آگاممنون – آیسخلوس – پادشاه میکنه – خلاصه نمایشنامه – یونان باستان – ادبیات کلاسیک

John Campbell 22-08-2023
John Campbell

(تراژدی، یونانی، 458 ق.م، 1673 سطر)

مقدمهآگاممنون

AEGISTHUS، پسر Thyestes، پسر عموی Agamemnon

خدمت، خدمتگزاران، سربازان

نمایش باز می شود در حالی که یک نگهبان با خوشحالی سیگنالی را تشخیص می دهد که نشان می دهد تروی سقوط کرده است، و بنابراین آگاممنون به زودی به خانه خواهد رفت. گروه کر پیرمردها به طور خلاصه داستان جنگ تروا را در تمام روابط سرنوشت ساز آن بازگو می کند.

همسر آگاممنون ، کلیتمنسترا، اما از این خبر خوشحال نیست. او از زمانی که آگاممنون در آغاز جنگ تروا، دخترشان، ایفیگنیا را قربانی کرد تا از خدای آزرده ارتمیس، آرتمیس راضی کند، او سال‌ها کینه‌ای را در خود پرورش داده است. بدتر از آن، در غیاب آگاممنون، او پسر عموی خود، آگیستوس را به عنوان معشوق انتخاب کرده است، که او نیز ادعاهایی برای تاج و تخت آرگوس دارد. بازگشت، او کاساندرا را با خود می آورد ، کشیش تروایی به بردگی آپولو، به عنوان صیغه خود، که باعث خشم بیشتر کلیتمنسترا شد. پس از گروه کر پیرمردها، بیشتر کنش اصلی نمایشنامه حول تضاد و مناظره بین کلیتمنسترا و آگاممنون می چرخد . هنگامی که کلیتمنسترا در نهایت آگاممنون را متقاعد می کند که وارد خانه آنها شود، او را با تبر می کشد در حالی که او در حمام خود بی دفاع است، مانند حیوانی که برای قربانی کشته می شود. بنابراین، اقبال آگاممنون از همان قله به طور کامل تغییر کرده استسعادت و شهرت تا ورطه ی تباهی و مرگی شرم آور.

کاساندرا (که توسط آپولون با عطای روشن بینی لعنت شده بود اما نفرین که هیچ کس پیشگویی های او را باور نخواهد کرد) با گروه کر بحث می کند که آیا باید وارد قصر شود یا نه، زیرا می داند که او نیز به قتل خواهد رسید. در نهایت، پس از توصیف برخی از جنایاتی که قبلاً در خانه نفرین شده آترئوس انجام شده است، او تصمیم می گیرد به هر حال وارد شود، زیرا می داند که نمی تواند از سرنوشت خود جلوگیری کند.

قصر باز می شود ، نمایش اجساد وحشتناک آگاممنون و کاساندرا، همراه با کلیتمنسترای سرکش و پشیمان. آگیستوس عاشق کلیتمنسترا نیز بیرون می آید و سخنرانی متکبرانه ای برای گروه کر (که از بزرگان آرگوس تشکیل شده است) ایراد می کند که با عصبانیت نسبت به او واکنش نشان می دهند. نمایشنامه با گروه کر به غاصبین یادآوری می کند که پسر آگاممنون، اورستس، مطمئناً به انتقام دقیق بازخواهد گشت.

تجزیه و تحلیل

بازگشت به بالای صفحه

همچنین ببینید: ادیسه - هومر - شعر حماسی هومر - خلاصه

"اورستیا" (شامل "آگاممنون" ، "حامل عیدی" و " Eumenides» ) تنها نمونه بازمانده از یک سه گانه کامل از نمایشنامه های یونان باستان است (نمایشنامه چهارم که به عنوان یک پایان کمیک اجرا می شد، یک نمایشنامه طنز به نام «پروتئوس» ،زنده نمانده است). در ابتدا در جشنواره سالانه Dionysia در آتن در سال 458 قبل از میلاد اجرا شد، جایی که جایزه اول را از آن خود کرد. سه گانه، به خودی خود خوب می ایستد، با دو نمایشنامه دیگر بسیار غنی می شود، و تنها در ترکیب با نمایشنامه های دیگر است که تمام ابعاد و عظمت کل پروژه، تنگ بودن مضمون و نمادگرایی و وضوح درخشان آن، می توان قدردانی کرد.

همچنین ببینید: آمورز - اوید

علیرغم محدوده محدودی برای درام انسانی در داستانی که توسط دسیسه های خدایان هدایت می شود ، با این وجود رشد قابل توجهی در سطح شخصیت پردازی وجود دارد. در این نمایشنامه ها در مقایسه با آثار قبلی ایسخلوس . به ویژه کلیتمنسترا یکی از قدرتمندترین شخصیت‌های نمایشی یونان باستان است. او به وضوح زنی بی‌نظیر و خطرناک است، اما در زیر زهر او درد عمیق و تسلیم‌ناپذیری وجود دارد که از مرگ تنها دخترش، ایفیجنیا، به دست آگامنون ده سال قبل ناشی می‌شود. در این مدت، قلب او در درونش مرده است، و تنها کسی به شدت زخمی شده است که می تواند با اندک پشیمانی ظاهری بکشد>تاکید بر ضعف طبیعی زنان در نمایشنامه هایش . برای مثال، در "آگاممنون" قابل توجه است که هلن، کلیتمنسترا و کاساندرا هر سه هستند.زنان زناکار سنتی تر ایسخولوس هیچ تلاشی برای پویایی متعادل نر و ماده که گاهی توسط اوریپید نشان داده می شود انجام نمی دهد.

سایر موضوعات مهم تحت پوشش سه گانه شامل : طبیعت چرخه‌ای جنایات خونی (قانون باستانی ارینی‌ها حکم می‌کند که خون باید با خون در یک چرخه بی‌پایان عذاب پرداخت شود، و تاریخ خونین گذشته خاندان آترئوس همچنان بر وقایع نسل به نسل در یک چرخه خود تداومی خشونت که باعث خشونت می شود تأثیر می گذارد). عدم وضوح بین حق و باطل (آگاممنون، کلیتمنسترا و اورستس همگی با انتخاب‌های اخلاقی غیرممکن، بدون روشنی درست و غلط مواجه هستند). تعارض بین خدایان قدیم و جدید (Erinyes نمایانگر قوانین باستانی و بدوی است که انتقام خون را طلب می کند، در حالی که آپولو و به ویژه آتنا نشان دهنده نظم جدید عقل و تمدن هستند). و ماهیت دشوار وراثت (و مسئولیت هایی که با خود به همراه دارد).

همچنین جنبه استعاری اساسی در کل درام وجود دارد : تغییر از باستانی عدالت خودیاری از طریق انتقام شخصی یا انتقام جویی برای اجرای عدالت از طریق محاکمه (تصویب شده توسط خود خدایان) در سراسر مجموعه نمایشنامه ها، نمادی از گذر از یک جامعه یونانی بدوی که توسط غرایز اداره می شود، به یک جامعه مدرن است.جامعه دموکراتیکی که توسط عقل اداره می شود.

به عنوان مثال، ظلمی که آرگوس تحت آن در پایان «آگاممنون» قرار می گیرد ، به شکلی بسیار گسترده با برخی از رویدادها در زندگینامه خود ایسخلوس . معروف است که او حداقل دو بار به دربار هیرون ستمگر سیسیلی (همانند چندین شاعر برجسته دیگر زمان خود) مراجعه کرده است، و او از طریق دموکراتیک شدن آتن زندگی کرد. تنش بین استبداد و دموکراسی ، موضوع مشترک درام یونانی، در سه نمایشنامه قابل لمس است.

در پایان سه گانه ، اورستس دیده می شود کلیدی باشد، نه تنها برای پایان دادن به نفرین خاندان آترئوس، بلکه در پی ریزی گامی جدید در پیشرفت بشریت، اگرچه در این نمایشنامه اول به اختصار از او نام برده شده است. Aeschylus از یک اسطوره باستانی و شناخته شده به عنوان مبنای "Oresteia" خود استفاده می کند، اما او به روشی کاملاً متفاوت از سایر نویسندگانی که پیش او آمد، با دستور کار خود برای انتقال>بازگشت به بالای صفحه

  • ترجمه انگلیسی توسط E. D. A. Morshead (Internet Classics Archive): //classics.mit.edu/Aeschylus /agamemnon.html
  • نسخه یونانی با ترجمه کلمه به کلمه (پروژه پرسئوس)://www.perseus.tufts.edu/hopper/text.jsp?doc=Perseus:text:1999.01.0003

[rating_form id=”1″]

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها