زنان تروا - اوریپید

John Campbell 12-10-2023
John Campbell

(تراژدی، یونانی، 415 ق.م، 1332 سطر)

مقدمههکوبا

منلاوس پادشاه اسپارت

نمایشنامه با زاری خدای پوزئیدون برای سقوط تروا شروع می شود . الهه آتنا به او ملحق می شود که از تبرئه اقدامات آژاکس کوچک توسط یونانی ها در بیرون کشیدن شاهزاده خانم تروایی کاساندرا از معبد آتنا (و احتمالاً تجاوز به او) خشمگین شده است. این دو خدا با هم در مورد راههای مجازات یونانیان بحث می کنند و برای انتقام از بین بردن کشتی های یونانی که به خانه می روند توطئه می کنند. 17>هکوبا ملکه تروایی خلع شده در اردوگاه یونانی بیدار می شود تا برای سرنوشت غم انگیز خود سوگواری کند و هلن را به عنوان علت نفرین کند و گروه کر زنان اسیر تروا فریادهای او را بازتاب می دهد. منادی یونانی تالتیبیوس وارد می شود تا به هکوبا بگوید که چه بر سر او و فرزندانش می آید: خود هکوبا به عنوان برده ژنرال منفور یونانی اودیسه برده می شود و دخترش کاساندرا قرار است کنیز ژنرال فاتح آگاممنون شود.

کاساندرا (که به دلیل نفرینی که تحت آن می‌تواند آینده را ببیند تا حدی دیوانه شده است، اما وقتی به دیگران هشدار می‌دهد هرگز باور نمی‌شود)، از این خبر بسیار خرسند به نظر می‌رسد، زیرا پیش‌بینی می‌کند که وقتی آنها به آرگوس می‌رسند. ، همسر جدید استادش کلیتمنسترا او و آگاممنون را خواهد کشت، اگرچه به دلیل نفرین هیچ کس این پاسخ را درک نمی کند و کاساندرا به سوی او برده می شود.سرنوشت.

هکوبا عروس آندروماخه با پسر بچه اش آستیناکس وارد می شود و خبر را تایید می کند. قبلاً توسط تالتیبیوس اشاره شده بود که کوچکترین دختر هکوبا، پولیکسنا ، به عنوان قربانی در آرامگاه آشیل جنگجو یونانی کشته شده است (موضوع اوریپید نمایشنامه <16">« هکوبا « ). سهم خود آندروماخ این است که صیغه پسر آشیل، نئوپتولموس شود و هکوبا به او توصیه می کند که به ارباب جدیدش احترام بگذارد به این امید که ممکن است به او اجازه داده شود که آستیناکس را به عنوان ناجی آینده تروا پرورش دهد.

با این حال، گویی که می خواهد این امیدهای رقت انگیز را از بین ببرد، تالتیبیوس از راه می رسد و با اکراه به او اطلاع می دهد که آستیاناکس محکوم به پرتاب شدن از نبردهای تروا به مرگ خود شده است، به جای اینکه خطر بزرگ شدن پسر را برای انتقام از پدرش به خطر بیندازد. ، هکتور. او همچنین هشدار می‌دهد که اگر آندروماخ سعی کند کشتی‌های یونانی را نفرین کند، نوزاد اجازه دفن نخواهد داشت. آندروماش که هلن را به دلیل جنگ در وهله اول نفرین می کند به کشتی های یونانی برده می شود، در حالی که سربازی کودک را تا مرگ حمل می کند.

پادشاه اسپارت. منلائوس وارد می شود و به زنان اعتراض می کند که به تروا آمده است تا از پاریس انتقام بگیرد و هلن را پس نگیرد، اما هلن با این وجود قرار است به یونان بازگردد، جایی که حکم اعدام در انتظار اوست. هلن در مقابل او آورده می شود که هنوز زیبا و جذاب استپس از تمام اتفاقات رخ داده است، و او از منلائوس می خواهد که جانش را ببخشد، و ادعا می کند که توسط الهه Cypris جادو شده است و او تلاش می کند پس از شکسته شدن طلسم به منلائوس بازگردد. هکوبا داستان بعید او را تحقیر می کند و به منلائوس هشدار می دهد که اگر اجازه زندگی به او داده شود دوباره به او خیانت خواهد کرد، اما او بی رحم باقی می ماند و صرفاً اطمینان می دهد که او با کشتی دیگری به غیر از کشتی خودش سفر می کند.

در پایان نمایش ، تالتیبیوس باز می گردد و جسد آستیاناکس کوچک را بر روی سپر بزرگ برنزی هکتور می برد. آندروماخه می‌خواست خودش فرزندش را دفن کند و طبق روش‌های تروا، آیین‌های مناسبی را انجام دهد، اما کشتی او قبلاً حرکت کرده است و به هکوبا می‌رسد تا جسد نوه‌اش را برای دفن آماده کند.

با پایان یافتن نمایشنامه. و شعله های آتش از خرابه های تروا بلند می شود، هکوبا آخرین تلاش ناامیدانه را برای کشتن خود در آتش انجام می دهد، اما توسط سربازان مهار می شود. او و زنان تروا باقی مانده به کشتی های فاتحان یونانی خود برده می شوند> بازگشت به بالای صفحه

همچنین ببینید: فمینیسم در آنتیگونه: قدرت زنان

" زنان تروا" <19 مدتهاست تصویری خلاقانه و هنرمندانه از عواقب پس از جنگ تروا و همچنین تصویری نافذ از رفتار وحشیانه هموطنان اوریپید نسبت به زنان و کودکان. از مردم آنهاتحت سلطه در جنگ اگرچه در از نظر فنی شاید یک نمایشنامه عالی نباشد - دارای طرح توسعه کمی، ساخت یا کنش اندک و تسکین یا تنوع کمی در لحن است - پیام آن جاودانه و جهانی است.

همچنین ببینید: خدایان یونانی در مقابل خدایان نورس: تفاوت های بین هر دو خدا را بشناسید

نخستین نمایش در بهار 415 قبل از میلاد، به عنوان سرنوشت نظامی آتن در موازنه شانزده سال پس از جنگ پلوپونز علیه اسپارت، و اندکی پس از قتل عام مردان آتن توسط ارتش آتن برگزار شد. جزیره ملوس و به بردگی گرفتن زنان و کودکانشان، تفسیر تراژیک اوریپیدس<18 در مورد غیرانسانی بودن جنگ، ماهیت برتری فرهنگی یونان را به چالش کشید. در مقابل، زنان تروا، به ویژه هکوبا، به نظر می‌رسد که بارهای خود را با نجابت و نجابت به دوش می‌کشند. بارها ایمان آنها به پانتئون سنتی خدایان و وابستگی آنها به آنها را زیر سوال می برند و بیهوده بودن انتظار خرد و عدالت از خدایان بارها و بارها بیان می شود. خدایان در نمایشنامه به صورت حسود ، سرسخت و دمدمی مزاج به تصویر کشیده شده اند که می توانست معاصران محافظه کار سیاسی اوریپید را بسیار ناراحت کند و شاید تعجبی نداشته باشد که این نمایشنامه در رقابت دراماتیک Dionysia علیرغم کیفیت آشکارش برنده نشد.

زنان اصلی تروا نمایشنامه عمداً به شکلی کاملاً متفاوت به تصویر کشیده شده است: ملکه پیر خسته و غم انگیز، هکوبا. جوان، باکره مقدس و بینا، کاساندرا. آندروماش مغرور و نجیب؛ و هلن زیبا و مکر (تروجانی نیست اما دیدگاه او از رویدادها توسط اوریپیدس برای تضاد ارائه شده است). به هر یک از زنان یک ورود دراماتیک و تماشایی به نمایش داده شده است ، و هر کدام به شیوه شخصی خود به شرایط غم انگیز واکنش نشان می دهند.

زن دیگر (کمتر بزرگ اما به همان اندازه رقت انگیز) گروه کر نیز نظر خود را دارند و با توجه به غم و اندوه زنان عادی تروا ، اوریپید به ما یادآوری می کند که بانوهای بزرگ دربار اکنون به همان اندازه برده اند. آیا آنها هستند، و غم و اندوه آنها در واقع بسیار شبیه به هم است. در حالی که منادی یونانی تالتیبیوس به‌عنوان مردی حساس و شایسته در دنیایی از تباهی و اندوه، شخصیتی بسیار پیچیده‌تر از منادی ناشناس تراژدی یونانی، و تنها یونانی در کل نمایشنامه معرفی می‌شود. اصلاً ویژگی های مثبت.

منابع

برگشت به بالای صفحه

  • ترجمه انگلیسی (Internet Classics Archive)://classics.mit.edu/Euripides/troj_women.html
  • نسخه یونانی با ترجمه کلمه به کلمه (پروژه Perseus): //www.perseus.tufts.edu/hopper/text.jsp?doc =Perseus:text:1999.01.0123

[rating_form id=”1″]

John Campbell

جان کمپبل یک نویسنده و علاقه مندان به ادبیات ماهر است که به خاطر قدردانی عمیق و دانش گسترده اش از ادبیات کلاسیک معروف است. جان با اشتیاق به کلام مکتوب و شیفتگی خاصی به آثار یونان و روم باستان، سالها را به مطالعه و کاوش در تراژدی کلاسیک، شعر غزل، کمدی جدید، طنز، و شعر حماسی اختصاص داده است.با فارغ التحصیلی ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از یک دانشگاه معتبر، پیشینه دانشگاهی جان او را برای تحلیل انتقادی و تفسیر این خلاقیت های ادبی جاودانه فراهم می کند. توانایی او در کنکاش در ظرایف شعرهای ارسطو، عبارات غنایی سافو، شوخ طبعی آریستوفان، تفکرات طنز آمیز یوونال، و روایت های گسترده هومر و ویرژیل واقعا استثنایی است.وبلاگ جان به عنوان یک پلت فرم مهم برای او عمل می کند تا بینش ها، مشاهدات و تفسیرهای خود را از این شاهکارهای کلاسیک به اشتراک بگذارد. او از طریق تجزیه و تحلیل دقیق خود از مضامین، شخصیت ها، نمادها و زمینه تاریخی، آثار غول های ادبی باستانی را زنده می کند و آنها را برای خوانندگان با هر زمینه و علاقه قابل دسترس می کند.سبک نوشتاری جذاب او هم ذهن و هم قلب خوانندگانش را درگیر می کند و آنها را به دنیای جادویی ادبیات کلاسیک می کشاند. با هر پست وبلاگ، جان به طرز ماهرانه ای درک علمی خود را با یک نکته عمیق به هم می پیونددارتباط شخصی با این متون، آنها را قابل ربط و مرتبط با دنیای معاصر می کند.جان که به عنوان یک مرجع در زمینه خود شناخته می شود، مقالات و مقالاتی را با چندین مجله و نشریه ادبی معتبر ارائه کرده است. تخصص او در ادبیات کلاسیک نیز او را به سخنران مورد علاقه در کنفرانس های دانشگاهی و رویدادهای ادبی مختلف تبدیل کرده است.جان کمپبل از طریق نثر شیوا و شور و شوق پرشور خود مصمم است زیبایی جاودانه و اهمیت عمیق ادبیات کلاسیک را احیا کند و جشن بگیرد. چه شما یک محقق متعهد باشید یا صرفاً یک خواننده کنجکاو باشید که به دنبال کشف دنیای ادیپ، اشعار عاشقانه سافو، نمایشنامه های شوخ طبع مناندر یا داستان های قهرمانانه آشیل هستید، وبلاگ جان وعده می دهد که منبع ارزشمندی باشد که آموزش، الهام بخشیدن و شعله ور شدن خواهد داشت. عشق مادام العمر به کلاسیک ها