ادیپ می خواست از تحقق پیشگویی اجتناب کند . برخلاف لایوس، ادیپ سعی داشت از شخص دیگری محافظت کند - افرادی که معتقد بود پدر و مادرش هستند.

متأسفانه، ادیپ یکی از شکست‌های واقعی پدرش را به ارث برد - غرور.

او برای فرار از اراده خدایان راهی تبس می شود. ادیپ با این باور که او پسر پولیبوس، پادشاه کورنت و مروپه، همسرش است، تصمیم می گیرد تا از خود فاصله بگیرد و جلوی تحقق این پیشگویی را بگیرد.

پدر ادیپ کیست؟

مردی که به او زندگی داد و سعی کرد آن را ببرد، یا مردی که او را پذیرفت و بزرگ کرد؟

حاکم مغرور و متکبر تبس، یا پادشاه مهربان و بی فرزند کورنت؟

اودیپ به خاطر سرنوشت پدرش محکوم به فرار از کسی که معتقد بود پدرش است و قتل کسی بود که به او زندگی می‌داد. مضامین هزینه غرور و تکبر و ماهیت اجتناب ناپذیر اراده خدایان هر دو در نمایشنامه های سوفوکل واضح است.

اديپ پدرش را كجا كشت؟

در طول جاده تبس، اديپ با همراهان كوچكي ملاقات مي كند و به او دستور مي دهند كه كنار بمانند. نگهبانان به خاطر چیزی جز غرور سرسخت خودداری می کنند. مردی که برای خودش ناشناس است، پدر بیولوژیکی خودش، لایوس است. ادیپ با سلاخی مرد و نگهبانانی که با او سفر می کردند، به سمت تبس می رود. برای جلوگیری از پیشگویی، ادیپ پدرش را می کشد ،اجرای قسمت اول ناخواسته.

او حتی نمی داند که مردی که کشته است پدر بیولوژیکی خودش بوده است. او تا زمانی که خیلی دیر نشده است شروع به شک نمی کند که چه اتفاقی افتاده است. او به سمت تبس حرکت می کند و به مرده ها فکر دیگری نمی کند. تا زمانی که تبس توسط طاعون هایی که هم دام ها و هم بچه ها را می کشند محاصره می شود، او متوجه می شود که این پیشگویی محقق شده است. در یک چرخش شدید سرنوشت، جنایات ادیپ - قتل پدرش و ازدواج با مادرش، باعث اندوه تبس شده است. طاعون تا زمانی که قتل لایوس به دست عدالت سپرده نشود، قابل رفع نیست. خود اودیپ لعنت پدرش را به ارث برده است.

ادیپ چگونه پدرش را کشت؟

روش دقیق اجرای قتل هرگز در متن ذکر نشده است. قتل در نقاط مختلف نمایشنامه به آن اشاره می شود، اما حداقل دو نسخه از این برخورد بازگو شده است و هرگز کاملاً مشخص نیست. آیا لایوس طبق دیدگاه رایج پذیرفته شده توسط « دزدان » کشته شد یا آیا ادیپ پدرش را کشت ؟ نکته این است که به نظر می‌رسد یکی از سوفوکل عمداً در نوشته‌هایش ابهام داشته باشد. هرگز کاملاً مشخص نیست که پیشگویی ادیپ در مورد کشتن پدرش توسط او واقعاً محقق شد. گناه ادیپ با شواهد غیرمستقیم مشخص می شود - شباهت های بین داستان چوپان و داستان او.

همچنین ببینید: هکتور در مقابل آشیل: مقایسه دو جنگجوی بزرگ

قتل پدر ادیپ یکموضوع مداوم تراژدی در خانواده سلطنتی تبس. تا زمانی که خیلی دیر نشده بود، ادیپ متوجه شد که پدرش را کشته است. تا زمانی که قتل فاش شد - قسمت اول پیشگویی که او سعی کرده بود از آن اجتناب کند، او قبلاً قسمت دوم و وحشتناک تر را برآورده کرده بود. او با مادر خود ازدواج کرده بود و او فرزندانش را به دنیا آورده بود. ادیپ از همان ابتدا محکوم به فنا بود. حتی اگر پدرش را نکشته بود، مادرش را بستری کرد، جنایتی علیه طبیعت.

مادرش که از ترس آگاهی از کاری که انجام داده بود غلبه کرد، خودکشی کرد. ادیپ به مرگ او پاسخ داد و چشمانش را با سنجاق‌های لباسش بیرون آورد و از خدایان بی‌اهمیت التماس کرد که اجازه دهند بمیرند.

داستان‌های ادیپ و لایوس با هم تداخل دارند و در هم می‌پیچند و لایه‌های پیچیده بسیاری را آشکار می‌کنند. . مضامین غرور و گناه خانوادگی به شدت در نمایشنامه ها جریان دارد. جنایت لایوس علیه یک پسر جوان او را محکوم به مرگ به دست پسرش کرد. ادیپ که از این پیشگویی آگاه شد، ناخواسته آن را اجرا کرد. با تلاش برای سرپیچی از اراده خدایان، هر دو نفر خود را محکوم به انجام سرنوشت خود کردند.

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها