نمونه ای از تشبیه حماسی چیست: تعریف و چهار مثال

John Campbell 12-10-2023
John Campbell
commons.wikimedia.org

شبیه شکل گفتاری است که در آن یک چیز به چیز دیگری تشبیه می شود به گونه ای که تصویر را واضح و تقویت کند. این یک مقایسه صریح است که به راحتی با استفاده از کلمات "مانند" یا "مانند" قابل تشخیص است، بر خلاف استعاره، که مقایسه مذکور بیشتر ضمنی است. ویلیام شکسپیر یکی از بسیاری از نویسندگانی است که از تشبیه برای جلوه های عالی استفاده کرده است، مانند غزل 130، که با یک تشبیه آشکار شروع می شود. "چشم های معشوقه من چیزی شبیه به خورشید نیست."

تشبیه حماسی نیز شکلی از گفتار است که بیانگر مقایسه است، اگرچه معمولاً چندین سطر است. گاهی اوقات به عنوان تشبیه هومری نیز شناخته می شود ، زیرا هومر، نویسنده ایلیاد و ادیسه، اغلب از ابزار ادبی در اشعار حماسی خود استفاده می کرد. تشبیهاتی که هومر می نویسد مفصل و پیچیده است و اغلب به عنوان یک شعر در شعر اصلی دیده می شود. بسیاری از تشبیهات حماسی هومر و نویسندگان تحت تأثیر او با عناصر طبیعی مانند حیوانات، گیاهان یا ستارگان مقایسه می‌کنند. یک تشبیه ، تشبیه حماسی (یا هومری) دارای مقایسه های طولانی بین دو موضوع بسیار پیچیده است. این موضوعات می توانند افراد، اشیا یا اعمال باشند . تعریف و مفهوم تشبیه حماسی ارتباط تنگاتنگی با اصطلاحات ادبی فهرست verse و blazon دارد.اصطلاح blazon به عنوان شبیهی که بدن زن را در بر می گیرد تعریف می شود، در حالی که آیه فهرست اصطلاحی است که برای توصیف فهرستی از افراد، چیزها، مکان ها یا ایده ها در یک شعر استفاده می شود.

علاوه بر این. این تشبیه حماسی را که هومر در دو شعر حماسی خود، ایلیاد و ادیسه به شدت به کار گرفته است، در بسیاری از اشعار دیگر با نسبت حماسی برابر دیده می شود. ما می‌توانیم تشبیه هومری را ببینیم، برای مثال، در Aeneid ویرژیل، شعر حماسی مربوط به حدود 20 قبل از میلاد. Aeneid به زبان لاتین نوشته شده است، Aeneas، تروایی که به ایتالیا سفر می کند و بنیانگذار رومیان می شود، می گوید. به عنوان یک شخصیت، آئنیاس قبلاً در متون دیگری از جمله ایلیاد هومر ظاهر شده بود.

همچنین ببینید: The Bacchae – Euripides – Summary & تحلیل و بررسی

یک نمونه عالی دیگر از تشبیه حماسی در بهشت ​​گمشده جان میلتون است. بیش از هزار سال پس از هومر و به زبانی بسیار دور از یونانی هومر یا لاتین ویرژیل نوشته شده است Paradise Lost در سال 1667 منتشر شد و به وسوسه آدم و حوا توسط فرشته سقوط کرده شیطان می گوید.

در زیر می باشد. ما نمونه هایی از تشبیهات حماسی موجود در هر چهار متن فوق را برجسته خواهیم کرد. ایلیاد، ادیسه، آئنید، و بهشت ​​گمشده .

نمونه ای از تشبیه حماسی در ایلیاد هومر

commons.wikimedia.org

نمونه های متعددی از شبیه حماسی در ایلیاد هومر وجود دارد، بنابراین مثال زیر صرفاً نمایشی از قدرت شاعری شاعر یونانی است. به بیان مختصر، ایلیاد به این موضوع می پردازدجنگ تروا از دیدگاه بزرگترین جنگجو در تمام اساطیر یونان، آشیل. در این گزیده، هومر می نویسد که یونانی ها که در شورا جمع می شوند، شبیه زنبورها هستند . مطالب زیر از ترجمه لاتیمور هومر گرفته شده است. در آن، ما می‌توانیم ببینیم که چگونه تشبیه حماسی در مقایسه با یک تشبیه معمولی که برای مثال در شکسپیر می‌یابیم عمیق‌تر و غنی‌تر است>

در فواره های تازه از توخالی در سنگ، و مانند

انگورهای خوشه ای آویزان می شوند که در بهار زیر گل ها معلق می شوند

ازدحام دسته جمعی به این طرف و آن طرف،

بنابراین بسیاری از ملل از کشتی ها و پناهگاه ها

در امتداد جلوی اعماق دریا به ترتیب

شرکت ها به سمت مجمع حرکت کردند […]”

نمونه ای از تشبیه حماسی در ادیسه هومر

اودیسه، دیگر شعر حماسی بزرگ هومر، به تلاش ادیسه برای بازگشت به خانه به پادشاهی خود می پردازد پس از جنگیدن در جنگ تروا. همچنین، مانند شعر همراه او، مجموعه ای از تشبیهات حماسی مختلف را به نمایش می گذارد. گزیده زیر به اسکیلا می پردازد، هیولایی که عادت داشت قربانیانش را بخورد. در اینجا یک قطعه مقایسه می شود که چگونه دریا اودیسه را از صخره ها بیرون می کشد و با عمل یک ماهیگیر که یک اختاپوس را می گیرد و آن را از محیطش جدا می کند. راترجمه فیتزجرالد است.

«در حین مدیتیشن، موج شدیدی او را مستقیماً روی صخره ها می برد. او در آنجا پوسته پوسته می‌شد و استخوان‌هایش شکسته می‌شد، آتنا با چشم‌های خاکستری به او دستور نداده بود: او با دو دستش یک طاقچه سنگی را در حین عبور گرفت و نگه داشت، در حالی که موج بالا می‌رفت، ناله می‌کرد تا از آن دور بماند. شکستن سپس شستشوی معکوس به او برخورد کرد و او را زیر و بیرون کرد. یک اختاپوس، وقتی یکی را از اتاقش می‌کشید، با مکنده‌هایی پر از سنگ‌های ریز به سراغش می‌آید: اودیسه پوست دست‌های بزرگش را در حالی که موج او را زیر آب می‌برد، روی لبه سنگ پاره کرد. و حالا بالاخره اودیسه از بین می‌رفت، ضرب و شتم غیرانسانی می‌شد، اما او از آتنای چشم خاکستری موهبت خودداری را داشت."

هومر عمیقاً بر آئنید ویرژیل تأثیر می گذارد. داستان آئنیاس را دنبال می کند که او به ایتالیا سفر می کند و زیبایی و تازگی آن را کشف می کند . این همچنین یک داستان شکل گیری برای آغاز امپراتوری روم است. در تشبیه زیر نیز از زنبورها استفاده شده است، اگرچه این بار برای نشان دادن این که آئنیاس چگونه شهر بزرگ کارتاژ و مد منظم آن را دید. این از ترجمه رودن ویرژیل گرفته شده است :

«مثل زنبورهای بهار در سراسر سرزمین شکوفه،

مشغول زیر خورشید، فرزندان خود را هدایت می کند،

اکنون رشد کرده اند، از کندو، یا سلول های بارگذاری شده

تا زمانی که با عسل و شیرینی پف کنندشهد،

یا حمل محموله، یا صف کشیدن

برای محافظت از علوفه در برابر هواپیماهای بدون سرنشین تنبل؛

همچنین ببینید: سارپدون: پادشاه نیمه خدای لیکیا در اساطیر یونانی

اثر انبوه از آویشن و عسل معطر می‌دمد."

Paradise Lost یک شعر انگلیسی حماسی است که داستان شیطان ، سقوط او از بهشت ​​و وسوسه آدم و حوا را بیان می کند. جالب است که ببینیم تشبیه حماسی چگونه در انگلیسی ساخته می‌شود (برخلاف ترجمه انگلیسی، مانند موارد بالا). آیات زیر ارتش لوسیفر را با برگ های پاییزی مقایسه می کند . ما می توانیم تأثیر هومری را در روشی که میلتون تشبیه حماسی خود را می سازد، ببینیم. برگ‌های پاییزی که جوی‌ها را پرتاب می‌کنند

در Vallombrosa، جایی که سایه‌های Etrurian وجود دارد

High over-arch'd embow'r; یا پراکنده می شود

روی آب، هنگامی که با بادهای شدید شکارچی بازو می کند

آزار می دهد ساحل دریای سرخ، که امواج به راه افتاد

بوسیریس و جوانمردی ممفیایی او،

در حالی که آنها با نفرت موذیانه دنبال می کردند

مسافران گشن که از ساحل امن لشکرهای شناور خود را دیدند

و چرخ های ارابه شکسته: بسیار ضخیم بهترین،

محروم و گمشده، اینها را دراز می کشند، سیل را می پوشانند،

در شگفتی از تغییر وحشتناکشان.»

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها