دیومدس: قهرمان پنهان ایلیاد

John Campbell 12-10-2023
John Campbell

به نظر می‌رسد که با توجه به اهمیت بهره‌برداری‌های او در ادامه داستان، کمتر از دیومدس در ایلیاد نام برده شده است.

یک پادشاه محترم در داستان خود دیومدس به عنوان پادشاه آرگوس وارد جنگ می شود. او که به سوگند تیندارئوس مقید بود، آمد تا از ازدواج منلائوس و هلن، همانطور که به عنوان خواستگار او قول داده بود، دفاع کند. به محض ورود، او به سرعت به یکی از باهوش ترین و مفیدترین جنگجویان یونانی تبدیل شد.

در حالی که آشیل عصبانی از گرفتن جایزه جنگی بریسیس توسط آگاممنون در چادرهای خود غرق شد، دیومدس قدم می گذارد و در چندین درگیری مهم شرکت می کند. 4>

دیومدس در ایلیاد کیست؟

که با نام های مختلف دیومدس ، بلای تروا، و دیومدس، ارباب جنگ شناخته می شود، او در پایان تنها یک مرد است. از همه چیز یکی از معدود قهرمانانی که واقعاً انسان هستند، بدون میراث الهی یا خونی که میراث او را نشان دهد، دیومدس، با این حال، یکی از شخصیت های ستون حماسه است.

پسر یک پادشاه تبعید شده، دیومدس دارای یک گذشته برای غلبه پدرش، تایدئوس، پس از کشتن دیگر جانشینان بالقوه تاج و تخت اوئنئوس، پدرش، از زادگاهش کایدون تبعید شد. تیدئوس و پسرش دیومدس به دلیل خیانت تیدئوس تبعید شدند و اعمال ناشایست پدرش برای همیشه دیومدس را مشخص کرد.

وقتی آنها به آرگوس رسیدند، تیدئوس در ازای کمک او در جنگ علیه تبس، پناهگاهی از پادشاه Adsastus به دست آورد. در ازایپناهگاهی که به او پیشنهاد شد، در یک جنگ برای کمک به پولینیس یکی از هفت نفر علیه تبس شد. تایدئوس برای پذیرش خود در آرگوس هزینه گزافی پرداخت، زیرا در نهایت در میدان نبرد جان باخت.

علیرغم اینکه از سرزمین مبدأ خود تبعید شده بود، دیومدس انتقام اونئوس را گرفت زمانی که پسران آرگیوس او را زندانی کردند. هنگامی که دیومدس به بلوغ رسید، برای نجات پدربزرگش از زندان بیرون رفت. او پسران آرگیوس را کشت و هم آزادی پدربزرگش را به دست آورد و هم به خاطر اعمال پدر مرحومش بخشش.

این زوج به سمت پلپونز حرکت کردند اما دو پسر بازمانده به نام‌های اونچستوس و تریسیت در کمین قرار گرفتند. اونئوس در این حمله کشته شد و دیومدس مجبور شد بقیه مسافت را به تنهایی طی کند. او جسد پدربزرگش را برای دفن مناسب به آرگوس برگرداند.

هنگامی که وارد شد، با آیگالیا، دختر آدراستوس، ازدواج کرد. او سپس جوانترین پادشاه آرگوس شد. دیومدس علیرغم سنش و مشکلاتی که در ابتدا با آن روبرو شد، پادشاهی را با مهارتی اداره کرد که باعث احترام سایر حاکمان از جمله آگاممنون شد.

دیومدس در برابر خدایان: فانی که با خدایان می جنگد

commons.wikimedia.org

قبل از اینکه دیومدس حتی به میدان نبرد برسد ، او درگیر برخی از درام های قبلی جنگ شده است. او با ارائه 80 کشتی به تلاش، جایگاهی افتخاری در میان جنگجویان به دست آورد، و پس از 100 کشتی آگممنون، دومین کشتی است.Nestor's 90.

همچنین ببینید: چرا ادیپ خود را کور کرد؟

در کتاب 7، او از جمله کسانی است که برای مبارزه با هکتور انتخاب شده اند. در طول نبرد، او یک بار دیگر با ترزیتس، یکی از قاتلان پدربزرگش، روبرو شد. اما در نمایش نجابت، بدون تعصب با دیگری مبارزه می کند. هنگامی که آشیل ترزیت ها را به دلیل تمسخر او می کشد، دیومدس تنها کسی است که خواستار مجازات آشیل برای این عمل می شود، حرکتی بیهوده اما نمادین برای احترام به مردگان. او مکانی افتخاری در میان خدایان بود، زیرا آنها با هم دعوا می کردند و به افراد مورد علاقه خود کمک می کردند. اگرچه دیومدس یکی از جوانترین پادشاهان آخایی است، اما پس از آشیل باتجربه ترین جنگجو به حساب می آمد.

پیش از او، پدرش با بلعیدن مغز یک مرده و در حال مرگ، لطف الهه آتنا را از دست داد. از دشمن متنفر بود، اما دیومدس با شجاعت و افتخار خود مورد لطف او قرار گرفت. او حتی یک بار که او به جنگ می رفت، ارابه او را سوار کرد. او تنها قهرمانی است که در کنار هرکول، پسر زئوس، به خدایان المپیا حمله کرد و آنها را زخمی کرد و آرس را با نیزه خود مورد اصابت قرار داد. از میان تمام قهرمانان ایلیاد، فقط دیومدس با خدایان می جنگد و به او و منکلوز این فرصت داده شد تا برای همیشه زندگی کنند.

دیومدس: سلاح های شایسته یک جنگجو

آتنا در تمام نبردها به شدت به دو جنگجو علاقه داشت : اودیسه و دیومدس . اساطیر یونانی به ما می گوید که مردان هر کدام جنبه های مهمی را منعکس می کردنداز شخصیت آتنا.

اودیسه، جنگجوی یونانی، به دلیل خرد و ذات حیله گر شهرت داشت و دیومدس در جنگ شجاعت و مهارت زیادی از خود نشان داد.

تنها آشیل و دیومدس سلاح حمل می کردند. آفریده شده توسط یک خدا . هفائستوس آهنگر خدایان و کسی که زره آشیل را می ساخت، همچنین کیسه دیومدس را خلق کرد. زره ویژه برای محافظت از جلو و عقب طراحی شده است. همچنین، او زره طلایی داشت که با علامت گراز، یکی دیگر از میراث پدرش، تایدئوس، مشخص شده بود. یک آهنگر انسانی زره ​​طلایی کمتر خود را ساخت، اما این زره دارای برکت آتنا بود. شمشیر او نیز از پدر مرحومش به ارث رسیده بود و تصاویر شیر و گراز را در خود داشت.

سلاح ها به خوبی به او کمک می کردند، اما این شمشیر نبود که بزرگترین بدنامی را برای دیومدس به ارمغان آورد. هنگام مبارزه با خدای آرس، دیومدس موفق شد او را با نیزه زخمی کند.

او در میان تنها قهرمانان ایلیاد بود که آشکارا ایستاده و با خدایی در میدان جنگ مبارزه کرد . موفقیت او باعث شد تا دیومدس در آینده کمی بدبین شود. هنگامی که او گلوکوس، نوه بلروفون، را در منطقه بی طرف بین ارتش ها ملاقات کرد، از ترس رویارویی با خدای دیگری خواستار تبادل اطلاعات در مورد منشأ آنها شد. مکالمه به آن دو نشان داد که آنها در واقع دوستان مهمان بودند و بنابراین آنها یک آتش بس شخصی بین آنها برقرار کردند و حتی زره ​​هم با هم عوض کردند. دیومدس عاقلانه زره برنزی خود را تقدیم کرد، در حالی کهگلوکوس، تحت تأثیر زئوس، زره طلای مطلوب‌تر خود را کنار گذاشت.

اودیسه و دیومدس برای قتل یک شاهزاده خانم توطئه کردند

از همه افسران آگاممنون، اودیسه و دیومدس بودند. دو تا از بالاترین رتبه آنها همچنین رهبرانی بودند که او بیشتر به آنها اعتماد داشت. قبل از جنگ، رهبران یونانی ها در اولیس، شاخه کوچک تبس جمع شدند.

آگاممنون آهویی را در بیشه ای مقدس که تحت نظارت الهه آرتمیس بود، کشت و به مهارت های شکار خود می بالید. این یک اشتباه فاحش بود. آرتمیس که کاملاً از غرور و غرور انسان به ستوه آمده بود، بادها را متوقف کرد و کشتی ها را از حرکت به سمت هدفشان باز داشت.

یونانیان به دنبال نصیحت پیشگویی به نام کالخاس هستند. بینا خبر بدی برای آنها دارد. به آگاممنون یک انتخاب پیشنهاد شد: او می‌توانست از مقام خود به عنوان رهبر نیروهای یونانی استعفا دهد و دیومدس را مسئول حمله بگذارد یا برای الهه انتقام‌جو قربانی کند. دختر بزرگ خودش، ایفیگنیا. در ابتدا، او امتناع می کند، اما تحت فشار رهبران دیگر، آگاممنون تصمیم می گیرد به فداکاری ادامه دهد و به موقعیت معتبر خود ادامه دهد.

وقتی زمان انجام قربانی فرا می رسد، اودیسه و دیومدس در این حیله شرکت می کنند و دختر را متقاعد می کنند که باید با آشیل ازدواج کند.

او هدایت می شود. رفتن به یک عروسی ساختگی برای نجات فرصت یونانی ها برای ادامه دادن و رفتن به جنگ. در اساطیر مختلف به دنبال Theایلیاد، او توسط آرتمیس که یک آهو یا بز را جایگزین دختر می کند و خود آشیل که از رفتار آگاممنون منزجر شده است نجات می یابد.

عذاب دیومد - داستان زنا و غلبه بر آن

commons.wikimedia.org

دیومدس یک شخصیت کلیدی در طول جنگ است ، که اکشن را بی سر و صدا به جلو می برد. اقدامات او و با سوق دادن شخصیت های دیگر به عمل.

در ثلث اول حماسه، دیومدس مبارز کلیدی است که از ارزش های قهرمانانه، افتخار و شکوه حمایت می کند. سفر او یکی از مضامین اصلی شعر حماسی، اجتناب ناپذیر بودن سرنوشت را در بر می گیرد.

اگرچه به نظر می رسد خدایان در مقابل پیروزی خود قرار دارند، دیومدس اشاره می کند که سقوط تروا پیش بینی شده است، و بنابراین سرنوشت آن رقم خورده است. آمدن. مهم نیست که جنگ چگونه پیش می رود، او مطمئن است که آنها همان طور که پیشگویی شده است، پیروز خواهند شد. او بر ادامه دادن پافشاری می‌کند، حتی زمانی که دیگر آخه‌ها ایمان خود را از دست می‌دهند و میدان نبرد را ترک می‌کنند.

در کتاب پنجم، خود آتنا به دیومدس بینشی الهی داده شده است ، هدیه‌ای که به او اجازه می‌دهد تا الوهیت را از افراد عادی تشخیص دهید. او این توانایی را به او می دهد که اگر الهه آفرودیت به میدان جنگ بیاید، توانایی زخمی کردن او را داشته باشد، اما او از نبرد با هر خدای دیگری منع شده است. او این هشدار را جدی می گیرد و از مبارزه با گلوکوس امتناع می ورزد زیرا ممکن است خدایی باشد تا زمانی که آنها اطلاعاتی را مبادله کنند.

رؤیای او را نجات می دهد زمانی که Aeneas، پسرآفرودیت برای حمله به پانداروس فانی می پیوندد. آنها با هم در ارابه پانداروس می آیند تا حمله کنند. اگرچه او مطمئن است که می‌تواند جنگجویان را بگیرد، دستورالعمل‌های آتنا را به خاطر می‌آورد و تمایلی به خطر حمله به پسر الهه ندارد. او به‌جای این‌که در نبرد رو در رو باشد، به جنگجوی استنلوس دستور می‌دهد تا در حالی که روبه‌روی Aeneas قرار می‌گیرد، اسب‌ها را بدزدد.

پاندروس نیزه خود را پرتاب می کند و به خود می بالد که پسر تیدئوس را کشته است. دیومدس پاسخ می دهد: "حداقل یکی از شما کشته می شود" و نیزه خود را پرتاب می کند و پانداروس را می کشد. سپس او بدون سلاح با آئنیاس روبرو می شود و یک تخته سنگ بزرگ پرتاب می کند و لگن حریف خود را له می کند.

آفرودیت برای نجات پسرش از میدان نبرد می شتابد و با یادآوری عهدش به آتنا، دیومدس او را تعقیب می کند و بر بازویش زخمی می کند. آپولون، خدای طاعون، برای نجات آئنیاس می آید، و دیومدس، شاید فراموش کرده باشد که از جنگیدن با خدایان دیگر منع شده است، سه بار به او حمله می کند قبل از دفع و به او هشدار داده می شود که به توصیه آتنا عمل کند.

او عقب نشینی می کند و از میدان خارج می شود. اگرچه او نمی‌توانست آئنیاس را بکشد یا آفرودیت را به‌طور جدی زخمی کند، اما با اسب‌های اینیاس که دومین اسب برتر در میدان بعد از اسب‌های آشیل هستند، می‌آید.

در نبرد بعدی، آتنا نزد او می‌آید. و ارابه خود را به جنگ می برد و در آنجا آرس را با نیزه زخمی می کند. به این ترتیب، دیومدس تنها فانی می شود که تا به حال دو جاودانه را بر روی یک مجروح کرده استروز هنگامی که او به این هدف دست یافت، از مبارزه با جاودانه های دیگر خودداری می کند و به خدایان و سرنوشت احترام و احترام می گذارد.

همچنین ببینید: ترجمه کاتولوس 70

مرگ دیومدس در ایلیاد ثبت نشده است. پس از جنگ، او به آرگوس باز می‌گردد و متوجه می‌شود که الهه آفرودیت بر همسرش تأثیر گذاشته و باعث خیانت او شده است. ادعای او بر تاج و تخت آرگوس مورد مناقشه است. او با کشتی به ایتالیا می رود. بعدها آرگریپا را تأسیس کرد. سرانجام او با تروجان ها صلح کرد و در برخی از افسانه ها به جاودانگی رسید.

خدا شدن پاداش او نه تنها به خاطر جنگیدن با شجاعت و شجاعت در جنگ، بلکه برای اصلاح اشتباهات پدرش با اوست. افتخار و احترام

در داستان های مختلف از دوره پس از نگارش ایلیاد، داستان های متعددی از مرگ دیومدس وجود دارد. در برخی از نسخه ها او در حالی که در خانه تازه یافته خود می گذرد می میرد. در برخی دیگر، او به پادشاهی خود باز می گردد و در آنجا می میرد. در چندین مورد، او به هیچ وجه نمی میرد، بلکه توسط خدایان به المپوس برده می شود تا با زندگی بی نهایت پاداش بگیرد.

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها