پنج رودخانه عالم اموات و کاربرد آنها در اساطیر یونان

John Campbell 12-10-2023
John Campbell

رودهای دنیای زیرین اعتقاد بر این بود که در روده های زمین در حوزه هادس، خدای جهان زیرین قرار دارند. هر رودخانه دارای ویژگی های منحصر به فردی بود و هر یک از آنها یک احساس یا خدایی را نشان می داد که به نام آنها نامگذاری می شد. دنیای زیرین، در اساطیر یونانی، مکانی فیزیکی بود که دارای چمنزارهای آسفودل، تارتاروس و الیزیوم بود، که به این سوال پاسخ می‌دهد که «سه ناحیه جهان زیرین کدامند؟» برای کشف نام‌ها به ادامه مطلب مراجعه کنید. رودخانه هایی که در روده های زمین جریان داشتند و عملکرد آنها.

پنج رود دنیای زیرین

اساطیر یونان باستان از پنج رودخانه متمایز در منطقه هادس و عملکرد آنها صحبت می کند. نام رودخانه ها Styx، Lethe، Acheron، Phlegethon و Cocyton است. این رودخانه ها از میان و اطراف حوزه مردگان می گذشتند و واقعیت های سخت مرگ را نشان می دادند. اعتقاد بر این بود که همه این رودخانه‌ها به یک مرداب بزرگ می‌پیوندند که گاهی به آن Styx نیز می‌گویند.

رودخانه Styx

رودخانه Styx محبوب‌ترین رودخانه جهنمی بود که به عنوان مرزی بین سرزمین زندگان و قلمرو مردگان. Styx به معنی "نفرت" است و نماد پوره ای است که در ورودی عالم اموات ساکن بود.

همچنین ببینید: ترجمه کاتولوس 14

پوره استیکس دختر اوشنوس و تتیس بود که هر دو تایتان بودند. بنابراین یونانیان معتقد بودند که رودخانه Styx از اقیانوسوس خارج می شود. رودخانه Styxهمچنین تصور می‌شود که دارای قدرت‌های معجزه‌آسایی است که از پوره‌ای که نام آن را یدک می‌کشد، دارد.

توابع Styx

رودخانه Styx جایی بود که همه خدایان پانتئون یونانی سوگند یاد کردند. برای مثال، زئوس به استیکس سوگند یاد کرد که صیغه‌اش سمله می‌تواند از او هر چیزی بخواهد و او این کار را انجام می‌دهد.

سپس با وحشت زئوس، سمله از او خواست که خود را با شکوه کامل خود که می‌دانست آشکار کند. فوراً او را می کشت با این حال، از آنجایی که او قبلاً به استیکس سوگند یاد کرده بود، چاره‌ای جز این درخواست را نداشت که متأسفانه به زندگی سمله پایان داد.

همچنین، رودخانه قدرت <1 را داشت. همان طور که مادر آشیل نشان داد، فرد را آسیب ناپذیر و تقریباً جاودانه کنید . هنگامی که او پسر بود، مادرش تتیس او را در استیکس فرو کرد تا او را نابود نشدنی کند، به جز پاشنه‌اش که در آن نگه داشته شده بود.

ارواح مردگان از سرزمین زنده‌ها و زمین‌ها روی استیکس منتقل شدند. در پایین‌تر از رودخانه، روحی فرستاده شد، عذاب بزرگتر. مردم یونان باستان بر این باور بودند که مردگان باید هزینه حمل و نقل بر روی Styx را بپردازند بنابراین در هنگام دفن یک سکه در دهان متوفی می گذاشتند.

River Lethe

رودخانه بعدی که Lethe نام دارد نماد فراموشی است و انتظار می رود که مردگان از آن بنوشند تا گذشته خود را فراموش کنند. همانطور که استیکس، لته نیز نام الهه فراموشی و فراموشی بود که متولد شد.توسط اریس، الهه نزاع و اختلاف.

همچنین ببینید: آیا زئوس و اودین یکسان هستند؟ مقایسه ای از خدایان

او نگهبان دنیای اموات بود که در دربار خدای خواب معروف به هیپنوس ایستاده بود. در طول تاریخ، لته همراه بوده است. با Mnemosyne، الهه حافظه.

کارکردهای Lethe

همانطور که قبلاً ذکر شد، ارواح درگذشتگان قبل از تناسخ خود برای نوشیدن Lethe ساخته می شدند. در کتاب افلاطون او در اثر ادبی، جمهوری، اشاره کرد که جسد در زمینی متروکه به نام لته با رودخانه آملز که از میان آن می‌گذرد، فرود آمد. سپس روح متوفی را از رودخانه می‌نوشیدند و هر چه بیشتر می‌نوشیدند، گذشته خود را بیشتر فراموش می‌کردند. با این حال، برخی از ادیان در دوره یونان و روم تعلیم می‌دادند که رودخانه دومی وجود دارد. به عنوان Mnemosyne شناخته می شود که به نوشیدنی های خود امکان می دهد حافظه خود را دوباره به دست آورند.

در زمان های اخیر، اعتقاد بر این بود که رودخانه کوچکی که بین پرتغال و اسپانیا جریان دارد دارای همان قدرت فراموشی لته است. بنابراین، به اشتباه با همان نام (Lethe) به آن اشاره شده است و برخی از سربازان تحت فرماندهی ژنرال رومی Decimus Junius Brutus Callacious از عبور از رودخانه به دلیل ترس از دست دادن حافظه خود خودداری کردند.

اما سربازان بر آنها غلبه کردند. ترس از زمانی که فرمانده آنها از رودخانه مخوف عبور کرد و از آنها خواست که همین کار را انجام دهند. رودخانه Guadalete در اسپانیا در ابتدا به عنوان بخشی از آتش بس بین محلی ها Lethe نام داشت.استعمارگران یونانی و فنیقی پس از اینکه قول دادند اختلافات خود را فراموش کنند.

رود آکرون

یکی دیگر از رودخانه های افسانه ای در دنیای زیرین آکرون است. آکرون (32.31 مایل) مردگان را به ارمغان می آورد. وارد قلمرو هادس می شود و بدبختی یا بدبختی را به تصویر می کشد. شاعر رومی، ویرژیل، از آن به عنوان رودخانه اصلی یاد می کند که از تارتاروس می گذشت و رودخانه های استیکس و کوسیتوس از آن سرچشمه می گرفتند.

آچرون همچنین نام خدای رودخانه بود. پسر هلیوس (خدای خورشید) و یا دمتر یا گایا. طبق اساطیر یونانی، آکرون بعد از نوشیدن آب به تیتان ها در طول جنگ با خدایان المپیا، به رودخانه زیرین تبدیل شد.

عملکردهای رودخانه آکرون

برخی اسطوره های یونان باستان نیز نقل می کنند که آکرون رودخانه ای بود که روح مردگان توسط خدای کوچک شارون بر روی آن منتقل می شد . دایره المعارف بیزانسی قرن دهم، سودا، رودخانه را مکانی برای شفا، پاکسازی و پاکسازی گناهان توصیف می کند. به گفته افلاطون فیلسوف یونانی، آکرون رودی بادخیز بود که در آن ارواح می‌رفتند تا در انتظار زمان معینی بمانند و پس از آن به عنوان حیوان به زمین بازگردند.

در حال حاضر، رودخانه‌ای است که جریان دارد. در منطقه Epirus در یونان نام رودخانه جهنمی، آچرون است. Acheron از روستای zotiko به دریای Ionian در یک دهکده ماهیگیری کوچک به نام Ammoudia می ریزد.

برخینویسندگان یونان باستان از آکرون به‌عنوان ترکیبی برای هادس استفاده می‌کردند، بنابراین رودخانه آکرون به عنوان نماد دنیای زیرین درآمد. طبق گفته افلاطون، آکرون باورنکردنی ترین رودخانه در میان رودخانه های اساطیر یونانی جهان زیرین بود.

رود فلگتون

فلگتون شناخته شده بود. به عنوان رودخانه آتش، افلاطون آن را به عنوان جریانی از آتش توصیف می کند که در اطراف زمین جریان دارد و به روده تارتاروس ختم می شود. طبق افسانه، الهه استیکس عاشق فلگتون شد، اما وقتی با شعله های آتشین او تماس گرفت، مرد. رودخانه به موازات رودخانه فلگتون جریان دارد. دانته شاعر ایتالیایی در کتاب دوزخ خود نوشت که فلگتون رودخانه ای از خون بود که روح ها را می جوشاند.

کارکردهای فلگتون

بر اساس دوزخ دانته، رودخانه در دایره هفتم جهنم قرار دارد و به عنوان مجازات برای ارواح مرتکب جنایات سخت در حالی که زنده بودند استفاده می شود. این قرعه شامل قاتلان، ظالمان، دزدان، کفرگویان، وام دهندگان پول حریص و لواط ها می شود. بسته به ماهیت وحشیانه جنایت ارتکابی، به هر روح سطح خاصی در رودخانه جوشان آتش اختصاص داده شد. ارواحی که سعی می کردند از سطح خود بالاتر بروند توسط سنتورهایی که در مرزهای فلگتون گشت می زدند به سمت آنها شلیک می کردند.

شاعر انگلیسی ادموند اسپنسر نیز نسخه دانته را تکرار کرداز فلگتون در شعر ملکه پری خود که از سیل آتشینی خبر می دهد که روح های لعنتی را در جهنم سرخ می کند. رودخانه همچنین پس از شکست و سرنگونی تیتان ها توسط المپیک ها به عنوان زندانی برای تیتان ها عمل می کند.

در یکی از افسانه های پرسفون، اسکالافوس، نگهبان باغ هادس، پرسفونه را به خاطر خوردن انارهای ممنوعه گزارش کرده است. بنابراین، او مجازات شد که چهار ماه از هر سال را با هادس بگذراند.

پرسفونه برای تنبیه اسکالافوس، فلگتون را روی او پاشید و او را به جغد جیغی تبدیل کرد. نویسندگان دیگری مانند افلاطون. احساس می کرد که رودخانه منبع فوران های آتشفشانی است.

رود کوسیتوس

Cocytus به عنوان رودخانه نوحه یا زاری شناخته می شد و اعتقاد بر این بود که منبع آن است. از استیکس و به آکرون در هادس جاری شد. دانته کوسیتوس را نهمین و آخرین دایره جهنم توصیف کرد، از آن به عنوان یک دریاچه یخ زده به جای رودخانه یاد کرد. دلیل آن این بود که شیطان یا لوسیفر با بال زدن رودخانه را به یخ تبدیل کرد.

عملکردهای رودخانه کوسیتوس

طبق گفته دانته، رودخانه چهار دور نزولی داشت و ارواح به آنجا فرستاده شدند. بسته به نوع جرمی که مرتکب شده اند. دور اول کاینا بود که در کتاب مقدس به نام قابیل نامگذاری شد و برای خائنان به خویشاوندان محفوظ بود.

دور بعدی Antenora بود که به نمایندگی Antenor از ایلیاد، که به کشورش خیانت کردبطلمیه سومین دوری بود که نماد فرماندار اریحا، بطلمیوس بود که مهمانان خود را کشت. بنابراین، خائنانی برای مهمانان به آنجا فرستاده شدند.

سپس آخرین دور به نام یهودای اسخریوطی جودکا نام گرفت و برای افرادی بود که به اربابان یا خیرین خود خیانت کردند. سواحل رودخانه کوسیتوس خانه ارواحی بود که دفن مناسبی دریافت نکردند و بنابراین به عنوان محل سرگردان آنها عمل می کرد.

خلاصه:

تا کنون، ما' پنج بدنه آبی در عالم اموات و عملکرد آنها را مورد مطالعه قرار دادیم. در اینجا خلاصه ای از همه چیزهایی است که ما کشف کرده ایم:

  • طبق اساطیر یونانی، پنج رودخانه در قلمرو هادس وجود داشت که هر کدام عملکرد خود را داشتند.
  • رودخانه ها Styx، Lethe، Acheron، Phlegethon و Cocytus و خدایان آنها بودند.
  • هر دو Acheron و Styx به عنوان مرز بین دنیای زنده ها و مردگان عمل می کردند در حالی که Phlegethon و Cocytus مورد استفاده قرار می گرفتند. برای مجازات بدکاران.
  • لته، از سوی دیگر، نماد فراموشی بود و مردگان باید از آن بنوشند تا گذشته خود را فراموش کنند.

همه رودخانه ها نقش مهمی در تضمین آن داشتند که ارواح لعنتی بهای اعمال خود را پرداختند و اسطوره های آنها به عنوان احتیاط برای زنده ها عمل کرد تا از شر دست بردارند.

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها